نه هفته واسه فراموش کردنت خیلی کمه

بعد هفته اول اشک ها خشک میشن یه نمه

تو بالکن گرد گرفته زیر بارون و نور

یه تکه شعر پاره می‌کنه از ذهنم عبور

یادم میندازه خاطرات دور و دور

توی ذهنم یه عکس با احساسات جورواجور

اولیش یه صحنه از اول صبحه

روی دفترم خوابم برده

نه هفته مونده