هرگونه رشدی نیازمند وداع است ... وداع با ارزش‌های سابق ، رفتارهای سابق ، عشق‌های سابق و هویت سابقتان ... از این رو رشد و آگاهی با چاشنی اندوه همراه است ...

ریشه و منشأ این غم هم " ترس " می‌باشد ...

زیرا شما تا زمانی که نسبت به آینده و اهداف خود بدبین باشید و از اتفاقت و احتمالات پیش رو واهمه داشته باشید ، نمی‌توانید به درک درستی از واقعیت برسید و حقیقت را بفهمید ؛ در نتیجه پیوسته سعی می‌کنید به عقب برگردید ، گذشته را مرور کنید و به منطقه‌ی امن خود پناه ببرید تا بازیابی و بررسی کنید و بپرسید که " چرا نمی‌شود تغییر کنم ؟ اعتماد داشته باشم و ایمان بیاورم ؟ " و چون‌ نمی‌دانید جواب این سوالات را ، ناخودآگاه ناراحت می شوید ؛ زیرا نمی‌توانید بفهمید که برای یادگیری مفاهیم جدید نباید از محتویات ماهیت سابق خود که شخصیت فعلی شما را ساخته است ، الگوبرداری کنید و تقلیدی کورکورانه از گذشته برای تحول در آینده داشته باشید ...

اگر بخواهم ساده تر بنویسم و از تشبیه و مثالی شیوا استفاده کنم باید بگویم : " شما نمی‌توانید به دریا برسید تا زمانی که آکواریوم را رها نکنید ؛ آکواریوم ضامن سلامتی و امنیت شماست و همچنین تجربه ی شما از دریا ، تهاجم نهنگ‌ها و کوسه‌های قاتل‌ می‌باشد اما اگر می‌خواهید آزادی اصیل و واقعی را حس کنید و دنیایی جدید را کشف کنید ، باید انگيزه ، شجاعت و استقامت شناور بودن و ماندن در مقصد و مکان حقیقی خود را به دست بیاورید و با آکواریوم = فضای امن = زندان خود وداع کنید ...