دیل هاریسون کارنگی ، متولد ۲۴ نوامبر ۱۸۸۸ – فوت شده در ۱ نوامبر ۱۹۵۵ ، یک نویسنده و سخنران آمریکایی توسعه دهندهٔ درس‌هایی در زمینهٔ پیشرفت شخصی، فروشندگی و سخنرانی در جمع بود. یکی از شاخص‌ترین و مهمترین ایدهٔ کارنگی در کتاب‌هایش این بود که می‌توان اخلاق برخی را با تغییر دادن رفتارمان در مقابل شان، تغییر داد.

آیین دوست یابی با نام اصلی « چگونه می‌توان دوست یافت و در مردم نفوذ کرد » معروف ترین و مهم ترین کتاب آقای کارنگی می باشد . تا اکنون از این کتاب نزدیک ۲۰ میلیون نسخه ، تنها به زبان انگلیسی فروش رفته است . در این مطلب یکی از مهم ترین مباحث آن تحت عنوان : « اگر میخواهید عسل جمع کنید به کندو لگد نزنید » می پردازیم . حتما مطلب را تا پایان مطالعه کنید ، زیرا تاثیر و تحولی وصف ناپذیر بر شما خواهد داشت .

بگذارید این مطلب را با داستانی در مورد کرولی دو تپانچه ای ، قاتل معروف قرن بیستم ایالات متحده آمریکا شروع کنیم که به دلیل کشتن پلیس ها به شهرت رسید . این فرد در روز هفتم ماه می سال ۱۹۳۱ در شهر نیویورک دستگیر شد ؛ اما با وجود داشتن سابقه ی کشتن بیش از ۲۰ پلیس ، که یکی از آنها را تنها به این دلیل که از او درخواست کرده بود تا گواهینامه اش را به او نشان دهد کشته بود ، اینگونه از خود دفاع کرد :

«اعدام با صندلی الکتریکی ( حکم او ) نتیجه ای است که با دفاع از خودم عایدم می شود»

نکته ی حساس ماجرا نیز در همین قضیه است ، کرولی خودش را به هیچ وجه مقصر نمی دانست . اگر عقیده دارید که این طرز فکر در بین جنایتکاران « غیر عادی » است به این نقل قول توجه کنید :

«من بهترین سال های زندگی خود را صرف برخوردار ساختن مردم از لذت های لطیف و شیرین نموده ام و سعی میکرده ام تا اوقاتشان به خوشی بگذرد ...

تا به این لحظه ، نقل قول این حس را به فرد خواننده می دهد که انسانی که این جملات را میگوید انسانی بسیار پاک و نیکوکار است ، حال نقل قول را ادامه می دهیم :

اما با همه ی این ها ، آنچه نسیبم می شود فحش و ناسزا است و دائم تحت تعقیب هستم »

نقل قول بالا متعلق به آلکاپن ، دشمن شماره یک سابق جامعه ی آمریکا و مخوف ترین رهبر گانگستری هست که در شیکاگو به قتل رسید ! همانطور که ملاحظه کردید حتی آلکاپن هم خود را محکوم نمی کرد ؛ او خود را خدمتگزار مردم می‌دانست منتهی خدمتگزاری که کسی قدرش را نمی داند .

آلکاپن ☝️

بین من و مدیر زندان سینگ سینگ ( یکی از قدیمی ترین زندان های آمریکا ) نامه هایی در مورد این موضوع رد و بدل شده . مدیر زندان ادعا می کند که در مرکز اصلاحات سینگ سینگ افرادی که خود را بد و تبهکار میدانند بسیار کم است . آنها به راحتی برای اینکه گاوصندوقی را شکسته یا فردی را به قتل رسانده اند دلیل می آورند و اعمال بد خود را توجیح می کنند ؛ در نتیجه هرگز خود را گناهکار نمی دانند.

زندان سینگ سینگ ☝️

همانطور که خواندید کرولی دو تپانچه ای ، آلکاپن و زندانیان سینگ سینگ هرگز خود را مقصر نمی دانند ؛ حال تصور کنید عقیده ی افرادی که ما در طول شبانه روز با آنها برخورد می‌کنیم چگونه خواهد بود؟

جان وانا میکر ( یک تاجر و شخصیت مذهبی، مدنی و سیاسی آمریکایی بود که برخی آن را طرفدار تبلیغات و "پیشگام در بازاریابی" می دانند ) یک دفعه اعتراف کرد :

« من سی سال پیش دریافتم که ناسزا گفتن و انتقاد کردن کار احمقانه‌ای است . من خود به اندازه ی کافی برای غلبه بر محدودیت هایم در زحمت هستم و دیگر وقت آن را ندارم که خود را به دلیل اینکه خداوند عقل و شعور را به طور مساوی بین مردم تقسیم نکرده است ناراحت کنم »

جان وانا میکر ☝️

در ارتش آلمان نمی گذارند یک سرباز بلافاصله پس از وقوع اهانتی اقدام به شکایت کند . او اول باید کظم غیظ کند و پس از اینکه آرام شد به شکایت بپردازد ؛ اما اگر فورا شکایت کند مجازات می شود . ما نیز باید همچین مقرراتی را در زندگی خود داشته باشیم ، مقرراتی که از غر زدن والدین ، نق زدن همسر و ناسزا گفتن کارفرما جلوگیری می کنند.

حال بگذارید کمی بیشتر در مورد انتقاد صحبت کنیم . انتقاد اخگر خطرناکی است که ممکن است در صورت برخورد با مخزن باروتی به نام غرور انفجاری هولناک تولید کند ، چنان انفجاری که شاید سبب هلاکت شود . بنابراین باید هنگام معاشرت با مردم به این موضوع توجه داشته باشیم که سر و کارمان با افرادی نیست که منطق سرشان می شود ، بلکه با افرادی سر و کار داریم که دارای احساسات اند ، موجوداتی هستند دارای تعصبات و عقاید بی دلیل که محرکشان غرور و خودبینی است . اگر من و شما کسی را برنجانیم ، این رنجش ممکن است ده ها سال باقی بماند و تا هنگام مرگ از بین نرود ؛ بنابراین در صورتی که شما انتقاد نیشداری بنمایید ( حتی اگر مطمئن باشید حق با شماست ) ممکن است طرف مقابل را برای مدت ها از خود برنجانید .

آیا شما کسی را می شناسید که مایلید او را اصلاح نمایید ؟ بسیار خوب ، این بسیار عالی است و من هم طرفدار شما هستم ولی چرا از خود شروع نمی کنید؟ این کار خیلی مفید تر از سعی برای اصلاح دیگران است ، آری مفید تر و خیلی هم کم خطر تر !

براونینگ ( شاعر و نمایشنامه‌نویس انگلیسی که به سبب مهارتش در سرودن اشعار دراماتیک به خصوص تک‌گویی، یکی از شعرای مطرح دورهٔ ویکتوریا است ) می‌گوید : 

« وقتی جنگ انسان از درون خودش شروع می شود ، او دارای قابلیتی عظیم است »

کنفوسیوس ( فیلسوف، نظریه‌پرداز سیاسی و معلم چینی که در چین باستان زندگی می‌کرد ) می‌گوید : 

« در حالی که آستانه ی خانه خودت کثیف و پر برف است تو نباید از برفی که روی سقف خانه ی همسایه ات نشسته است شکایت کنی »

هر احمقی می تواند با انتقاد و شکایت دیگران را محکوم کند و اغلب احمق ها این کار را می کنند .

کارلایل ( یک زبان‌شناس، تاریخ‌نگار، مترجم، ریاضی‌دان، فیلسوف، مقاله‌نویس، و نویسنده اهل اسکاتلند بود ) می گوید :

« یک مرد بزرگ ، بزرگی خود را به وسیله ی طرز رفتارش با افراد کوچکتر نشان می دهد »

بیایید به جای محکوم کردن افراد سعی کنیم آنها را بشناسیم. بگذارید دلیل نوع رفتارشان را کشف کنیم که چرا رفتارشان اینگونه است و به آن نوعی که ما می‌خواهیم نیست ؛ این کار بسیار بهتر و پرمنفعت تر از خرده گیری است .

همانطور که دکتر جانسن ( شاعر، نویسنده، منتقد و فرهنگ‌نویس برجسته انگلیسی قرن هجدهم میلادی است ) گفته است :

⭐ حتی خداوند به داوری نمی پردازد ، مگر پس از آنکه انسان عمر خود را به پایان می رساند ⭐ 

⭐⭐پس چرا من و شما این کار را انجام دهیم؟⭐⭐

امیدوارم از این مطلب نهایت استفاده را ببرید❤️❤️❤️ 

لینک مطالب قبلی با همین موضوعات :

https://www.tarafdari.com/node/2485408

منابع : کتاب آیین دوست یابی اثر دیل کارنگی