کیلیان امباپه،بازیکن اسبق پاریس سن ژرمن، بعد از سال‌ها تلاش به رئال مادرید پیوست. قهرمان سال 2018 جهان قرار بود امروز در سانتیاگو برنابئو معارفه شود، اما او اظهاراتی داشته است که باعث ایجاد شوک و شک و پوشک بین هواداران رئال مادرید شده است. او گفته است: «رئال مادرید و هواداران مدت‌ها منتظر حضور من در تیم بودند و حالا انتظار به پایان رسیده،اما من اصلا دلم نمی‌خواهد در مراسم جشن معارفه‌ی خودم حضور داشته باشم! اتفاقاتی که در طول مسیر حرفه‌ای من رخ داده اجازه نمی‌دهد راحت اینکار را بکنم!» و شروع به اشک ریختن کرد. وی پس از پاک کردن اشک‌هایش گفت : «هفت سال در پاریس سن ژرمن که تحت مدیریت ناصر خلاف، چیز یعنی ناصر الخلیفی بود حضور داشتم؛ اول به خاطر علاقه بود اما بعد از جام‌جهانی، ناصر خانواده ام را گروگان گرفت! » این را می‌گوید و بغض‌ش می‌ترکد.  اشک بار ادامه می‌دهد: «بعد از اینکه رئال مصمم تصمیم به جذب من گرفت، او خانواده ام را گروگان گرفت، آن هم نه آن خانواده دروغین‌م را، بلکه خانواده حقیقی‌ام را! آن پست فطرت برادرانم لئوناردو، رافائلو، اون یکی داداشم که اسمش یادم نیست و استاد اسپیلینتر را گروگان گرفت! من هفت سال داخل زندان قطر او گیر افتاده بودم اما ناگهان با خودم گفتم،  «این خانواده ما مگه بزن بهادر نبودن؟ همینا مگه شریدر نفرستادن خونه ی بخت؟ منو اینجا اسکل گیر آوردن؟ خب برن بزننش این عربو» و طی صحبتی با فلورنتینو پرز برنامه فرار را ریختم. من بالاخره از آنجا فرار کردم و به رئال مادرید پناه بردم،بالاخره در تیمی بودم که حداقل زندان نبود! » وی صدایش را صاف می‌کند و ادامه می‌دهد : «اما خلیفی آمریکاصفت، خانواده ام را کشت! او با تله موش استاد اسپیلینتر را نابود کرد و برادرانم را که برای انتقام رفته بودند را در کشتی انگشتی شکست داد و کشت(چون سه تا انگشت بیشتر نداشتن باختن). من واقعا داشتم دیوانه میشدم. نمی‌دانستم چه کنم. مدت ها این راز را پیش خود نگه داشته بودم اما دیگر نمیتوانم.» خبرنگار: «این اتفاق دقیقا کی افتاد؟» امباپه: «قبل از شروع رقابت های یورو» خبرنگار: «ولی شما چندماه قبل‌تر اعلام جدایی و پیوستن به رئال را کرده بودید! » امباپه : «نه... اون قبول نیست ببین؛قبل یورو به من گفتن، برای همین انقدر حالم بد بود که به‌جای لاک‌پشت مثل مرجان بازی کردم. وگرنه که من همیشه بازیم خوبه» امباپه قبل از اینکه خبرنگار زر اضافی دیگری بزند حرفش را قطع می‌کند و ادامه داستان را می‌گوید: «من خیلی ناراحت بودم و روز و شب به این فکر می‌کردم که چرا ناصر با من اینکار را کرده بود، تا اینکه یک روز فهمیدم! فهمیدم که ناصر الخلافی، همان شریدر است!» کل سالن می‌گویند چه جالب! (چون نباید بگن وای برگام وای پشمام) او ادامه می‌دهد: «و تمام این تیم و این بند و بساط، نقشه ی پیچیده ی او برای تسلط بر دنیا و انتقام از ما بود. ما ندیدیم که چه ساده در بازی او افتادیم. حال مردم، من از شما تقاضای کمک دارم! میخوام به جای قضاوت منو درک کنین! به عقایدم و باورهام احترام بذارین! خب شما بی‌تی‌اس دوست ندارید که نباید به علاقه من توهین ک... چیز نه این اضافی بود...» وی سریع اضافه کرد: «تازه شریدر مزدور اسرائیله!» و تمام حضار تکبیر گویان از کنفرانس خارج شدند. حال با این وجود ممکن است مراسم معارفه به مشکل بخورد، نظر شما چیست؟!

 

برای تایید صحت خبر، سرچ کنید: صحت خبر