در به درِ همیشگی، کولیِ صد ساله منم خاکِ تمامِ جاده هاست، جامهٔ کهنهٔ تنم هزار راه رفته‌ام، هزار زخم خورده‌ام تا تو مرا زنده کنی، هزار بار مرده‌ام شب از سرم گذشته بود، در شبِ من شعله زدی برای تطهیرِ تنم، صاعقه‌وار آمده‌ای قلندرم قلندرم، گمشدهٔ در به درم فرو تر از خاک زمین، از آسمان فراترم قلندرانه سوختم، لب از گلایه دوختم برهنگی خریدم و خرقهٔ تن فروختم به پای تو شکستم و به آتشِ تو سوختم هیچ شدم تا که شوم سایهٔ تو وقت سفر مرا به خویشتن بخوان، به اوج زندگی ببر قلندرم قلندرم، گم‌شدهٔ در به درم فرو تر از خاکِ زمین، از آسمان فراترم تهی ز قهر و کین شدم، برهنه چون زمین شدم مرا تو خواستی اینچنین، ببین که اینچنین شدم من سرم و تو آستان، من تنِ خالی و تو جان (خواننده فراموش می‌کند) به گوشِ تشنه‌ام بخوان هیچ شدم تا که شوم سایهٔ تو وقتِ سفر مرا به خویشتن بخوان به اوجِ زندگی ببر قلندرم قلندرم، گم‌شدهٔ در به درم فروتر از خاک زمین، از آسمان فراترم ‌

‌ ترانه: اردلان سرفراز آهنگسازی: فرید زلاند تنظیم: آندرانیک

_________________________________________________________

نسخهٔ اصلی این آهنگ با آهنگسازی فرید زلاند، تنظیم منوچهر چشم‌آذر و خوانش داریوش در سال ۱۳۵۶ به‌صورت رسمی انتشار یافت.

این قطعه نیز همچون «نفس» و «هجرت»، اشاره به رابطهٔ عاشقانه و نافرجامی دارد که مدتی میان این دو ستارهٔ آسمان موسیقی ایران برقرار شد.