خاطره من از خواستگاریم ببینید رفتم سر حلسه خواستگاری دیدم ی عالمه خورشت تو سفره جوگیر شدم ۳۰ هزار میلیارد سکه مهریه انداختم ولی شب اول که رفتم خونه بعد ازدواج داداشای دختره خواستن منو بزنن اما مرد عنکبوتی منو نجات داد...