کلام حضرت: 2- قالَ علیه السلام : مُلاقاةُ الاْ خوانِ نَشْرَةٌ، وَ تَلْقیحٌ لِلْعَقْلِ وَ إ نْ كانَ نَزْرا قَلیلا. فرمود: ملاقات و دیدار با دوستان و برادران خوب ، موجب صفاى دل و نورانیّت آن مى گردد و سبب شكوفائى عقل و درایت خواهد گشت ، گرچه در مدّت زمانى كوتاه انجام پذیرد. سیره حضرت: - مردي به محضر امام جواد ـ عليه السلام ـ شرفياب شد در حاليكه خيلي شاد و سرحال بود، امام علت شادماني را از او پرسيد. عرض كرد اي پسر رسول خدا از پدرت شنيدم كه مي فرمود: شايسته ترين روزي كه انسان بايد شادمان باشد روزي است كه او را صدقات و نيكي به نفع برادران ديني از جانب پروردگار نصيب شده باشد. امروز ده نفر از برادران ديني ام بر من وارد شد ند همه بي بضاعت و گرفتار، آنها را پذيرايي كردم و به هر يك مقداري كمك نمودم از اين جهت خوشحال هستم. امام ـ عليه السلام ـ فرمود: به جان خودم سوگند كه ترا اين شادماني شايسته است به شرط اينكه آن عمل را نابود نكرده باشي و يا بعد از اين نابود نكني. عرض كرد چگونه از بين ببرم با اينكه از شيعيان خالص شما مي باشم. فرمود: هم اكنون نابود كردي. پرسيد با چه خبر؟ فرمود: اين آيه را بخوان «وَلا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَالْاِذي» صدقه هاي خود را با منت نهادن و آزار كردن باطل نكنيد. عرض كرد من به آنهايي كه كمك كردم نه منت گذاردم و نه آزاري رساندم. فرمود منظور هر نوع اذيتي است، در نظر تو آزردن آنهايي كه كمك كرده اي مهمتر است يا آزردن فرشتگاني كه مأمور تو هستند ويا آزردن ما؟! جواب داد آزردن شما و فرشتگان. امام فرمود: براستي مرا آزردي و صدقه خود را باطل كردي! پرسيد: با چه كاري؟ فرمود: با همين سخنت كه گفتي چگونه باطل كنم در حاليكه از شيعيان خالص شمايم. آيا مي داني شيعه خالص ما كيست؟ با تعجب گفت: نه، فرمود، سلمان، ابوذر، مقداد و عمار، تو خود را با چنين اشخاصي برابر دانستي آيا با اين سخن فرشتگان و ما را نيز نيازردي؟ عرض كرد: اَستَغْفِرُ الله وَ اَتُوبُ اِلَيْهِ ، اي پسر رسول خدا پس چه بگويم؟ فرمود: بگو من از دوستان شمايم و دشمن دشمنانتان و دوست دوستانتان هستم. عرض كرد: همين را مي گويم و همينطور نيز هستم و از انچه گفتم كه به واسطه نپسنديدن خدا مورد پسند شما و فرشتگان نيز نبود توبه كردم. امام جواد ـ عليه السلام ـ فرمود: اكنون ثوابهاي از بين رفته صدقه ات بازگشت نمود.