میگفتند در اوایل 60 پسرکی ایرلندی از آکادمی به تیم اصلی آمد ..
با اندام لاغر و دست های مشت شده اش هنگام دویدن همه چشم ها مبهوت میکرد ..
بریتانیا تا به آن روز چنین استعدادی را در فوتبالش ندیده بود .. دریبل زن ، 2 پا ، شوت زن ..
او جرجی بست بود .. پسری از بلفاست ..
سال ها گذشت .. پسرک مستعد و لاغر مردنی به مرد اول الدترافورد تبدیل شد .. قهرمان قلب ها .. با آن چهره دوست داشتنیش .. میشد یک سوپر استار را در آن چهره دید ..
با آن همه غرور در بیرون زمین ولی در زمین او همان جرج بست بود . لباس های شیک بیرون زمین و عکس های تبلیغاتی یه طرف و سر و صورت گلی شده در زمین و آن خوشحالی های معروفش یه طرف !!
او به خدای الدترفورد تبدیل شد ... خدایی که لباس 7 را به تن کرد. شماره هفتی که جاودانه شد ..
میگفتند او جادو میکرد .. میگفتند نصف تیم لیورپول را دریبل زد و از 40 یاردی در آنفیلد به لیورپول گل زد ..
میگفتند در بازی مقابل هلند غرور هلندی یوهان کرویف را با 2 لایی زیر سوال برد ..
گل زنی هاش و غرور آفرینی هایش اشک همه ی یونایتدی ها را در می آورد ..
گلش پیروزی بخشش در دیدار با بنفیکا در فینال 1968 ، در اولین فینال یک تیم انگلستانی در لیگ قهرمانان اشک شوق مردم مغرور انگلستان را هم در آورد ..
اصلا جهنم .. در روز رفتنش از این دنیا حتی اشک آسمان را هم در آورد ..
به راستی او خدایی بود برای خودش در مستطیل سبز ..
او جــــــرج بــست بود ... پسری از بلفــاست ♥
روحــــــش شاد .
Pele Good , Maradona Better , George Best