سلام
تو این پست از نظر خودتون 10 تا از بهترین فیلم هایی که تو سال 2014 تولید شده و دیدید رو بنویسید و اگه وقت داشتید و حالش رو داشتید یه نقد کوتاهی هم بکنید و یه توضیحی هم دربارش بدید :)
پ . ن : نترسید لازم نیست اندازه من نقد کنید :|
پ .ن 2 : من میدونم با کسی که بیاد پستو بخونه لایک کنه ولی کامنت نده :|
پ . ن 3 : کامل بخونید ارزششو داره :|
10 تا فیلم از نظر خودم :
10 - Locke 2014
خلاصه داستان : لاک (با بازی تام هاردی) سرپرستی به شدت باوجدان و وظیفه شناس است و زندگی اش را با تکیه بر قابل اطمینان بودن خود ساخته است. در شب قبل از رسیدن به نقطه ی اوج حرفه ای اش تماسی دریافت میکند که اتفاقات بدی در پی دارد. او در حین رانندگی به شدت تلاش می کند تا بخش های مختلف زندگی مرتب و طبق اصول خودش را از فروپاشی کامل حفظ کند ...
نقد : «لاک/ Locke »به نظر طرح ریزی شده می آید، و همین طور است. به نظر کمی کوتاه می آید، این هم درست است. شاید حتی به نظر کسل کننده هم بیاید، اما این دیگر درست نیست. در واقع فیلمسازی حاضر جوابانه و هوشمندانه ی نویسنده و کارگردان فیلم «استیون نایت» و گروهش در ترکیب با بازی مسحور کننده ی «تام هاردی» باعث شده اند این فیلم مستقل و کم هزینه ی بریتانیایی حتی در مقایسه با پرهزینه ترین فیلم های سال هم در هر لحظه ی خود جذاب تر و درگیر کننده تر باشد.
امتیاز : 7 از 10
9 - Foxcatcher
خلاصه داستان : بر اساس داستان واقعی زندگی مارک شولتز، کشتی گیر مسابقات المپیک است که روابط او با مربی اش، جان دوپوتنت و برادرش دیو شولتز، به سمت شرایطی باورنکردنی کشیده می شود...
نقد : فیلم «شکارچی روباه» (فاکسکچر) همانند فیلم «گاو خشمگین / Raging Bull» درامی سیاه است که خود را در قالب یک فیلم ورزشی جا میزند. باز هم مانند «گاو خشمگین»،این فیلم بر پایه داستانی واقعی ساخته شده است. هرچند چنین مقایسههایی موجب به خطر انداختن فروش بالای فیلم جدید بنت میلر میشوند، فیلم «شکارچی روباه» از خطر کردن و ورود به محدودهای که بیشتر فیلمهای سینمایی مرتبط با ورزش از آن خودداری میکنند هراسی ندارد. این فیلم جزء فیلمهای الهامبخش نیست و در واقع درست عکس آن صادق است. «شکارچی روباه» درباره جنبه گمراه شده طبیعت انسانی است و این که چگونه انزوای برخاسته از ثروت و قدرت میتواند عواقبی فاجعهبار داشته باشد.
امتیاز : 7.5 از 10
8 - Fury
خلاصه داستان : در آوریل سال ۱۹۴۵ و همگام با آخرین حملهی متفقین به آلمان نازی، سرهنگ واردَدی و گروه پنج نفرهاش باید ماموریتی خطرناک را در خاک دشمن به سرانجام برسانند ...
نقد : اولين چيزی که نظم را جلب کرد گل و لای بود. حتی بيشتر از خون و خشونت لجام گسيخته¬ای که در فيلم موج میزند، گل و لای را میتوان عامل تعريف کننده «انتقام / Fury» در نظر گرفت. گل و لای همه جا است. پاها از گل و لای زياد کلفت و سنگين شدهاند. گل و لای زير تايرها و گامها چلانده میشود. جاده ها- البته اگر بشود اسمشان را جاده گذاشت- با گل و لای سنگفرش شدهاند. قبلاً به ندرت میشد فيلمی درباره جنگ جهانی دوم سراغ گرفت که نشان دهد چقدر همه چيز در منطقه روستايی آلمان منتهی به برلين در طول دوران سخت سال ۱۹۴۵ چرکين بوده است. برخلاف آنچه در اکثر فيلمهای جنگی کمتر تاريخی نمايش داده شده است، ديويد آير نويسنده و کارگردان «انتقام» موفق شده تا به خوبی اين را نشان دهد که روزهاي بعد از عمليات «پياده شدن در نرماندی» چندان هم گل و بلبل نبود. البته بازی برد پیت هم در این فیلم جای ستایش داشت .
امتیاز : 8 از 10
7 - American Sniper
خلاصه داستان : تک تیرانداز امریکایی در رابطه با داستان واقعی "کریس کایل" سرباز نیروی دریایی امریکا که توانست تبدیل به ماشین آدم کشی ارتش امریکا شده و رکورد بیشترین کشتن دشمنان در جنگ بعنوان یک اسنایپر امریکایی را از آن خود کند و...
نقد : «تک تيرانداز آمريکایی/American Sniper»، کلينت ايستوود را از شر اِدباری که به جان چند فيلم اخيرش افتاده بود رها کرد. اين فيلم که جسته و گريخته بر اساس زندگی واقعی سرباز تقدير شده جنگ عراق، کريس کايل، ساخته شده نه تنها نماينده بهترين کار ايستوود بعد از فيلم اسکاریاش، «عزيز ميليون دلاری/Million Dollar Baby»، است بلکه نمايانگر بهترين بازی نامزد اسکار (دو بار)، بردلی کوپر، بعد از مدتها است. از او در اين فيلم خواسته شده تا از تمام نقشهای قبلیاش تا آنجا که میتواند دور شود (و [اتفاقاً] موفق هم بوده است). اين فيلم نفس گير (از جهات مختلف) يادآور دو فيلم جنگی اخير: «قفسه درد / The Hurt Locker» کاترين بيگلو و «برادران / Brothers» جيم شريدان است. گرچه «تک تيرانداز آمريکایی» در قالب تريلر عرضه شده، اما از چنان فحوای دراماتيک قدرتمندی برخوردار است که به خوبی شخصيتها را تغذيه میکند. و مثل هميشه حضور افراد بسيار شناخته شده در يک فيلم منجر به تنش و تعليق بيشتری میشود چون به سرنوشت افرادی که در رويدادها نقش دارند علاقمند هستيم.
امتیاز : 8.8 از 10
6 - Still Alice
خلاصه داستان : آلیس یک استاد فوق العاده زبان شناسی است که در مبارزه با بیماری ای که گریبان گیر بیش از ۳۶ میلیون نفر در سراسر جهان است، به آرامی در حال زوال است و روی ازدواج اش نیز تاثیر گذاشته، اما او را به جوان ترین دخترش نزدیک تر کرده است و…
نقد : آليس هالند (با بازی جولين مور) نيويورکی ۵۰ ساله بانشاط و جذابی است، که البته انديشمند معتبری در حوزه ارتباطات دقيق به شمار میآيد. همسر دوست داشتنیاش، جان (با بازی بالدوين)، او را باهوش ترين و زيباترين زنی که در تمام عمر خود ديده توصيف میکند و سه فرزندشان، آنا (با بازی بوسوورث)، تام (با بازی پريش) و ليديا (با بازی استيوارت)، اگر انسانهای موفقی محسوب نشوند لااقل مسير خود را در زندگی يافتهاند. همه چيز در زندگی آليس به خوبی پيش میرود تا اين که واژگان را، که وسيله معاش او به عنوان مدرس زبان شناسی دانشگاه کلمبيا هستند، فراموش میکند و از آن بدتر کم کم در مکانهای آشنا احساس گيجی و سردرگمی میکند. آنقدر ترسيده که برای مشاوره نزد عصب شناس میرود و اوست که احتمال رشد تومور مغزی را منتفی میداند، اما علايم اوليه بروز بيماری آلزايمر را حدس میزند، به نظر میرسد که بيماری آليس نوع نادری از آلزايمر است که در انسانهای زير ۶۵ سال بروز میکند. یکی از بهترین بازی های جولین مور . احتمالا اسکار بگیره برای این نقش .
امتیاز : 9 از 10
5 - Edge of Tomorrow
خلاصه داستان : سرگرد بیل کیج مدیر روابط عمومی حیله گری است که برای آرام کردن تودههای مردم بر صفحه تلویزیون ظاهر میشود، در حالیکه خودش از زندگی نسبتاً آسوده دور از خط مقدم برخوردار است.اما پس از مدتی، بِرَندِن گِلیسِن در نقش ژنرال بِریگام، تصمیم می گیرد کیج را به خط مقدم مهمترین نبرد در جنگ بفرستد. کیج امتناع می کند و به سرباز تنزل درجه داده می شود. یکدفعه میبینیم کیج در لباسی جنگی که از آن سردر نمیآورد، در میدان جنگ در میانه حمله ای ساحلی با قدم های سنگین در حال حرکت است که...
نقد : جایی، کسی به طریقی فیلم «لبه فردا» را بدون اشاره به فیلم «روز موش خرمایی / Groundhog Day» نقد خواهد کرد، اما همانطور که همین الان شنیدید، آن فرد من نخواهم بود. «لبه فردا» برداشتی علمی-تخیلی و بزن بهادر از «روز موش خرمایی / Groundhog Day» است که در آن تام کروز نقش بیل ماری را بازی می کند: یک آدم انزوا طلب خود محور و نچندان نجیب که خود را در حلقهای ممتد مییابد که محکوم است یک روزش هر روز تکرار شود و سرانجام به کشف حقایقی می انجامد که زندگیاش را دگرگون میکند.
امتیاز : 9 از 10
4 - Ida
خلاصه داستان : لهستان ۱۹۶۲، آنا یک راهبه نوآموز ۱۸ ساله است که در شرف یاد کردن سوگند راهبگی از رازی تاریک در مورد خانوادهاش باخبر میشود که به دوران اشغال نازیها باز میگردد ...
نقد : هر کسی که عطش شدیدی برای دیدن یک فیلم هنری اورپایی ساده سیاه و سفید با درون مایهای جدی دارد که نه تنها در حدود دهه 1960 واقع شده بلکه به نظر میرسد واقعا در همان زمان ساخته شده، میتواند با «آیدا/Ida» سیرابش نماید. پاول پاولیکوفسکی کارگردان لهستانی تبار بریتانیایی که برای اولین بار در کشور مادریاش فیلمی را ساخته است، در «آیدا» به موضوعاتی میپردازد که تا کنون بسیار به آنها پرداخته شده است مانند: یکپارچگی لهستانی اصول مذهب کاتولیکی و کمونیسم، سرنوشت یهودیان در جنگ جهانی دوم و احساس شرم، گناه و سکوتی که آن را در برگرفته است. اما این پرداخت به روشی لطیف و آرام انجام می شود که از خلال تجربه ی زن جوانی در آستانه ی راهبه شدن پیش چشم تماشاگر گذاشته می شود. فیلم به زیبایی با سایه روشن های ذغالیِ رنگ خاکستری و به شیوه ی محصور شده ی خاص و قدیمی «آکادمی هنرها و علوم سینمایی» فیلمبرداری شده که یادآور آثار «کارل دریر» استاد دانمارکی سینماست. این اثر یک ضیافت دلپذیر است که توسط یک حرفه ای برپا شده است، کاری چشم نواز در روزگار و عصر حاضر که جایگاه خود را در جوامع بین المللی میان افراد خوش ذوق پیدا خواهد کرد. فقط میتونم بگم این فیلم فوق العادس . نقش وندا خیلی خوبه وکلا فیلمش حرف نداره ...
امتیاز : 10 از 10
نتونستم بهش 10 ندم :D
3 - Interstellar
خلاصه داستان : گروهی از دانشمندان فضایی به دنبال روشی جدید برای سفر در کرم چاله های فضایی هستند تا با استفاده از سفر میان ستاره ای راهی برای بحران به وجود آمده در کره زمین پیدا کنند و ...
نقد : حماسه فضایی جذاب و فرا زمانی "Interstellar/در میان ستارگان" ساخته ی کریستوفر نولان فراتر از فیلم "Gravity/جاذبه" رفته است.در حالی که "Gravity/جاذبه" کوتاه و محدود بود و مرزهای فرا جهانی را به تصورات بینندگان واگذار کرد،"Interstellar/در میان ستارگان" بلند،با شکوه،عجیب و دشوار است.(به خصوص به خاطر این که در هنگام تماشای تصاویری که با دیدنشان مغزتان سوت می کشد،متوجه گذر زمان نمی شوید.) این فیلم داستان ماجراجویی کیهانی جسورانه و زیبایی است که کمی چاشنی سورئال و رویایی را به همراه دارد و در عین حال همیشه این باور وجود دارد که در اصالت خطیر خود قرار گرفته است.
امتیاز : 10 از 10
2 - Boyhood
خلاصه داستان : مِیسون شش ساله به همراه مادر و خواهرش، سامانتا، در تگزاس زندگی میکند. پدرش به تازگی آنها را ترک کرده است. فیلم، زندگی مِیسون و خانوادهاش را در طول ۱۲ سال آینده که طی آن به یک مرد تبدیل میشود، دنبال میکند ...
نقد : یک چیز در طول تماشای «پسر بچگی/ Boyhood» مشخص می شود: کارگردان فیلم «ریچارد لینک لیتر» به شدت مجذوب ایده ی دنبال کردن یک شخصیت داستانی در گذر زمان واقعی شده است. بیشتر فیلم سازان از صبر و حوصله ی لازم برای چنین کاری بی بهره هستند. «پسر بچگی» از لحاظ روحیه ی جاری در فیلم، و شاید حتی برخی ویژگی های خاص، یادآور سه گانه ی «پیش از» لینک لیتر است: «پیش از طلوع»، «پیش از غروب» و «پیش از نیمه شب». آن فیلم ها زوج عاشقی را در یک دوره ی زمانی ۱۸ ساله دنبال می کنند و با فواصل زمانی نه ساله طی سه فیلم دوباره به سراغ آنها می رود. زمانی که در واقعیت سپری می شود با زمان سپری شده روی پرده ی سینما برابر است. «پسر بچگی» چیزی شبیه به این انجام می دهد و شخصیت ها را در یک دوره ی دوازده ساله دنبال می کند، سالی یکبار به سراغ آنها می رود اما به جای آنکه این لحظات ثبت شده را در قالب چند فیلم ارائه کند همه چیز را به شکل یک فیلم مستقل در می آورد. با اینحال ایده ی اصلی یکسان است: بگذاریم بالا رفتن سن بازیگران درباره ی تصویر شخصیت ها اطلاعات بدهد و آن را ارزشمند تر کند.
حرف آخر: فیلم زیبای لینکلِیتر یک دستاورد فوقالعاده لطیف، سرگرم کننده، معقول و دقیق، پر از گرمی و انسانیت است.
1 - Gone Girl ( شاهکار جدید فینچر )
خلاصه داستان : نیک دان پس از ناپدید شدن همسر خود،به عنوان مظنون اصلی پرونده شناخته می شود و در کانون توجه رسانه ها قرار می گیرد و ...
نقد : بانویی ناپدید می شود و به زودی همه تصور می کنند که او مرده است،اما آن چه در فیلم "Gone Girl/دختر از دست رفته" واشکافی می شود،ازدواج او است.دِیوید فینچِر اقتباسی ریز بینانه و عمیق از رمان رمز آلود جیلیِن فِلِن انجام داده است.فیلم در سراسر زمان 149 دقیقه ای خود دیدی بسیار دقیق و گاهاً خنده دار و در کل مسحور کننده دارد.این تریلر روانشناسانه پیوندی استثنایی میان فیلم ساز و ماده اولیه است و نگاه فینچِر به عصر فناوری اطلاعات و خشونتی که در لایه های زیرین زندگی کنونی آمریکاییان جریان دارد را به خوبی منعکس می کند.طنز فیلم نیش دار است و بازی های عالی بِن اَفلِک و رُزامِند پایک جلوه خاصی به فیلم بخشیده است.البته فیلم برای پیدا کردن مخاطبان عام باید از حالت فیلمی صرفاً اسکاری خارج شود. به زودی مشخص می شود که رمز و راز این فیلم اتفاقی که برای اِیمی افتاده نیست،بلکه هویت نیک و اِیمی و آن چه که کار ازدواج آن ها را به این جا کشیده،است.سوالی که این زوج در ابتدا عجله ای برای پاسخ دادن به آن ندارند.فیلم نامه فِلِن بین گذشته و حال در حرکت است و گاهی به کنکاش در دفترچه خاطرات اِیمی می پردازد و سر نخ هایی که او برای نیک به جا گذاشته را بررسی می کند اما در تمام این مدت داستان در چند سطح به جلو می رود و اجازه لحظه ای غفلت به بیننده نمی دهد.نهایتاً زمانی که فیلم در نیمه خود چندین نقطه عطف رو می کند،لذت دیدن آن ها نه از باب غافل گیری که بابت عمیق تر شدن داستان حاصل می شود.
فقط میتونم بگم این فیلمو از دست ندید ...
بهترین دیالوگ فیلم : وقتي به همسرم فکر ميکنم ، هميشه به سرش فکر ميکنم خرد کردن جمجمهي دوست داشتني اش رو تصور ميکنم خالي کردن مغزش و سعي براي رسيدن به جواب .
امتیاز : 11 از 10 :دی
البته لازم به ذکره که بگم فیلم های بسیار خوب دیگه ای هم تولید شدن که من ندیدم ...