غرب هم قطعا مایل به مرهون‌ساختن بلوک شرق بود. صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی و بانکدارهای خصوصی همگی خوشحال بودند که به کشورهای بلوک شوروی پول قرض دهند. ارتش سرخ ، ضمانتی بر ثبات [شرایط] بود و مقامات کمونیستی نیز نمایندگان واقعی برون‌دادها و منابع کشورهای‌شان نبودند [تا در ضمانت اجرایی وام‌ها] تاثیرگذار باشند. در طول دهه ۱۹۷۰ ، بدهی ارزی چکسلواکی دوازده برابر شد. بدهی ارزی لهستان نیز ۳هزار درصد افزایش یافت، چون ادوارد گیئرک ، دبیر وقت حزب کمونیست لهستان و همکاران وی فریفته کالاهای یارانه‌ای غربی شده بودند و برنامه‌های تامین اجتماعی پرهزینه‌ای را به دهقانان عرضه کرده، قیمت غذاها را به قیمت‌های ۱۹۶۵ برگردانده و تثبیت کرده بودند. وقتی وام‌گیری در این سطح افزایش یافت، به‌سختی می‌شد محدودش کرد. افزایش قیمت غذا در ۱۹۷۶ در دوره گیئرک موجب نارضایتی‌ها و شورش‌هایی شد و سریعا لغو شد؛ رژیم تصمیم گرفت به‌جای آن، به وام گرفتن ادامه دهد. بین ۱۹۷۷ تا ۱۹۸۰ یک سوم از اعتبارات خارجی دولت صرف یارانه دادن به مصارف خانگی شد. اقتصاددان‌های کمونیست در پراگ پیشنهاد کردند که یارانه‌ها قطع شوند و قیمت‌های «واقعی» عرضه شوند، اما اربابان سیاسی‌شان از عواقب اجتماعی چنین عقب‌نشینی‌ای بیمناک بودند و در عوض ترجیح دادند که بدهی‌های [خارجی]شان افزایش یابد. در طول دوران جنگ‌های داخلی، دولت‌های کوچک و شکننده اروپای شرقی از غرب وام می‌گرفتند تا برای اقتصادهای خودکفای خود بودجه تهیه کنند و به سوی گزینه‌های دشوار نروند. میکلوش نَمِت، آخرین نخست‌وزیر کمونیستی مجارستان مجبور شد چند سال بعدتر وام‌های بیشتری گیرد. وام یک بیلیون مارک آلمان از بُن در اکتبر ۱۹۸۷ داده شد و سیاستمداران آلمان غربی این وام را سهمی در «اصلاح» اقتصادی مجارستان نامیدند. این وام این‌گونه خرج شد: «ما دوسوم آن را صرف بهره وام‌ها کردیم و باقیمانده را خرج واردات کالاهای مصرفی کردیم تا اثرات بحران اقتصادی را کم کنیم». کسری رسمی در حساب جاری مجارستان در سال ۱۹۸۶، ۱.۴ بیلیون دلار در سال بود. بین ۱۹۷۱ تا ۱۹۸۰، بدهی ارزی لهستان از ۱ بیلیون دلار به ۲۰.۵ بیلیون دلار افزایش یافت که در سال‌های بعدی وخیم‌تر شد. با محاسبات خود آلمان شرقی، این کشور در سال‌های پایانی‌اش بیش از ۶۰ درصد از درآمدهای سالیانه ناشی از صادرات را خرج بهره بسیار تخفیف‌خورده بدهی‌های خود به غرب می‌کرد. یوگسلاوی که همیشه مشتری محبوبی بود (از ۱۹۵۰ تا ۱۹۶۵ سه پنجم کسری سالانه بلگراد را پوشش می‌داد)، وام‌های کلانی دریافت می‌کرد و بر اساس داده‌های رسمی‌ای که واقعی نبودند از اعتبارات جایگزین بهره‌مند می‌شد. در کل، بدهی‌های ارزی اروپای شرقی (که در ۱۹۷۱ به ۶.۱ بیلیون دلار رسیده بود) در ۱۹۸۰ به ۶۶.۱ بیلیون دلار افزایش یافت و در ۱۹۸۸ به ۹۶.۶ بیلیون دلار رسید. این آمار شامل رومانی نمی‌شد. رومانی در دوره نیکلای چائوشسکو توانست سال‌ها شهروندان‌اش را رنج دهد و تمام وام‌های خارجی‌اش را بپردازد؛ در غیر صورت به‌خاطر سیاست‌های گشاده دستانه‌ای که در تعیین قیمت‌ها در مجارستان در دهه هفتاد عرضه شد، احتمالا این ارقام بالاتر می‌رفت. پیام این آمار، روشن بود: نظام کمونیستی نه تنها پول که وقت هم وام می‌گرفت. دیر یا زود ضروری می‌شد که تعدیل‌هایی در اقتصاد نارضایتی‌آور و دردناک‌اش به وجود آورد.

پس از جنگ تونی جات مترجم: حمید پرنیان