طرفداری | ایان گراهام، نابغهای که شاید بسیاری از هواداران لیورپول از او بیخبر باشند، اما شخصیتی است که باید تحسین شود.
او متخصص دادهها و معمار اصلی موفقیتهای لیورپول در دوران یورگن کلوپ بود. گراهام از سال 2012 تا 2023 به عنوان مدیر تحقیقات در این باشگاه فعالیت داشت و نقش مهمی در پر کردن جامهای افتخار آنفیلد ایفا کرد. با این حال، جدایی از جمع قرمزها برای او بسیار دشوار بود. گراهام پیرامون تیمی که موفق شد جام شماره بیستم لیورپول در لیگ برتر و ششمین قهرمانی لیگ قهرمانان اروپا را به ارمغان آورد، میگوید:
ما به طور مداوم یکی از بهترین تیمهای تاریخ لیگ برتر بودیم. فکر میکنم چلسی تحت هدایت ژوزه مورینیو در اواسط دهه 2000 عملکرد مشابهی داشت. اما این لیورپول یکی از بهترین تیمهای لیگ برتر در یک دوره پنج ساله طولانی بود. به عنوان یک هوادار، این واقعیت که این تیم فوقالعاده در دوران بهترین تیم تاریخ فوتبال فعالیت میکرد، بسیار دردناک است. در این مورد هیچ بحثی وجود ندارد. منچسترسیتی حتی لیونل مسی را هم ندارد، اما هنوز هم به راحتی بهترین باشگاه تاریخ است. این تیم به شدت دست کم گرفته شده است.
ایان گراهام ادعایی جسورانه دارد. تیم بارسلونای پپ گواردیولا که شامل مسی، ژاوی و اینیستا بود و بین سالهای 2008 تا 2011 سه بار قهرمان لالیگا و دو بار قهرمان لیگ قهرمانان اروپا شد، ممکن است نظر دیگری داشته باشد. با این حال، گراهام هرگز از بیان نظرات خود نمیترسد. هنگامی که او 12 سال پیش توسط لیورپول استخدام شد، با مدرک دکترای فیزیک از دانشگاه کمبریج، با استفاده از توسعه و تحلیل داده به کمک نقل و انتقلات آنفیلد آمد. درامها و چالشهای اولیه که در این مسیر تجربه کرده، همراه با موفقیتهای بعدی، در کتاب جدید او با عنوان «چگونه در لیگ برتر پیروز شویم» شرح داده شده است. او همچنین به پیشرفتهای حاصل شده، به ویژه نحوه بررسی دقیق مسابقات امروزی، میپردازد. برندن راجرز، سرمربی لیورپول در حد فاصل 20012 تا 2015، به دلیل تعصب کورکورانه در جذب برخی از اهداف نقل و انتقالات و «فاندامنتالیسم» مورد انتقاد قرار میگیرد.
گراهام در کتاب خود به نقش شانس در موفقیت نیز اشاره میکند و از شکست خوردن در جذب تام اینس از بلکپول که منجر به خرید فیلیپه کوتینیو شد، یاد میکند. همچنین مصدومیت ACL امرسون پالمیری در سال 2017 که منجر به جذب اندی رابرتسون توسط لیورپول شد. مرد ولزی به لیورپول التماس کرده بود که کریستین بنتکه خریداری نشود، او دیگو کوستا (اتلتیکو مادرید) و روملو لوکاکو (اورتون) را میخواست. اتفاقی که بینظمی آن دوران آنفیلد را به تصویر میکشد. گروه FSG با 32.5 میلیون پوند بنتکه را خریداری کرد و همچنین به جذب روبرتو فیرمینو از هوفنهایم با قیمت 29 میلیون پوند چراغ سبز نشان داد. فیرمینو در بررسیهای دادهای عملکرد خوبی داشت و در نهایت 256 بار برای لیورپول بازی کرد که 227 بازی بیشتر از بنتکه بود.
یورگن کلوپ خلاف برندن راجرز توصیهها را میپذیرفت
تنش بین مدیران و دپارتمان نقل و انتقالات امری رایج است. با این حال، کلوپ نسبت به بازیکنانی که به ارث برده بود انعطافپذیرتر بود و توصیههای مدیران در مورد نقل و انتقالات را پذیرفت، به ویژه محمد صلاح در سال 2017. اما او در پایان دوران مربیگری خود در لیورپول، کنترل بیشتری بر جذب بازیکن اعمال کرد. داروین نونیز کسی بود که کلوپ روی جذب او اصرار داشت، در حالی که دیگران، از جمله گراهام، کریستوفر انکونکو (آن زمان در لایپزیش بود) را ترجیح میدادند. گراهام در این مورد میگوید:
آیا لوئیز دیاز و نونیز توسط یورگن پیشنهاد شدند؟ بله. به سال 2016 برگردید. آیا سادیو مانه و جوئل ماتیپ توسط یورگن پیشنهاد شدند؟ بله. این لزوما یک مشکل نیست. دیاز در رادار اکثر افراد باشگاه بود. نونیز بیشتر در رادار یورگن بود، اما این مانند وضعیت بنتکه نبود که در آن مورد بگوییم «بروید و این بازیکن را امضا کنید حتی اگر او کاملا برای لیورپول مناسب نیست». در تحلیل دادههای ما، نونیز یکی از بهترین مهاجمان جوان جهان بود، یک قدم پایینتر از هالند، اما مهاجم فعلی منچسترسیتی به دلایل مختلف غیرقابل دسترس بود.
در مورد داروین نونیز، نگرانی من در مورد او این بود که آیا داروین بازیکنی است که شما حاضر هستید سبک خود را کمی برای او تغییر دهید؟ زیرا ما سالها بود که با یک مهاجم مرکزی بازی نکرده بودیم. اگر میخواهید نونیز را در تیم بگنجانید، باید سبک خود را کمی تغییر دهید. این نگرانی من بود، اما اینطور نبود که با نونیز اختلاف نظرهایی مانند گذشته وجود داشته باشد.
همکاری با مایکل ادواردز
یکی از جنبههای جالب کتاب ایان گراهام این است که تصویرسازی از مایکل ادواردز برخی از تصورات او را تغییر میدهد. آنها برای اولین بار در تاتنهام با هم آشنا شدند، زمانی که ادواردز رئیس بخش تحلیل ویدیویی بود و گراهام برای شرکت فناوری کار میکرد که یک قرارداد انحصاری برای تفسیر دادهها داشت. ادواردز این مدل را «مزخرف» توصیف کرد، اما از آن یک دوستی قوی شکل گرفت و گراهام معتقد است که تصمیم FSG برای بازگرداندن او (ادواردز) به عنوان مدیر اجرایی بخش فوتبال یک حرکت هوشمندانه بود:
مایکل فقط یک فرد فوتبالی است. او در فوتبال بزرگ شده، بازی را در سطح عمیقی درک میکند، بازیکن خوب را از بازیکن بد تشخیص میدهد و قطعا فرد داده محور یا یک آدم فنی نیست. از آنجایی که او فرد باهوشی است، بلافاصله همه نقاط ضعف و کور نقاط دادهها را پیدا کرد و شروع کرد به سوراخ کردن تحلیلها و گفتن، «شما نمیتوانید این را ببینید». دلیل اینکه جلسه اول خوب پیش رفت و رابطه از ابتدا روی پای خوبی شروع شد این بود که من سعی نکردم به او چرت و پرت بگویم.
با پیچیدهتر شدن دادهها، او فهمید که نمیتواند به طور قطع بگوید یک بازیکن خوب است، اما دادههای کافی وجود داشت که میتوان به آن اعتماد کرد. اگر به بازیکنانی که خریداری کردیم نگاه کنیم، مثلا دنیل استوریج و فیلیپه کوتینیو، برای آنها تاییدیه دادهها و همچنین تاییدیه تحلیل ویدیویی مایکل را داشتیم.
مشکلات دنیای تحلیل داده و طراحی یک سیستم اختصاصی
زمانی که گراهام کارش را آغاز کرد، دادههای دقیق کمی در اختیار داشت و به همین دلیل چشمانداز مناسب فراهم نبود. او در کتابش به اوپتا اشاره میکند، سرویسی که تمامی دادههای لیگهای معتبر اروپایی و لیگ قهرمانان اروپا را از فصل 07-2006 گردآوری کرده است. با استفاده از این دادهها، او مدل «possession value» را توسعه داد که احتمال تبدیل هر عملی در زمین به موقعیت گلزنی را ارزیابی میکرد و میتوانست به بررسی کمک مدافعان یا هافبکها با مالکیت توپ کمک کند. با گسترش «دادههای لحظهای» - ثبت حرکات مجزا مانند پاسها، طول آنها، جایی که توپ دریافت شده، تکلها یا حتی مکانهایی که شوتها از آنجا زده میشوند (گردآوری دستی) - و سپس «دادههای ردیابی» - مختصات مکانی هر بازیکن در زمین و توپ در همه زمانها (گردآوری با دوربین) - امکان اعمال برخی از مفاهیم توسعهیافته در دوران تحقیقات او فراهم شد.
با این حال، دادههای لحظهای محدود بودند چون فقط میتوانستند بازیکنی را زیر نظر داشته باشند که حرکت میکند. اما گراهام کاوش عمیقتری داشت. در سال 2016، او در کنفرانس انجمن اپتا شرکت کرد، جایی که محققان نوپا یافتههای خود را ارائه میکنند. یکی از این محققان، ویل اسپیرمن، مفهومی به نام «کنترل زمین» را ارائه کرد - تلاشی برای کمی کردن اینکه کدام بازیکنان مناطق خاصی از زمین را کنترل میکنند. مرد ولزی تحت تاثیر دانش اسپیرمن قرار گرفت و او را برای دوران جداییاش از لیورپول استخدام کرد. گراهام در این مورد میگوید:
تمام مفهوم کنترل زمین این بود که بازیکنان معمولا در حال حرکت هستند و ساکن نیستند. بنابراین، این مدل نشان میدهد که با توجه به موقعیت و سرعت یک بازیکن، او چه مقدار از زمین را تحت کنترل دارد. این مدل نشان میدهد که حتی قبل از اینکه یک مهاجم به خط دفاعی حریف برسد، به دلیل سرعت و حرکتی که دارد، میتواند بخشی از فضای پشت خط دفاعی را کنترل کند. به عبارت دیگر، این مدل نشان میدهد که چگونه مناطق کوچک باز و بسته میشوند و مدافعان چگونه برای مقابله با این تغییرات واکنش نشان میدهند. این ایده بسیار ساده بود، اما مدل اسپیرمن بسیار دقیق و هوشمندانه طراحی شده بود و من تحت تاثیر آن قرار گرفتم.
نقش هوش مصنوعی در تحلیل داده
گراهام معتقد است که گام بعدی در زمینه تحلیل داده، استفاده از هوش مصنوعی خواهد بود. رویدادهایی مانند کرنر، شامل عوامل متعدد و پیچیدهای هستند که مدلسازی آنها بسیار دشوار است. او میگوید: «هوش مصنوعی میتواند به ما در ساخت مدلهایی برای این نوع دادههای پیچیده و حجیم کمک کند». اوایل امسال، لیورپول اعلام کرد که با گوگل همکاریای به نام TacticAI ایجاد کرده است تا دقیقا به همین موضوع بپردازد. اما گراهام معتقد است که زمینههای دیگری از بازی وجود دارد که برای بررسی آماده هستند، به ویژه کار گروهی و تاکتیکها:
تاکتیکها واقعا کمتر مورد بررسی قرار گرفتهاند. فرض کنید من یک تیم از بازیکنان متوسط دارم، بهتر است 4-4-2 بازی کنم یا 4-2-3-1 یا 3-5-2، یا این بستگی به این دارد که حریف چه بازی میکند؟ این موضوع کمتر مورد بررسی قرار گرفته است. به نظرم نکته دیگر در مورد تاکتیکها این است که من از 3-5-2 در مقابل 4-4-2 به عنوان یک مثال ساده استفاده میکنم، اما تاکتیکها واقعا در مورد این نیست که آیا شما 4-4-2 بازی میکنید یا نه، زیرا پنج طعم مختلف از 4-4-2 وجود دارد که بسیار متفاوت به نظر میرسند.
آرنه اسلوت و دوران پساکلوپ
در کتاب ایان گراهام، هیچ تلاشی برای کماهمیت جلوه دادن نقش یورگن کلوپ در بازسازی لیورپول انجام نگرفته است. قهرمانی در سال 2020 یک دستاورد بزرگ بود اما لیورپول باشگاهی است که «بیشتر» میخواهد. آرنه اسلوت، سرمربی جدید قرمزها این نقش را خواهد داشت. گراهام در این مورد میگوید:
نکته خوب در مورد آرنه اسلوت این است که او یک باشگاه بزرگ سنتی را که موفق نبود، به موفقیت رساند. او گروهی از بازیکنان را که شاید بهترین لیگ نبودند، به بهترین شکل ممکن استفاده کرد و فوتبالی جذاب به نمایش گذاشت. بنابراین او همه شرایط را دارد و زمانی که من در لیورپول بودم و به کلوپ نگاه میکردم، دقیقا همان ویژگیهایی بود که ما در یک مربی دنبال میکردیم.
گراهام باور دارد لیورپول در کورس قهرمانی حرفی برای گفتن دارد اما در این مسیر یک مشکل وجود خواهد داشت: منچسترسیتی. مدیر سابق لیورپول نوشته است:
من هوادار لیورپول هستم و خوشحالم که حالا وقتی همه چیز خوب پیش نمیرود میتوانم غر بزنم. من اوایل سال 2023 ترکیب تیم را خیلی خوب میشناختم و با نگاهی به خریدهای تابستان گذشته، از نظر من خریدهای بسیار خوبی بودند. این ترکیب یکی از بهترین ترکیبهای لیگ است. منچسترسیتی هنوز هم رقیب اصلی است. وقتی تیمی دارید که توسط بهترین مربی جهان هدایت میشود و میتواند از هر جایی که میخواهد و از باشگاههای شریک خود استعداد جذب کند، رقابت با آن بسیار دشوار است. من میگویم لیورپول با ترکیب مشابهی مانند آرسنال در رقابت قهرمانی حضور دارد، اما آنها پشت سر منچسترسیتی هستند، همانطور که بقیه جهان هستند.
کتاب How to Win the Premier League اثر ایان گراهام از پانزدهم اوت برای خرید هوادران در دسترس است. روزهای آینده روایت جدیدی از نحوه قهرمانی لیورپول و نقل و انتقالات زمان یورگن کلوپ منتشر خواهد شد.

