طرفداری | تقدیم به برادرانم حمید رضا و شاهین صدر.

متأسفانه با عدم هماهنگی‌ها و کمبود وقت و خیلی دیر دست بکار شدن موفق نشدیم تمامی دوره‌های یورو را به طور خلاصه پوشش دهیم.

از میان بسیاری از تورنمنت‌های باقی‌مانده به سراغ یورو ۲۰۰۰ می‌روم. دلیل آن را در آغاز کتاب روزی روزگاری فوتبال برادرم می‌توانید بیابید:

 امروز که این مقدمه را به پایان می‌برم نمی‌توانم از هم‌سفران فوتبالی‌ام که در غم و شادی شریک شدیم، از فرط هیجان فریاد زدیم، انتظار کشیدیم، گاهی خندیدیم و گاهی غصه خوردیم یاد نکنم.

 آنهایی می‌دانستند فوتبال چیزی بیشتر از شکست و پیروزی است. چیزی بیشتر از دویدن به دنبال توپ و رسیدن به چند گل.

 

رابطه‌ی من و برادران ترک دیار کرده‌ام، امیرحسین به هلند و شاهین به کانادا به مدد فوتبال زنده ماند. مهم نبود هرکدام از ما، در سه قاره‌ی مختلف به سر بردیم؛ فوتبال پیوندمان را حفظ کرد. وقتی پس از سال‌ها در هلند طی دیدارهای جام ملت‌های اروپا 2000 گرد هم آمدیم هیجان‌زده و احساساتی بودیم. روی صندلی‌های استادیوم فیلیپس شهر آیندهوون به تماشای دیدار ایتالیا و سوئد نشستیم و سکوهای امجدیه در سال‌های دور را به یاد آوردیم و عزیزانمان را. روزهای سپری شده را...

حمیدرضا صدر، آنسوی نیمکت، مقدمه‌ای در هفت پرده

ازاین‌رو حضور برادرانم حمید و شاهین در تمامی طول تورنمنت به همراه دوستانم شاهرخ و سیامک روزگار شیرینی را برایمان ساخت.

شب و روز با هم بودیم و فوتبال حضوری دائمی داشت. هیچ‌کس شکایتی نداشت.

شاید دنیای کوچکی از دید دیگران بود، مردان و بچگی، اما دنیای بزرگی داشتیم جایی که همه پسران جوانی شده بودیم که به امجدیه می‌رفتیم و فارغ از همه چیز، فریاد شادی سر می‌دادیم. اما این بار، فریادها برای بردوباخت نبود؛ فریادهای سرخوشانه ما فقط و فقط برای با هم بودن و نفس‌کشیدن در کنار یکدیگر بود.

جایی که خوب می‌دانستیم این دلخوشی به‌زودی مثل هر چیز دیگری به پایان خواهد رسید.

امیرحسین صدر

۱۳ ژوئن ۲۰۲4

استادیوم فیلیپس آیندهوون میزبان سه بازی، پرتغال انگلیس، ترکیه سوئد، ایتالیا و میزبان ما سه برادر

خاطرات یورو 2000، به قلم حمید.ش

ا

اولین انگاره‌ی سال 2000، فرارسیدن سال صفر است. سالی که وحشت از 20 شدن، 19 اول سال در سیستم‌های کامپیوتری ابهامی همراه با لذت به همراه داشت

سال صفر فوتبال اما طعم و مزه‌ی دیگری داشت؛ پیش از آن عبارت "سال 2000 " یا "مدل 2000" با مدرن بودن و فراتر از زمان حرکت کردن همراه بود. همان‌طور که اکیپ فرانسه پس از قهرمانی آلمان در یورو 72 و کیفیت بالای تیم هلموت شون، به آنها لقب "فوتبال سال 2000" داد.

معانی استعاری اما بسیار بیشتر از فکت‌ها و حقایق برای ما زیبایی می‌آفرینند. حقیقت آلمان 2000، بلافاصله با پسوند آن تیم پیر به یاد می‌آید. تیمی که برابر پرتغال باطراوت خرد شد، برابر رومانی، دل‌بستن به ضربه آزاد مهمت شول برایش کارساز نبود و در بازی با انگلیس با پوشیدن لباس بدرنگ سبز، مغلوب ضربه سر الن شیرر شد.

تفاوت آسمان تا زمین استعاره‌های رؤیایی و حقایق محض نه فقط در اردوی تیم اریش ریبک نگون‌بخت که در سرتاسر آن تورنمنت جاری بود. شلوغی کامپیوترهای سال 2000، مرادف شد با لباس‌هایی به شدت ساده. یک تورنمنت با رنگ و لعاب حقیقتاً مینیمالیستی. لباس‌ها و کیتها، برخلاف آستین‌های پر نقش‌ونگار دهه‌ی 90، رنگ‌های تند و طرح‌های اغراق شده در مرکز آن، به اوج سادگی رسید.

لباس سفید انگلیس، آستین‌های خاکستری هم‌رنگ موی پیرمردهای آلمانی، لباس لاجوردی ایتالیا، نارنجی پررنگ هلند همگام با رنگ‌های مشکی در آن... همگی ویژگی‌های اصلی هنر مینیمال را به رخ کشید. می‌دانید که میزبان کیست؟

نمادهای 2000

بله، هلند یکی از دو میزبان بازی‌هاست. ردپای آثار رامبراند شاهکارهای ون گوگ و... را به‌جای لباس‌ها، توپ خاکستری‌رنگ، المان‌ها و لوگوی بازی‌ها باید در خود بازی‌ها جست؛ از کیش‌ومات آلمان و انگلیس، توسط لوئیز فیگو و گئورگی هاجی که بگذریم غول‌ها هر کدام به شیوه‌ی خود قدرت‌نمایی کردند:

ایتالیا، با آن لباس بی خط و خطوط کاپا، با آن لوگوی جدید روی سینه و با آن ستارگان دلربا، کاپیتان مالدینی، نستا، یولیانو، فیوره ظهور گلری به نام تولدو پس از پالیوکا با لباس طوسی رنگ کلاسیک زوف که حالا خود با کت‌وشلوار روی نیمکت اتزوری می‌نشست، مثل همیشه دلبری را به کمال خود رساند.

اسپانیا برای نخستین‌بار شمایل یک تیم درخشان منتخب از لالیگا را گرفته بود: ستارگان بارسا و مادرید، رائول و پپ گواردیولا و آنچه لاروخای 2000 را محبوب قلب‌ها کرده بود، گایزکا مندیتا و کانیزارس والنسیاییهای جاه‌طلب...

هلند، رنگ و روی همیشگی تورنمنت‌هاست و وقتی آنها میزبان باشند، همه چیز به‌کلی دگرگون می‌شود. همیشه آنها با ترکیب نارنجی یکدست یا نارنجی و سفید، تداعی‌گر رنگ‌های روشن برای ما هستند؛ اما و در آن جام، شورت‌های سیاه یقه‌ها و آستین‌های سیاه همه چیز را مهیای تماشای جادوی کلایورت در خط حمله، کلارنس سیدورف و داویدز کرده بود.

وقتی هلندیها میزبان باشند

نمایش هلند در بازی یک‌چهارم برابر یوگسلاوی از آن بازی هاییست که به‌عنوان نتیجه‌گیری و زیبایی توأمان در فوتبال تدریس می‌شود. هتتریک کلایورت نمایش ناب مهاجم نوک است که هیچگاه، حتی با ورود فن نیستلروی محبوب و فن پرسی تیزچنگ در آن قواره تکرار نشد.

بازی‌های زیبا، قاب‌های زیبا و اتمسفر مینیمال، در سه بازی پایانی به دنیایی تازه تبدیل شد، به آمیختگی هنر روی بوم و درام‌های در زمین. به آن کنترل بی‌نظیر زیزو در بازی با پرتغال. به خطای هند احمقانه ابل ژاویر در آخرین دقایق وقت‌های اضافه بازی پرتغال و فرانسه

به تصاویر بی‌بدیل لحظه به لحظه‌ی جدال هلند و ایتالیا در آمستردام آره نا و سرانجام دیوانگی محض آن فینال دلنشین. آن لباس‌های یکدست سفید ایتالیا. ارسال پسوتو که بعدتر وقتی خبر خودکشی نافرجام را شنیدم بلافاصله آن صحنه برابر چشمانم رخ گشود و 10 دقیقه پایان جام.

شبیه یک شاهکار سینمایی. یک تعلیق بی‌نقص. یک چرخش جنون‌آمیز در داستان سیلوین ویلتورد، با آن سرعت معرکه از هیچ کجا بازی را به‌تساوی کشاند و دو دقیقه مانده به پایان نیمه اول گل طلایی دیوید ترزگه سقف دروازه‌ی تولدو را طلا اندود کرد.

آخرین گل طلایی یورو... 

آن تیم قدرتمند فرانسه

به قلم امیرحسین صدر

داستان فرانسوی‌ها، از جایی آغاز شده بود که کسی تصورش را نمی‌کرد؛

در آخرین دیدار مقدماتی یورو ٢٠٠٠، اگر در بازی روسیه و اوکراین در مسکو یکی از دو تیم به پیروزی دست می‌یافت، هر دو تیم به طور خودکار به مرحله فینال مسابقات صعود می‌کرد و فرانسه مجبور به انجام بازی پلی‌آف می‌شد، اما در یک بازی فشرده، روسیه و اوکراین. به‌تساوی ١-١، با دو گل از ضربات آزاد، دست یافتند. گل تساوی اوکراین دو دقیقه مانده به پایان توسط آندری شوچنکو به ثمر رسید. اگر فیلیمونوف دروازه‌بان روسیه به‌سادگی توپ را مهار می‌کرد، حکایت یورو ٢٠٠٠ قصه دیگری داشت

با رفتن به یورو ٢٠٠٠، تنها یک تیم قهرمان اروپا و جهان به طور هم‌زمان وجود داشت؛ آلمان غربی، قهرمان اروپا در سال ٧٢ با و قهرمانی در جام جهانی در سال ٧٤. فرانسه دومین تیمی شد که به این موفقیت دست‌یافت.

آبی‌ها تیم بسیار بهتری در مقایسه با سال ٩٨ در اختیار داشت، زمانی که به‌شدت به یک دفاع قوی و مستحکم متکی بود، و در بخشی از مسابقات ٩٨ مجبور شد با محرومیت زین‌الدین زیدان کنار بیاید درحالی‌که به‌شدت فاقد یک مهاجم در کلاس جهانی بود. اما در سال ٢٠٠٠ فرم فوق‌العاده زیدان و تغییر تیری آنری به یک ماشین گل‌زن، فرانسه را به یک نیروی هجومی قدرتمند تبدیل کرد.

مشارکت‌های کلیدی رابرت پیرس، کریستف دوگاری، سیلوین ویلتورد و دیوید ترزگه نیز غیرقابل‌انکار است. در آن دوران، این چهار نفر همچنان در میهن خود بازی می‌کردند، در دورانی که به نظر می‌رسید فرانسه ذخایر بی حد و حصری از جوانان بااستعداد با آینده‌ای روشن در اختیار دارد.

تیم قدرتمندی داشتند، بسیار قدرتمند

روژه لومه مربی فرانسه در این تورنمنت از دو سیستم هجومی استفاده کرد؛

ترکیب اصلی فرانسه ٤-٢-٣-١ با حضور زیدان در پشت سر تیری هانری و یوری ژورکائف و دوگاری از جناحین شناور بودند. تیمی سرشار از خلاقیت در هجوم و یورش‌های غیرقابل‌کنترل.

اما در دو بازی، مقابل جمهوری چک در مرحله گروهی و پرتغال در نیمه‌نهایی، لومه رویکرد خود را به‌کلی تغییر داد و با ترکیب ٤-٣-١-٢ تیم را راهی میدان کرد. در این جا زیدان پشت سر دو بازیکن سرعتی، هانری و نیکولا آنلکا، و سپس سه هافبک دفاعی - دیدیه دشان، پاتریک ویرا و امانوئل پتی قرار گرفت. بی‌اغراق خیلی عامیانه باید اظهار کنم با اشاره به هر یک از این اسامی «مو به تن آدم سیخ می‌شود».

فوتبال در یورو ٢٠٠٠ در مجموع استثنایی بود و به‌شدت در مقایسه با دو تورنمنت قبلی، تمرکز بر بازی هجومی بود. این تورنمنت نویددهنده آغاز یک دوره جدید در فوتبال مبتنی بر تخیل و ابتکار و فانتزی و آزادی بود تا احتیاط و مراقبت و ملاحظه و نتیجه!

زیدان: ستاره درخشان

زیدان در یک تورنمنت بسیار درخشان که در هر یک از دیدارهای نیمه نهایی، چهار بازیکن با شماره ١٠ افسانه ای به خود می بالیدند؛ الکس دلپیرو، دنیس برخکامپ، رویی کاستا و زیدان که حقیقتا در تمام طول مسابقات فوق العاده بود.

بزم شماره 10 ها

البته فرم باشگاهی زیدان از زمان قهرمانی در جام جهانی تا حد زیادی افت کرده بود. در فصل ٢٠٠٠-١٩٩٩ برای یوونتوس در سری آ، او فقط ٤ گل به ثمر رساند که سه گل آن با ضربه آزاد بود، و در طول فصل تنها یک پاس گل داشت.

اما زیدان، زیدان است و این الگوی زندگی حرفه‌ای او بود. معرکه و استثنایی در تورنمنت‌های بین‌المللی، علی‌رغم شرایط سخت در سطح باشگاهی.

در آن دوران پله در باره او گفت؛

زیدان بهتر از دو سال پیش است. او اعتماد به نفس بیشتری برای دیکته کردن بازی و همچنین ستاره شدن دارد... اینکه آیا او به یکی از بزرگان تاریخ تبدیل خواهد شد یا نه، موضوع دیگری است. باید منتظر بمانیم و ببینیم.

منتظر ماندیم و دیدیم؛ بارهاوبارها همه چیز را دیکته کرد و به بزرگ‌ترین ستاره نسل خود تبدیل شد. خدا را شکر هیچ‌کس در این باره بحثی ندارد!

زیدان یک ضربه آزاد فوق‌العاده در یک‌چهارم نهایی مقابل اسپانیا به ثمر رساند، سپس عملکرد او در نیمه‌نهایی مقابل پرتغال حقیقتاً به‌یادماندنی بود؛ Master Class

همه آنچه که سعی در بازگویی زیدان دارم در این بازی خلاصه شده است. نمایشی باشکوه از آغاز تا پایان، سمفونی عظیمی که از نت آغازین تا پایان آن به رهبری شگفت‌انگیز او انجام شد.

ساعت‌ها با برادران و دوستانم از او سخن گفتیم؛ تعاریف پایانی نداشت! ظرافت و کنترل، سرعت، تغییر مسیر و…یک ماشین کامل و بدون نقص!

کلاس درسی بود، تجربه‌ای نو و فراموش ناشدنی.

با ضربه پنالتی «گل طلایی» به‌ناچار، هر کاری که زیدان انجام داد با عملکرد میشل پلاتینی در یورو ۸۴ مقایسه شد. پلاتینی نیز یک ضربه ایستگاهی در مقابل اسپانیا به ثمر رسانده بود و یک گل پیروزی‌بخش در اواخر وقت اضافه نیمه‌نهایی مقابل پرتغال.

در دیدار فینال زیدان موفق نشد با عملکرد خیره‌کننده پلاتینی را برابری کند، آنری، بهترین بازیکن فرانسه در آن شب بود.

سهم عمده زیدان در دیدارهای فینال در سال‌های ۱۹۹۸ و ۲۰۰۶ بود. اما روی‌هم‌رفته در سراسر مسابقات، بهترین تورنمنت زیدان در یورو ۲۰۰۰ بود.

این دومین فینال متوالی بود که با گل طلایی، ترزگه پایان یافت. چهار سال پیش‌ازاین، الیور بیرهوف گل طلایی المان را مقابل جمهوری چک به ثمر رسانده بود. تصادفاً هر دو مهاجمان تعویضی با شماره ۲۰ بودند!


پانوشت؛

خارج از تمامی زیبایی‌های داخل استادیوم‌ها و مبارزات هجومی جاری در میدان، یورو ۲۰۰۰ تجربه و خاطرات شخصی فراموش ناشدنی را برای من و برادرانم رقم زد.

فراموش ناشدنی ماند، جایی که تمامی مرزها را شکستیم و نزدیکی رابطه‌مان را معنای جدیدی بخشیدیم. دو سال پیش‌ازاین در سال ۱۹۹۸ فینال را با یکدیگر در لندن بودیم. ولی آمستردام آخرین جایی بود که هر سه ما، دست در دست یکدیگر داشتیم.

آخرین بار بود و آخرین بار ماند.