جام طلای حسنلو یکی از آثار باستانی برجسته ایران است که در جریان کاوش‌های رابرت اچ. دایسون در تپه حسنلو ، شهر نقده در سال ۱۳۳۷ کشف شد. قدمت این اثر به ۱۲۰۰ پیش از میلاد می رسد و احتمال می رود که به دوره قبل از مادها یعنی منائیان مربوط شود

این اثر ۲۱ سانتی متر بلندی، ۲۵ سانتی متر قطر و ۹۵۰ گرم وزن دارد. بر روی جام نقش خدایگان سه گانه: خدای زمین، خدای آب و خدای خورشید حک شده‌است. نقش پهلوانی که با هیولا می‌جنگد، الهه‌ای ایستاده روی دو قوچ، نقش بدن انسان بر پشت یک پرنده و مطابقت صحنه‌ها با یک حماسه حوری از نقش‌های موجود بر روی این جام است. سازمان میراث فرهنگی برای نخستین بار آن را در سال ۱۳۷۷ به نمایش عمومی گذاشت.

بر روی بدنه این جام معروف، نقش‌های بسیاری حک شده‌است که احتمالاً داستانی حماسی را روایت می‌کند. در جلد اول کتاب کهن دیار که قسمتی از مجموعه آثار ایران باستان در موزه‌های بزرگ جهان را به تصویر کشیده‌ است، در رابطه با این جام آمده است:

در ردیف بالایی، ایزدی بالدار سوار بر گردونه‌ای که یک گاونر آن را می‌کشد، به سوی کاهنی در حرکت است که جامی در دست دارد و در این حال از دهان گاو، رودی جاری است که احتمالاً نماد حیات و باروری محسوب می‌شود.

در ردیف پایینی و زیر گردونه حیات، پهلوانی در حال نبرد با موجودی نیمه انسان و نیمه اژدها است. از تصاویر قلم زنی شده آن سوی جام می‌توان به ایزدهای شاخدار سوار بر ارابه، کاهنانی که در حال حمل قوچ‌های قربانی هستند، پهلوانی که گرز و کمان در دست دارد، مردی که در حال رام کردن شیر است و پدر و مادری که در حال بازی با کودک خردسالشان هستند، اشاره کرد.

 

این جام که در زیر اسکلت مردی یافته شده، ضربه خورده و کج می‌باشد. کارشناسان بر این باورند که این مرد با در دست داشتن جام در حال فرار از دست سپاه مهاجمان بوده، و چون در حال فرار جانش را از دست داده جام در زیر فشار بدنش ضربه خورده و کج شده‌است.

اگرچه استخوان‌های این مرد له شده بود، میشد تشخیص داد که موقع مرگ بر روی شانه‌ی راستش افتاده و سرش به سمت شمال دیوار بوده است؛ پایینِ بازوی سمت راستِ او به صورت عمودی روی دیوار قرار داشت و دستش از مچ خم شده بود. این دست، از مچ تا شانه با یک دستکش بلند پوشانده شده بود که شاید از جنس چرم باشد.

احتمالاً این سه مرد سه سرباز بودند که در بحبوحه‌یِ به آتش کشیده شدن این دژ، در حال غارت یک مجموعه‌ی چندطبقه‌ای بودند. آن‌ها این جام و اشیاء باارزش دیگر را از انبار طبقه‌ی دوم برداشته‌اند، اما حین فرار با این غنائم، ساختمان خشتی ناگهان فروریخته است. البته یک احتمال دیگر هم این است که این سه مرد در واقع جزء محافظانی بوده‌اند که در آخرین لحظات سقوط قلعه، در حال خارج کردن ارزشمندترین اشیاء آنجا بوده‌اند که در زیر آوار مدفون شده‌اند.

این جام، مظهر منحصر بفرد هنر باستانی زرگری در این تمدن کمتر شناخته شده است. نقوش خاص و رازآلود روی اثر نیز کلید کشف سنت‌های مذهبی و اساطیری زمان خود به شمار می‌روند. در طول سالیان، درباره‌ی این جام در کتب و مقالات علمی بیشماری بحث شده است، از جمله تحلیلی توسط ماری ترز بارلت (۱۹۱۱-۱۹۹۶) که این جام را یکی از بزرگترین یافته‌های معاصر باستانشناسی به حساب آورده است.

 

جام حسنلو با حکاکی برجسته و قلمزنی تزیین شده است. وزن این جام حدود ۹۵۰ گرم است. ارتفاع آن حدود ۲۰ سانتی متر، پایه‌ی آن حدود ۱۵ سانتی‌متر و لبه‌ی آن حدود ۱۸ سانتی‌متر است. این جام هنوز هم بعد از ۶۵ سال از زمان پیدا شدنش، پوشیده در هاله‌ای از معما و راز است. تنها راز این جام موبوط به هویت کسانی که آن را در دست داشته‌اند نیست بلکه کل تمدنی که این جام به آن تعلق دارد به صورت یک راز باقی مانده است.

 

درباره‌ی ساکنان حسنلو و مهاجمان آن به دلیل فقدان اسناد مکتوب، اطلاعات بسیار کمی در دست است. هیچ سند مکتوبی از حسنلو وجود ندارد که گواهی بر هویت ساکنان آن باشد. آیرین جِی. وینتِر در مقاله‌اش با عنوان «جام طلای حسنلو: سی سال بعد» نوشته است: «ما نه نام تاریخی این مکان را می‌دانیم نه حکومتی که شاید این کاسه به آن تعلق داشته، و نه زبان و قوم ساکنان آن را». جام حسنلو نشان می‌دهد که در اینجا تمدنی شگفت‌انگیز وجود داشته، اما ما هنوز هیچ چیز از جزئیات این تمدن باستانی نمی‌دانیم.

 

نقوشی شبیه به نقوش جام حسنلو بر روی آثاری متعلق به آشور و عیلام و نیز در شمال سوریه یافت شده‌اند که این نشان می‌دهد تاثیرات متقابل زیادی میان تمدن‌های ساکن ایران و سایر تمدن‌های خاورمیانه وجود داشته است.

 

به نقل از دایره‌المعارف بریتانیکا، تمدن تپۀ حسنلو بین ۲۱۰۰ تا حدود ۸۲۵ پیش از میلاد استمرار داشته است، اما غنی‌ترین دوره‌ی کاوش‌شده در آنجا به قرون نهم و دهم پیش از میلاد بازمی‌گردد. از مشخصات این دوره که به «منائیان» معروف است سفال‌های به رنگ خاکستری به همراه انواع سیاه و قرمز است.

 

رضا حیدری باستان شناس میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری آذربایجان غربی درباره جام حسنلو نوشته است:

یکی از مشهورترین اشیای تاریخی کشور به شمار می آید که در سال ۱۳۳۶ در کاوشهای باستان شناسی تپه ای تاریخی به همین نام در دشت سلدوز در نقده به دست آمد ،این اثر ۲۱ سانتی متر بلندی، ۲۵ سانتی متر قطر و ۹۵۰ گرم وزن دارد .

این جام در میان آوارهای ساختمان سوخته موسوم به I غربی، بخشی از مجموعه معماری دوره چهارم حسنلو در تپه مرکزی یافت شد. این ظرف که در کنار استخوانهای دست فردی قرار داشت که در زمان فروریزی ساختمان در سالهای پایانی قرن ۹ قبل از میلاد، به همراه ظرفی در حال فرار بود، تقریباً حدود ۲۸۰۰ سال بعد از آن حادثه توسط باستان شناس آمریکایی رابرت دایسون کشف می شود.

این یافته اثری بی بدیل و گرانمایه از هنرمندی طلاکاران باستان و همزمان تصویر گر حد اعلای مهارت فنی و طیف گسترده ای از موتیف های تزیینی بود و کلیدی برای فهم سنتهای مذهبی و اساطیری این محوطه می باشد، این جام به همراه اسکلت های سه مرد یافت شده است که همگی در اتاق جنوب شرقی، اتاق ۹ ساختمان سوخته "I غربی" میان لایه ضخیمی از نخاله های سوخته در قسمت پایین و انبوهی از آوارها در قسمت بالا گرفتار شده بودند. از این سه نفر، فردی که در پیشاپیش ۲ نفر دیگر بود شمشیری آهنی و خنجری با دسته طلایی با خود داشت نفر دوم که جام در دست راست او بود، ساعد بندی پوشیده بود که گواه آن ردیف‌های متعددی از دگمه های برنزی است؛ فرد سوم نیز حامل یک گرز ستاره ای شکل، خنجر و شمشیر بود.

 

محققان تاکنون نتوانسته اند از روی دگمه ها یا سلاحهای یافت شده مشخص سازند که این سه فرد در زمان آتش سوزی حسنلو از مهاجمان محوطه بودند یا از مدافعان محلی، به سبب آنکه این جام پیش از یافت شدن له شده بود بازسازی دقیق فرم اولیه آن دشوار است. از ابعاد پایه و لبه این جام به وضوح می توان گفت دیواره های آن در اصل اندکی زاویه دار بود. این جام از داخل به صورت نیمه برجسته گوژ کاری شده و سپس بر روی سطح خارجی آن قلم زنی صورت گرفته و برروی پایه و دیواره های آن دسته ای از تصاویر در قالب شمایل اجرا شده اند.

کسانیکه این جام طلا را به طور کامل مطالعه کرده اند معتقد هستند که اثر کاملا خیره کننده ای است نه به خاطر این که یک کار بزرگ هنری است، زیرا بیش از حد پرکار بوده و فاقد یک ترکیب مجلل می باشد. نقشها به وسیله یک نوار دو تسمه ای در بالا ویک تک تسمه ای در پایین محدود شده اند، صحنه ها بنا بر اهمیتشان در یک یا دو ردیف که تنها با خط زمینة فرضی تقسیم شده اند، ترکیب یافته اند.

ویژگی هایی در این جام وجود دارد که به طور مشخص ایرانی بوده اند برای مثال طرزی که در آن کماندار کمان را بر روی پای خود نهاده حرکتی است که بعدها در هنر مادها و هخامنشی ها یافت می شود.

عقاب یا بازی که الهه ای را حمل می کند، مانند پرنده ایلام قدیم از شوش و تزیین دسته جدیدتری از حسنلو، از پایین دیده می شود. مشخص ترین آنها مشبک کردن بدن جانوران است به ویژه بدن شیر که مرکب الهه ای را با یک آیینه تشکیل می دهد؛ در این جا دایره های متحدالمرکز زانوها و آرنجها به وسیله خطوط موازی با هم پیوند داده شده اند، و خطوط موازی بیشتری به نقاطی که به وسیله یال جانور پنهان گشته اند، ادامه می یابند.

منابع: اینترنت