" من با این‌کار مخالفم . این درست نیست . "

" درست است آن‌جا خوابیده باشد و تمام زندگی‌اش به لوله‌ها و دستگاه‌ها وابسته باشد ؟ "

" پس این‌که قول داده‌ایم کاری کنیم تا شرافتمندانه بمیرد ، چه می‌شود ؟ "

" اما او به ما زندگی بخشیده . "

" بنابراین ما هم به او مرگی شرافتمندانه را مدیون هستیم . "

" بله ... فکر می‌کنم ... خدای بزرگ ... " 

باد شبانه وزید ...

" دکتر ، من و برادرم ... "