سلام خدمت کاربران طرفداری

در این پست میخوام ۱۰ فاتح برتر تاریخ رو براتون بگم 


1- فریدریش دوم (۱۷۱۲ - ۱۷۸۶) 

فریدریش دوم از سال ۱۷۴۰ تا زمان مرگش یعنی ۱۷۸۶ پادشاه پروس بود و چهارمین فرزند فریدریش ویلهلم یکم بود . 

فریدریش در ۲۸ سالگی به سلطنت رسید . وی عقیده داشت کسب پیروزی آثار عهدشکنی و دسیسه و بی‌اخلاقی در سیاست خارجی را از میان می‌برد و تنها بازنده‌ها هستند که بابت خطاهایشان بازخواست خواهند شد . در زمان فریدریش دوم منظم ترین و موثر ترین ارتش را ، ارتش پروس نامیده بودند چون سربازان و فرماندهان بسیاری برای نبرد اموزش کافی دیده بودند و بسیار اماده بودند . سیاست داخلی فریدریش معطوف به‌آباد کردن مناطق بدون استفاده کشور از راه جذب مهاجرین خارجی از طریق دادن کمک‌های مالی و زمین، خشک کردن باتلاق‌های غیرقابل کشت و بهبود وضعیت محصولات کشاورزی و صنعتی بود. تأسیس آکادمی علوم در پروس توسط وی و برای توسعه علوم جدید در پروس انجام شد.

او در زمان سلطنت خود توانست ایالت سیلزی را به تصرف خود در اورد و بخشی از لهستان را تصرف کرد و به پروس اضافه کرد . فریدریش با اینکار قدرت نظامی پروس را ارتقا داد و خلاقیت نظامی خود را در میدان جنگ بالا برد .


 2- هایله سلاسی (۱۸۹۲ - ۱۹۷۵) 

هایله سلاسی آخرین امپراتور اتیوپی و آخرین شاه حبشه بود که نزدیک به شصت سال بر اتیوپی حکمرانی کرد . هایله سلاسی از سال ۱۹۱۶ نایب‌السلطنه اتیوپی بود و از سال ۱۹۳۰ بر تخت پادشاهی نشست. در سال ۱۹۳۶، سه سال پیش از آغاز جنگ جهانی دوم، ایتالیای فاشیست با حمله به اتیوپی، این سرزمین را اشغال کرد. هایله سلاسی کشور را به فاتحان سپرد و به انگلستان فرار کرد. تهاجم پادشاهی ایتالیا در سال ۱۹۳۵ اغاز شد اما با کندی زیادی پیش رفت . در حمله کریسمس سربازان ایتالیایی حالت تدافعی گرفتند . ایتالیایی‌ها همچنین در نبرد امبا اردام و دومین نبرد تمبین و نبرد شیر اتیوپیایی‌ها را شکست دادند. در ۳۱ مارس ۱۹۳۶، امپراتور، ضد حمله‌ای را آغاز کرد اما بار دیگر در جریان نبرد مایچو شکست خورد و ناگزیر به عقب‌نشینی شد. در نهایت چون آدیس آبابا دیگر قابل دفاع به‌نظر نمی‌رسید، امپراتور به‌وسیله یک ناو بریتانیایی به همراه افراد خانواده سلطنتی عازم اورشلیم شد.

 

پنجم مِی مارشال پیترو بادوگیلیو آدیس آبابا را فتح کرد و بنیتو موسولینی، ویکتور امانوئل سوم پادشاه ایتالیا را امپراتور اتیوپی خواند. 


۳- پیتر اول (۱۶۷۲ - ۱۷۲۳) 

مشهور به پتر کبیر، آخرین پادشاه روسیه تزاری بود که از ۷ مه ۱۶۸۲ تا ۸ فوریه ۱۷۲۱، به عنوان تزار روسیه و از ۱۷۲۱ تا زمام مرگش در ۱۷۲۵، به عنوان اولین امپراتور روسیه بر این کشور حکومت کرد. دوران سلطنت پتر بر روسیه آغاز عصر جهش و پیشرفت در آن کشور بود که بعد‌ها به «دورۀ پترین» مشهور شد. بیشتر دوران سلطنت پیتر اول صرف جنگ های طولانی علیه امپراطوری های سوئد و عثمانی شد . با اینکه مشکلات زیادی داشت اما جنگ های او موفقیت امیز بود و منجر به گسترش نفوذ روسیه در دریای ازوف و دریای بالتیک شد . پیروزی‌های او در جنگ بزرگ شمالی به دوران سوئد به عنوان یک قدرت بزرگ و تسلط آن بر منطقۀ بالتیک پایان داد و در عین حال، جایگاه روسیه را تا حدی بالا برد که به عنوان یک امپراتوری به رسمیت شناخته شد . او تقویم روسیه را به گاه‌شماری ژولینی تغییر داد و در سال ۱۷۰۳، اولین روزنامه روسی را تاسیس کرد. .همین نیروی نظامی قدرتمند که در ابتدا نهادی برای حفظ روسیه بود، بعد‌ها عامل شکل‌گیری افکار توسعه‌طلبانه بیشتر در ذهن پتر و جانشینان وی گشت و موجب حملۀ روسیه به همسایگانش، از جمله لهستان، امپراتوری عثمانی و ایران صفوی شد. 


4- سلیمان (۱۴۹۴ - ۱۵۶۶) 

دهمین سلطان امپراتوری عثمانی بود که از سال ۱۵۲۰ میلادی تا لحظهٔ مرگش در سال ۱۵۶۶ حکمرانی کرد. او از این لحاظ طولانی‌ترین دورهٔ سلطنت را در میان خاندان عثمانی داراست. . از آن جهت به قانونی مشهور شد که سیستم قضایی امپراتوری عثمانی را به‌طور کلی بازسازی کرد. سلیمان، شخصاً ارتش عثمانی را برای فتح استحکامات دنیای مسیحیت در بلگراد، رودس، و اکثر مجارستان رهبری کرد . تحت رهبری او، ناوگان دریایی امپراتوری عثمانی بر دریاهای اطراف، از دریای مدیترانه گرفته تا دریای سرخ و خلیج فارس، تسلط یافت . سلیمان به محض آنکه بر تخت سلطنت نشست، لشکرکشی‌هایش را آغاز نمود. پس از آنکه در سال ۱۵۲۱ شورشی که به رهبری فرماندار دمشق به پا شده بود، با موفقیت سرکوب شد، سلیمان به‌سرعت خود را برای هجوم به بلگراد آماده کرد. پس از آنکه صرب‌ها، بلغارها، بیزانسی‌ها، و آلبانیایی‌ها همگی در نبردهای پیشین از سلاطین عثمانی شکست خورده بودند، مجارها تنها مانع در برابر امپراتوری عثمانی در راه به دست آوردن فتوحات بیشتر در اروپا به حساب می‌آمدند و تسخیر بلگراد برای از میان برداشتن این سد، ضروری به نظر می‌رسید. سلیمان، بلگراد را محاصره کرد و با قرار دادن توپ‌های جنگی در جزیره‌ای واقع در رود دانوب، شهر را به‌سنگینی زیر بمباران گرفت. نیروی دفاعی بلگراد در برابر این بمباران سنگین تاب نیاورد و شهر در اوت ۱۵۲۱ سقوط کرد. سلیمان در تابستان ۱۵۲۲ ناوگانی دریایی متشکل از ۴۰۰ کشتی جنگی را روانهٔ رودس کرد و خود با سپاهی متشکل از ۱۰۰٬۰۰۰ مرد جنگی از طریق آسیای صغیر میدان جنگ شد. . رودس تسلیم شد ولی سلیمان اجازه داد که شوالیه‌های رودس، این جزیره را به مقصد مالت ترک کنند. . او در نبرد موهاچ، لایوش دوم را شکست . ناوگان دریایی عثمانی از سال ۱۵۱۸ شروع به کشتیرانی در اقیانوس هند نمود. 


۵- پادشاه اکبر (۱۵۴۲ - ۱۶۰۵) 

اکبر سومین امپراتور گورکانی بود که از ۱۵۵۶ تا ۱۶۰۵ حکمرانی کرد.

لشکرکشی‌های اکبر منجر به پایداری فرمانروایی گورکانیان در شبه‌قاره هند شد.اکبر دگرگونی‌های سازمانی در سامانهٔ منصب‌داری به وجود آورد که در زمان فرمانروانی پدربزرگش بابر و پدرش در ارتش گورکانی به کار رفته بود.

اصلاحات سازمانی با نوآوری‌ها در توپ، استحکامات و به‌کار بردن فیل جنگی همراه بود.اکبر همچنین به تفنگ فتیله‌ای (matchlock) علاقه‌مند بود و در درگیری‌های گوناگون از آن‌ها کمابیش استفاده می‌کرد. او از عثمانی‌ها و همچنین اروپایی‌ها، به‌ویژه پرتغالی‌ها و ایتالیایی‌ها، برای تهیهٔ سلاح‌های گرم و توپخانهٔ پیشرفته کمک گرفت. وزیر اکبر، ابوالفضل علامی، یک بار اعلام کرد که «به‌جز ترکیه، شاید هیچ کشوری [در مقایسه با هند] وجود نداشته باشد که در آن سلاح‌هایش بیشتر به منظورِ تأمین امنیت دولت باشد» محققان و مورخان برای تحلیل موفقیت مغول‌ها در هند، اصطلاح «امپراتوری باروت» را به کار برده‌اند

.

 


6- جوزف دوم (۱۷۶۴ - ۱۷۹۰) 

جوزف دوم امپراتور مقدس روم و پادشاه اتریش از ۱۷۶۴ تا ۱۷۹۰ بود، او فرزند ارشد و بزرگ فرمانروایان اروپای مرکزی، ملکه ماریا ترزا و امپراتور فرانتس یکم بود. . 

در زمان حکومت جوزف دوم ، پادشاهی اتریش و همین طور امپراطوری رم با یکدیگر متحد بودند و همواره از همدیگر حمایت می کردند . زمانی که جنگ داخلی درلهستان در زمان پادشاه استانیسلاو دوم پونیاتوفسکی، عاشق کاترین دوم بزرگ روسیه که کاملاً به روسیه وابسته بود، جوزف با سومین همسایه لهستان، پادشاه ملاقات کرد.فردریک کبیر پروس ، برای طرح تقسیم لهستان، به طوری که هر همسایه بخشی از کشور را در اختیار بگیرد و قسمت باقیمانده آخرین فرصت برای استقلال باشد. فردریک آنچه را که بعداً پروس غربی بود، اتریش گالیسیا را گرفت، و کاترین به اندازه ای که لازم می دانست قلمرو مرزی را اشغال کرد. جوزف در قرارداد بعدی با ترکیه، بوکووینا را به کشور خود ضمیمه کرد

 


۷- چین شی هوانگ (۲۱۰ - ۲۵۰) 

هنگامی که ژنگ، در سن 13 سالگی، در سال 246 قبل از میلاد به طور رسمی بر تخت سلطنت نشست ، چین قبلاً قدرتمندترین ایالت بود و احتمالاً بقیه چین را تحت حاکمیت خود متحد می کرد. ایالت های مرکزی چین را کشوری وحشی می دانستند ، اما در آن زمان موقعیت قوی آن در حاشیه کوهستانی غربی (با مرکز آن در استان مدرن شانشی) به چین امکان داد تا یک دولت بوروکراتیک و سازمان نظامی قوی را به عنوان پایه و اساس توسعه دهد. فلسفه دولت توتالیتر معروف شد . کشور را به 36 منطقه نظامی تقسیم کرد که هر منطقه دارای ارتش و ارتش خاص خود بود کین شی هوانگ مطمئناً شخصیتی تأثیرگذار داشت و اراده ای سرسختانه در پیگیری هدف خود برای اتحاد و تقویت امپراتوری نشان داد. حکومت استبدادی او و مجازات‌های سخت‌گیرانه‌ای که انجام داد عمدتاً به دلیل اعتقاد او به ایده‌های قانون‌گرایانه دیکته می‌شد. به جز چند استثنا، تاریخ نگاری سنتی چین امپراتوری او را شرور درجه یک، غیرانسانی، بی فرهنگ و خرافی می داند.  

 


8- گوستوس سزار (۶۳ - ۱۴) 

آنان خزانه‌های خویش را سامان دادند و حقوق سپاهیان را پرداخت کردند و اسامی ۳۰۰ سناتور و ۲۰۰۰ بازرگان را برای کشتن اعلام کردند و برای هریک ۲۵۰۰۰ درهم[نیازمند منبع] پاداش قرار دادند و خونبارترین حکومت هراس را در تاریخ روم برقرار کردند . در سال ۳۲ اکتاویوس با سمت کنسولی فرماندهی کشتی‌های جنگی و سپاهیان رومی را به عهده گرفته و به سوی یونان حرکت کرد تا کار را با آنتونیوس که در یونان به‌سر می‌برد یکسره کند. در سال ۳۱ (پیش از میلاد) در ناحیه آکتیوم ، ساحل غربی یونان، در یکی از قاطع‌ترین نبردهای تاریخ، نیروی دریایی آنتونیوس و ملکه مصر مرکب از ۵۰۰ کشتی جنگی که ۱۰۰٬۰۰۰ پیاده و ۱۲۰۰۰ سوار آن را پشتیبانی می‌کردند، شکست داد. آنتوان و کلئوپاترا به مصر گریختند و اکتاویوس در تعقیب آنان وارد مصر شد. آنتونیوس چون سستی ملکه و نیروهای خود را دید، خودکشی کرد و ملکه هم پس از دستگیری و اسارت این کار را کرد. مصر به فرمان اکتاویوس یکی از ایالات روم شد. وی الگوی نظامی مهمی را بر مبنای تقسیم ارتش روم در بریتانیا، حوزه راین، حوزه دانوب، ارتش فرآت، ارتش مصر و ارتش آفریقا پدیدآورد


۹- کوروش بزرگ (۵۲۹ - ۵۸۰) 

کوروش بزرگ نخستین شاه شاهنشاهی هخامنشی بود که بین سال‌های ۵۵۹ تا ۵۲۹ پیش از میلاد بر نواحی گسترده‌ای از آسیا، حکومت کرد. کوروش، نخست علیه ایشتوویگو، شاهِ ماد، به جنگ برخاست و سپس به پایتخت حکومت ماد در هگمتانه یورش برد و هگمتانه را فتح کرد . کرزوس، شاه لیدیه را شکست داد و به‌سوی سارد لشکر کشید و پس از دو هفته، شهر سارد به تصرف ایرانیان در امد . کوروش مسئولیت فتح دیگر شهرهای آسیای صغیر را به فرماندهانش واگذار کرد و خودش به اکباتان بازگشت و به‌سوی پارت، زرنگ، هرات، خوارزم، باکتریا، سغد، گندار، ثته‌گوش و اَرَخواتیش لشکر کشید. . در ابتدا اوضاع جنگ اصلاً به سود سپاه کوروش نبوده و پارس‌ها از برابر مادها که ار نظر تعداد سپاهیان، وضع بهتری داشتند گریخته بودند. زنان پارسی با دیدن مردانی که در حال فرار بودند بر آنان بانگ زدند که «آیا می‌خواهید دوباره به همان جایی بروید که از آن‌جا به‌دنیا آمده‌اید؟» این رفتار زن‌ها باعث شد مردان با سرسختی بیش‌تری بجنگند و فائق آیند. کوروش پس از تسخیر ماد، رسماً خود را فرمانروای ماد خواند و لقب شاهان ماد را به خود اختصاص داد


10 - داریوش بزرگ (۵۲۲ - ۴۸۶) 

داریوش بزرگ، چهارمین شاهنشاه از شاهنشاهی هخامنشی در فاصلهٔ سال‌های ۵۲۲ تا هنگام مرگش در ۴۸۶ پیش از میلاد، بود . 

پیش از آغاز فرمانروایی داریوش، گئومات به عنوان بردیا پسر کوروش ادعای پادشاهی کرد. داریوش پس از سرنگونی گئومات، بر تخت پادشاهی نشست . 

یکی از رخدادهای اواخر زندگی داریوش، لشکرکشی به‌منظور فتح یونان و مجازات آتن و ارتریا به‌دلیل شرکت در شورش ایونیان بود . لشکرکشی‌های داریوش در نهایت به شکست در نبرد ماراتون انجامید، او موفق شد تراکیه را بار دیگر مطیع خود سازد و شاهنشاهی هخامنشی را از لحاظ مرزی به‌وسیلهٔ فتوحاتش در مقدونیه، کیکلادها و جزیره ناکسوس و همچنین شهر غارت‌شدهٔ یونانی ارتریا گسترش دهد. .ساتراپ «کاپادوکیه» به دستور داریوش تا شبه جزیره کریمه — در اوکراین امروزی — پیش راند و در این نواحی با سکاها درگیر شده و به قول کتزیاس حتی توانسته برادر شاه سکاها را نیز اسیر کند . در بلغارستان کنونی «گت‌ها» -گونه‌ای از مردمان بلغارستان- پایداری کردند، اما سپاه ایران این پایداری را درهم شکست. بغ‌باد تا سواحل دریای آدریاتیک پیشرفت و بخش‌های وسیعی از جنوب اروپا تابع هخامنشیان شد. ارتش هخامنشی به فرماندهی ارته‌بان (اردوان) با همراهی فنیقی‌ها و یونانیان متحدشان به قبرس حمله کرده و همهٔ شهرهای آن را در مدت پنج ماه فتح کردند و آخرین شهر سولوی بود که بیشترین ایستادگی را از خود نشان داد و با تخریب دیوارهای بارویش فتح شد