با پایان یافتن رقابت‌ها و قهرمانی ۱۶م لا آلبی‌سلسته، حالا باید از خود بپرسیم، کادرفنی تیم ملی در کوپا آمه‌ریکا ۲۰۲۴ چه چیز جدیدی برای ارائه داشت؟ 

آرژانتین با آرایش ۳-۳-۴ بازیسازی می‌کرد، در حالی که کلمبیا از طرح ۲-۱-۳-۴ استفاده کرد. لوئیز دیاز به مهاجمان ملحق می‌شد و دو بازیکن دیگر در مقابل دو مدافع میانی ما بودند  تا پرس کنند - انزو فرناندز - دو مدافع کناری تیم را با حضور در مقابل خط دفاعی‌مان، آزاد می‌گذاشت. در این حالت بود که سه هافبک کلمبیا مقابل دو نفر از آرژانتین قرار داشتند، یعنی یک بازیکن آزاد است و این دقیقا همان چیزی است که شاید برتری عددی برای حریف به حساب بیاید اما همان چیزی بود که ما در طول بازی می‌خواستیم تا برای هرگونه گرفتن خطای فردی آماده باشیم.

آرژانتین گاهی اوقات از کاپیتان مسی به عنوان یک ۹ کاذب استفاده می‌کرد. در همان زمان، دی‌کاریا در جناح راست می‌ایستاد و آلوارز در نیمه سمت چپ تا نزدیک به لئو باشد و در هنگام دریفت کردن او موقعیت خود را حفظ کند، بنابراین طبیعی بود کلمبیا همیشه بخواهد یک هافبک آزاد داشته باشد. توپ‌های بلند به نفع کلمبیا بود و امی مارتینز هم قصد داشت از آن استفاده کند تا بازی را به عرض برای دفاع‌ کناری ببرد، این کاملاً به نفع کلمبیا بود.

اما اولین تغییر اسکالونی مدتی بعد فرا می‌رسد و بازی شطرنج دو آرژانتینی هم آغاز. دی‌پاول در کناره‌ها توپ گرفت، به انزو و او به رومرو پاس داد و او نیز توپ را به دی‌پاول پاس داد. به همان سادگی، لا نوئسترا یا بازی گروهی تیم اجراء شد. بازیکن سمت چپ کلمبیا مثل دقایق ابتدایی نمی‌توانست اثرگذار باشد و برای حرکت و قطع توپ مردد بود چرا که اگر توپ را تعقیب می‌کرد از مدافع کناری خودیی که آزاد بود، بسیار دور می‌شد. این زمان تردید، دی‌پاول را قادر می‌ساخت تا بچرخد و به جلو برود.

ترفند دوم برای مهار بازیکن آزاد کلمبیا، قرار گرفتن انزو بین مدافعان میانی بود که به او توانایی و فضای بهتری برای پاس دادن مستقیم توپ به مدافع کناریِ یارگیری‌نشده می‌داد. هر چه بازی جلوتر می‌رفت، ما بیشتر روی این ایده تمرکز کردیم و با روش‌های متعددی توپ را به یک مدافع کناری آزاد رساندیم. مک‌آلیستر هم یکی از بازیکن ماست که اینکار را انجام می‌داد چرا که وقتی رو به دروازه هست، درباره اتفاقات اطرافش هوشیار است. با این حال کلمبیا باز هم فضای زیادی به‌ ما برای مانور نمی‌داد.

اسکالونی سعی کرد با استفاده از کارتِ آس خود، کاپیتان مسی که با دی‌پاول هماهنگ بود، در طول فرآیندی پیچیده، هافبک‌های کلمبیا را از دور خارج کند؛ هافبک‌های حریف حالا نمی‌دانستد باید دی‌پاول را پرس کنند و مسی را آزاد بگذارد یا در کنار مسی بایستند و دی‌پاول را آزاد بگذارند؟ تیم لیونل اسکالونی پرس را با شکل ۲-۴-۴ در مقابل ۳-۳-۴ کلمبیا انجام داد و از کاپیتان مسی یا خولیان آلوارز خواست که یک مدافع میانی حریف را پرس کنند در حالی که دیگری روی ریچارد ریوس، فشار می‌آورد. معمولاً نیز آلوارز، ریوس و لئو مدافع میانی را مارک می‌کردند.

نمی‌توان گفت نستور لورنزو، مقلدِ خوزه نستور پکرمن، آرام نشست و هیچ کاری انجام نداد. لورنزو دوباره نقش آزادانه خامس رودریگز را بازگرداند و با ترکیب لوئیز دیاز، بارها پشت سر هافبک‌های ما فضایی آزادانه یافت تا موقعیت جدی خلق کند. اسکالونی تصمیم گرفت، یک‌سوم حریف را نادیده بگیرد و عقب برود. با این حال، لیچا مارتینز شجاعانه آماده تعقیب بازیکن دریافت‌کننده توپ بود در حالی که خولیان آماده کمک به خط میانی بود، بنابراین کلمبیا نتوانست بهترین استفاده را از این ترفند ببرد.

پس از یک بازی نسبتا متعادل، هر سه تعویض‌ دقیقه ۹۷ وقت‌های اضافه از گالگو، روی گل پیروزی اثر گذاشتند. ال‌تورو لائوتارو مارتینز، گل پیروزی قاطع ما را در دقیقه ۱۱۲ به ثمر رساند. این فینال اگرچه چالش‌برانگیز بود و با تغییرات تاکتیکی و تلاش‌های متعدد از سوی هر دو تیم قابل تحسین بود اما نکته‌ی قابل تأمل آن، تطبیق‌پذیری دوباره تیم اسکالونی با حریفان در طول رقابت‌های یکماهه بود، درست همانند جام جهانی قطر‌ ۲۰۲۲.

با تمام این تفاسیر، دو نکته منفی از نظر من در این جام وجود داشت؛ یکی اینکه بازیکنانی که می‌توانستد به بازی تیم سرعت بدهند مانند کاربونی، استفاده نشدند، حتی در بازی‌های کم‌ریسک‌تری مانند بازی آخر گروهی با پرو و دوم عدم تعویض‌ به موقع! حال، باید منتظر رقابت‌های مقدماتی جام جهانی ۲۰۲۶ بمانیم، جایی که انتظار تغییرات دوباره‌ای از لیونل اسکالونی دارم، مربی‌ی که مدام در حال اصلاح و بازسازیِ آهسته است تا بهترین تصمیمات را بگیرد.

‌ واموس آرخنتینا ???