حتما ویدیو یا تصاویر تیر انداز ترکیه ای در مسابقات المپیک امسال را که بخاطر زبان بدن خاص و خونسردی وصف ناپذیر بازرسانی و بر سر زبان ها افتاده دیده‌اید. تصور کنید یوسف دیکج به ده‌ها دلیل چون ناآمادگی بد شانسی، عملکرد بهتر حریفان مشکل اسلحه و حتی وزش باد نمی توانست مدال نقره را کسب کند یا از مسابقات حذف می شد. آیا تمامی تعابیر حاکی از تمجید و صفات مثبت کنونی مانند خونسردی مهارت حیرت انگیز استثنایی . به چیزی کاملا متضاد مانند ژست گرفتن نمایشی کمبود و عقب ماندگی تکنیکی و فنی ناکافی بودن تجهیزات ورزشی فقر پشتوانه‌ی مالی دولتی بدل نمی شد؟ آیا تاکنون با خود اندیشیده ایم تعابیر ما از رفتار آدمها از منظر نشانه شناسی تا چه اندازه بر پایه ی نتایج نهایی است دوگانه ی برنده بازنده که آنها کسب می‌کنند؟ چند بار در مصاحبه با هنرمندان شهره و نام آور نظیر نقاشان، رقصنده ها و نوازندگان شنیده ایم که از کودکی به هنر علاقه داشت یا از همان ابتدای کودکی هنر را شروع کرد و آن پدیده را به عنوان نشانه ای از نبوغ و استعداد آنها «تعبیر» می‌کنیم تنها به این خاطر که آنها اکنون و نهایتا موفق هستند. آیا کودکی را سراغ دارید که در دوران خردسالی به خاطر نقاشی خوب، آواز دلنشین و رقص زیبا مورد تمجید و تشویق قرار نگرفته باشد؟