امروز تو مترو از محل کار برمیگشتم واقعا بقدری کلافه و تو فکر بودم که از خودمم متنفر بودم 

تو فکر گرفتاری و قسط و قرض ها بودم که یهو ناخواسته با یکی از دوتا دختر واگن کناری واسه چند میلی ثانیه چشم تو چشم شدم البته از تو انعکاس شیشه های پنجره مترو یعنی مستقیم هم حتی نه !!!!

بلانسبت واقعا طرف از نظر ظاهری چهره افتضاحی داشت 

جوری با اخم قیافه گرفت و شالش رو کشید جلو و موهاش  پوشوند و رو برگردوند که انگاری میگفتی با یه بیمارجنسی احتمالا مثل دور و اطرافیاش چشم تو چشم شده و جن دیده

بلافاصله هم هندزفری در آورد بزنه به گوشش که مثلا اگه من بخوام چیزی هم بگم نفهمه

حالا من که حسابی بهم برخورده بود تا قبل اینکه هندزفری رو بزنه به گوشاش

بلند خطاب به بغل دستیم گفتم یه جورایی که همه بشنون:

میمون هرچی زشت تر

ناز و عشوه ش بیشتر 

الان که فکر میکنم میبینم خیلی تند رفتم واقعا !