جانان من اندوه لبنان کشت ما را / بشکست داغ دیر یاسین پشت ما را

جانان من برخیز باید بر جبل راند / حکم است باید باره تا دشت امل راند

باید به مژگان رُفت گرد از طور سینین / باید به سینه رفت زین‌جا تا فلسطین

باید به سر زی مسجدالاقصی سفر کرد / باید به راه دوست ترک جان و سر کرد

جانان من برخیز و بشنو بانگ چاووش / آنک امام ما علم بگرفته بر دوش

تکبیرزن لبیک‌گو بنشین به رهوار / مقصد دیار قدس همپای جلودار . گزیده ای از شعر بانگ جرس، از حمید سبزواری