چند روزی از سومین سالگرد حمیدرضا صدر گذشته است و همچنان وقتی به ویدیو‌هایی که از او در فضای مجازی به یادگار مانده است، نگاه می‌کنیم، محو صحبت‌های او می‌شویم گویی انگار برای اولین بار است که این صحبت‌ها به گوشمان می‌خورد.

 

حمیدرضا صدر در تاریخ بیست و پنجم تیر ماه سال هزار و چهارصد در حالی در‌گذشت که توانسته بود در ذهن دوستداران فوتبال و سینما خاطره خوبی را از خود به یادگار بگذارد.دوستانی که سرسخت‌تر از من پیگیر دکتر صدر بودند، حرف های جالبی را درباره ایشان به زبان می‌آورند.او کسی بود که وقتی درباره فوتبال صحبت می‌کرد، چشمانش برق می‌زد مثل یک عاشق که دارد درباره ی معشوقش سخن می‌گوید. کافی بود فقط پنج دقیقه پای صحبت هایش بنشینیم تا متوجه شویم که او فقط یک کارشناس ساده فوتبالی نیست بلکه با گوشت و پوست و استخوان خود فوتبال را در‌ک کرده است. ‌ برای او فوتبال نه فقط یک ورزش یا علاقه ساده بلکه یک سبک زندگی بود‌کسی که توانسته بود سینما و فوتبال را بهم گره بزند و به گونه ای درباره فوتبال صحبت می‌کرد و بحث تحلیلی انجام می‌داد که حتی خود فوتبالیست ها هم به گرد پای او نمی‌رسیدند.او کسی بود که بدون تعصب و با علم و سواد کامل و با لحنی درست و روان درباره موضوعات مختلف کلمات را به زبان می‌آورد.قاب های تکراری حضور او در برنامه‌هایی که عادل فردوسی‌پور برای تورنومنت های مختلف مثل جام جهانی، یورو و جام ملت‌های می‌ساخت، در تاریخ صدا و سیمای این کشور فراموش نشدنی و خاطره انگیز بود.

 

توصیف او از طرفداری در فوتبال در کتاب روزی روزگاری فوتبال برای پایان این مطلب بسیار جذاب و تأمل برانگیز است:

طرفداران تیم ها هر هفته در مکان ثابتی گرد می‌آیند و در یک لحظه به یک نقطه می‌نگرند و کنار هم با بیم و امید، با شور و شوق فریاد می‌کشند. در غم و شادی شریک می‌شوند و به فاصله‌های سنی، جنسی، قومی، فرهنگی، مالی و طبقاتی پوزخند می‌زنند.