در سال ۸۶۹ میلادی شخصی به نام عبید الله حمدان قرمط که یک ایرانی از سواحل جنوبی ایران، بندر دیلم (استان بوشهر) که وی به جوانمردی مشهور بود به هدف انتقامجویی از بنی عباس قیام کرد و تعداد بسیار زیادی از ایرانی ها، به ویژه مهاجرهای دیلمی و پارسیان در اطراف خلیج فارس و خوزستان به او ملحق شدند.

درفش قرامطیان

قرمط آیینی از شاخه ی اسماعیلیان بود که نماز های پنج گانه را فقط در دو نوبت برگزار می‌کردند و روزه نمیگرفتند و در آیین آنها شراب حلال بود و نوشیدنش جایز، پیروان این آیین بخاطر اسم رهبرشان قرمطی نامیده میشدند ، در واقع آنان زرتشتی مخفی بودند که بخاطر شرایط آن زمان خود را مسلمان می‌نامیدند. قرمطی‌ها شیعه‌ی هفت امامی بودند. آنها محمد بن اسماعیل را امام پنهان شده و منجی میدانستد.

1234567
علی بن ابی‌طالبحسن بن علی بن ابی‌طالب

حسین بن علی

بن ابی‌طالب

سجادعلی بن

حسین 

محمد

باقر 

جعفر

صادق

محمد‌

بن اسماعیل

قرمطی ها هیچ اعتقادی به زیارت و بوسیدن قبور و سنگ حجرالاسود و بسیاری از مناسک حج نداشتند.همچنین آنها نوروز را جشن می‌گرفتند.

در این دوره زنان دارای جایگاه و احترام بسیار بالایی بودند آنها نیز در کنار مردان، آموزش می‌دیدند و در جنگ ها شرکت میکردند همچنین هیچ اجباری، برای رعایت حجاب وجود نداشت.

 رستاخیز و جنبش قرامطه ها، به دلیل مخالفت با خلافت عباسی بود که از عراق امروزی (شهر بصره) آغاز شد و آنها توانستد بخشی از خوزستان، عراق و عربستان و همچنین امارات، قطر و جزیره بحرین را فتح کنند. امروزه بخشی از :

ایرانبحرینعربستان‌سعودیقطرکویتعمانعراقامارات‌متحده‌عربی

قلمروی قرمطیان (بزرگترین حالت)

دینپایتختپایه گزاریفرو پاشی
اسلام شیعه‌ی اسماعیلی (در واقع مزدیسنا)احساء899 میلادی1077 میلادی 

جنبش قرمطی ها یکی از گسترده ترین جنبش های فکری سیاسی و ضد مذهبی و از پرتوان ترین خیزش های مردمی ایرانی در ضدیت با خلافت عباسیان شمرده می شود.

همانطور که گفتیم عبداله حمدان قرمط بنیان گذار این جنبش از مردم بندر «دیلم» در کناره خلیج فارس و از تربیت یافتگان سازمان اسماعیلی به شمار می رفت.

عبداله در سال های میانی قرن سوم هجری قمری در شهر کوفه می زیست، او در میان مردم به پارسایی و خردمندی مشهور بود. وی به سبب مردم داری و عدالت خواهی همواره از سوی مردم و ستم دیدگان با جور دستگاه خلافت در می افتاد. مردم از شهرهای دور نزدیک و از شهرهای ایرانی نشین میان رودان (بین النهرین) و سواحل خلیج فارس به دیدار او می آمدند او نیز در قیام بردگان نقش گسترده داشت.

عبداله حمدان قرمط همواره بر این باور استوار بود که سرانجام مردم ایران قدرت را از اعراب باز پس می گیرند و خودش برای آن آرزو تلاش بسیار کرد. در قیام ایرانی سرزمین بحرین که بدست ابوسعید حسن بهرام گناوه ای صورت گرفت، عبداله حمدان قرمط در خیزش ایرانیان آنجا بسیار موثر واقع شد که در نتیجه ابوسعید گناوه ای توانست شهرهای هجر، گرا، هگر، و خط پنیات اردشیر  را به تصرف در آورد و دست غارتگران دستگاه خلافت را از سرزمین بحرین کوتاه سازد و بدین ترتیب ابوسعید دولت ایرانیان قرمطی را در بحرین تاسیس کرد و شهر هجر را مرکز این دولت قرار داد. از این دوران شهر «هجر» به «لحسا» و شهر «خط» به «قطیف» نام گذاری شد.

دولت قرمطی سپس بر سرزمین یمامه دست یافت. دو سال بعد سر تا سر سواحل جنوبی خلیج پارس و سرزمین عمان به دولت قرمطی پیوست. قرمطیان کسانی را که به آیین اسلام گرویده بودند به دیده استهزاء می نگریستند و در "لحسا" هر تعداد قرآن، تورات و انجیل بود همه را به صحرا افکندند و از بین بردند.

خواجه‌نظام‌الملک در کتاب «سیاست‌نامه» نوشته است که :

«قرمطیان خیلی‌زود در بین ایالات مختلف اسلامی و در میان قشر بازرگانان و روشنفکران، طرفداران بسیار به‌دست آوردند. آن‌ها کسانی را که به آیین اسلام گرویده‌بودند و مقررات آن را محترم می‌شمردند، به دیده‌ی استهزاء می‌نگریستند و پس از آن‌که به احساء برگشتند، هر چه قدر قرآن و تورات و انجیل بود، همه را به صحرا افکندند و از بین بردند. به‌نظر آن‌ها سه‌نفر، مردم جهان را گمراه کردند: «شبانی» که مقصودشان حضرت «موسی» بود، «طبیبی» که مرادشان حضرت «عیسی» بود و «شتربانی» که منظورشان حضرت «محمد» بود؛ این «شتربان» یعنی حضرت «محمد» از دیگران شعبده‌بازتر، سبک‌دست‌تر و محتال‌تر بود.»

معروف ترین رهبر قرمطیان ابوطاهر گناوه‌ای یا ابوطاهر جنابی کسی بود که در سال ٩٣٠ میلادی با لشکرکشی از بحرین به مکه، بی‌رحمانه به کشتار حاجیان در مکه پرداخته، همگیِ آنان را گردن زده و کشته‌ها را در چاه زمزم ریخت. او و سربازانش دائم فریاد می‌زدند «کجاست ابابیل‌های‌تان؟»[بگفته ناصر خسرو] و به تلافیِ پاره‌شدن درفش کاویانی و تکه تکه شدن فرش بهارستان به دست اعراب متجاوز به ایران، پرده‌ی اطراف کعبه را تکه‌تکه کرده و سوزاندند. درب کعبه و حجرالاسود را از جا کنده به هجر بردند. پوشش کعبه را قطعه قطعه کرده تقسیم نمودند و خانه‌های ثروتمندان و حاجیان مکه را غارت کردند. سر انجام سنگ حجرالاسود را با گرزی چندپاره کرده و به بحرین منتقل و به مدت ۲۲ سال در بدترین محل ممکن یعنی در دستشویی یک خانه در بحرین کارگذاری ش.ده بود، تا این‌که در سال ۳۳۹ه.ق در زمان حکومت «مطیع‌الله عباسی» با وساطت «ابوعلی علوی» و البته با پرداخت پول سنگ حجرالسود که چند تکه شده  بود را به مکه برگرداندند و در جایگاه قبلی خود گذاشتند و همچنین با بندهای نقره بهم متصل کردند.

کعبه در حال سوختن به دست ابوطاهر گناوه‌ای

حجَرالاَسود (به فارسی : سنگ سیاه)

 همچنین ناصر خسرو (در سفرنامه‌اش) گفته است که :

در شهر احساء (پایتخت قرمطیان) مسجد جامع و به‌طور کلی مسجد وجود نداشت و ساکنان این شهر نماز روزانه نمی‌گزاردند.
 از مردم شهر مالیاتی گرفته نمی‌شد، اگر کسی فقیر یا مقروض می‌شد به او کمک مالی می‌شد (از طرف دولت)، هر بیگانه ای که وارد شهر می‌شد و حرفه ای بلد بود به او کمک مالی می‌شد تا کارش را راه بیندازد. در شهر آسیاب‌ها باشد که مال سلطان است و به‌طور رایگان غله مردم را آرد می‌کند. در شهر نماز جمعه بر پا نمی‌کردند اگر کسی نماز بخواند مانعش نمی‌شوند اما خودشان نماز نمی‌خوانند.

لیست فرمانروایان قرمطیان :

۸۹۴_۹۱۴ (میلادی)۹۱۴_۹۴۴۹۴۴_۹۷۰۹۶۸_۹۷۷۹۷۰_۹۷۲۹۷۲_۹۷۷
ابوسعید جنابی فارسی

ابوطاهر

گناوه‌ای

احمد ابوطاهر

حسن اعصم‌

قرمطی

ابوالقاسم‌

سعید

ابویعقوب یوسف

برای دیدن همه پست های من اینجا کلیک کنید.