به سالِ ۱۳۸۴
دوباره زوزهی بادو گریهی بارون
صدای خش خش برگا تو خیابون
دوباره گریهی بارون تو رو یاد من میاره
تو فصل قشنگ پاییز
دل من آروم نداره
برای تو بیقراره
صدام کن که خیلی خستم
ببین بی صدا شکستم
صدام کن که خیلی تنهام
بزار دستتو تو دستام
دوباره عشقو صدا کن
دلو از غصّه رها کن
بیا با مهر و محبت تو سینت قصری بنا کن
دوباره عشقو صدا کن
دوباره زوزهی بادو گریهی بارون
صدای خش خش برگا تو خیابون
دوباره گریهی بارون تو رو یاد من میاره
تو فصل قشنگ پاییز
دل من آروم نداره
برای تو بیقراره
صدام کن که خیلی خستم
ببین بی صدا شکستم
صدام کن که خیلی تنهام
بزار دستتو تو دستام
دوباره عشقو صدا کن
دلو از غصّه رها کن
بیا با مهر و محبت تو سینت قصری بنا کن
دوباره عشقو صدا کن



