متن : امیر فرخ تجلی  ملودی و صدا : سياوش قمیشی کبیر  تنظیم کننده : استیو مک کرام  آلبوم : شکوفه های کویری  سال ساخت : ۱۳۷۹

من همون جزیره بودم ، خاکی و صمیمی و گرم 

واسه عشق بازی موج ها ، قامتم یه بستر نرم 

یه عزیز دردونه بودم پیش چشم خیس موجا 

یه نگین سبز خالص روی انگشتر دریا 

تا که یک روز تو رسیدی ، توی قلبم پا گذاشتی 

غصه های عاشقی رو تو وجودم جا گذاشتی

زیر رگبار نگاهت دلم انگار زیر و رو شد 

برای داشتن عشقت همه جونم آرزو شد 

تا نفس کشیدی انگار نفسم برید تو سینه 

ابر و باد و دریا گفتن حس عاشقی همینه 

اومدی تو سرنوشتم بی بهونه پا گذاشتی 

اما تا قایقی اومد از من و دلم گذشتی 

رفتی با قایق عشقت سوی روشنی فردا 

من و دل اما نشستیم چشم‌ به راهت لب دریا 

دیگه رو خاک وجودم نه گلی هست نه درختی 

لحظه های بی تو بودن میگذره اما به سختی 

دل تنها و غریبم داره این گوشه میمیره 

ولی حتی وقت مردن باز سراغتو میگیره 

میرسه روزی که دیگه قعر دریا میشه خونم 

اما تو دریای عشقت ، باز یه گوشه ای میمونم .....