زن به خدمتکار تازه گفت : " او دوست دارد شامش را درست سر ساعت ۶ بخورد . گوشت قرمز هم نمی‌خورد . دسرش را بعد در اتاق خودش می‌خورد . ساعت ۸ حمام می‌گیرد و زود می‌خوابد . "

دختر خدمتکار بر اثر برخورد با سگ پودلی که خواب بود ، لغزید و به عقب سکندری خورد ؛ در همان‌حال پرسید : " کی ارباب را خواهم دید ؟ "

کدبانوی خانه با خنده گفت : " همین‌حالا او را دیدی " ..‌.