چرا مورینیو بهترین مربی تاریخ خواهد شد؟ ... سوال جالبی ـست ... برای پاسخ به این سوال نیاز به کمی کنکاش و زیر و رو کردن تاریخ داریم ... البته برای من یک چالش بزرگ دیگر هم وجود خواهد داشت، و آن سرپا نگاه داشتن مقاله است و جذابتر کردن پاراگرافهای آن برای مخاطبین عجول و بعضا جوانی که داریم ...
بگذارید از سر الکس فرگوسن شروع کنیم ... او بهترین مربی تاریخ انتخاب شد، و مورینیو باید به دست آوردهای سر الکس برسد تا به عنوان بهترین در تاریخ بدل شود ... برای درک ابعاد کاری سر الکس باید به شما بگویم که او بیش از چهل جام در بیست و اندی سال مربیگری در منچستر یونایتد به دست آورد ... و در سن هفتاد و خورده ای کت مربیگری را آویخت و به طبقه دوم ورزشگاه اولدترافورد رفت ... سرالکس و کاری که انجام داد مرا بشدت یاد آلفرد هیچکاک می اندازد ... اصلا انگار از یک خاک آفریده شده اند ... هیچکاک یک کارگردان مولف است، یعنی سینمای او دارای امضاء خاص خودش است ... شما اگر وسط یکی از فیلم های او به داخل سالن سینما برسید و خبر نداشته باشید که این فیلم را چه کسی ساخته، بعد از گذشت چند دقیقه باور دارید این کار هیچکاک است ... او فیلمهایش را به سبک خود امضاء میکند ... سینمایی متاثر از تدوین آیزنشتاینی، و تلفیق گریفیثی با محتوا که معجون هیچکاکی را میسازد ... سرالکس سبک خودش را داشت، مانند هیچکاک او هم احتمالا متاثر از بزرگانی همچون اتو ره هاگل، رابسون، میشل هیدالو، بیل شنکلی و بقیه است ... هیچکاک تحت تاثیر گریفیث بود اما از گریفیث بزرگتر شد و پیشی گرفت ... دی دبلیو گریفیث یه آرامن گرا بود، که تغییر نگرش کلی در برخورد ساده با سینما ایجاد کرد، اما این دلیل نمیشد سینمای او حد اعلاء یک سینمای تاخته تا نهایت را نمایش دهد ... هیچکاک معجون خودش را ساخت ... سینمای او از این رو مولف است که ادویه خاص سوپش را خود تهیه میکند ... شاید میشل بیش از همه در نگرش فرگی تاثیر گذاشته باشد، و تا حدی هم متد تمرینی ارنست هاپل اما فرگی از آنها بزرگتر است، زیرا او امضاء خودش را در تلفیق صحیح با تئوری های عظیم بزرگان کلاسیک رشته فوتبال ارائه کرد ... میدانید چه کسی در دنیای سینما هیچکاک را محضر والا خواند و وی را طبقه نهایی و رئیس خود دانست، بله سینمای موج نوی فرانسه و به خصوص تروفو و گدار ... به نظر می آید اینجا هم آفریدگار از یک خاک برای مورینیو و گدار و تروفو استفاده کرده است ... هیچکاک همیشه استاد بهترین کتاب تاریخ سینماست به نوشته فرانسوا تروفو درباره هیچکاک ... درست است، کم کم دارید به شباهت های داستان فرگی و مورینیو با هیچکاک و تروفو و گدار پی میبرید، مورینیو از آن ابتدایی ترین مصاحبه هایش در انگلستان فرگی را رئیس خطاب کرد و او را حد اعلاء فوتبال خواند ... جالب است بدانید هیچکاک هم از گدار و تروفو تعریف کرده بود و کار آنها را ژرف خواند ...
تروفو و گدار، موج جدیدی در سینما ایجاد کردند، موجی که سینمای کلاسیک را تغییر داد، اما خب دست به دامن سینمای تحسین شده هیچکاکی هم بود، آنها سینما را برای جوانها می دانستند، و سینمای دهه 40 را سینمای بابابزرگها خوانده بودند ... درست است، مورینیو هم مانند آنها خاص و انقلابی به نظر می آید .... او فوتبال زمان خودش را کسل کننده و پیر خوانده بود و نگرش های تمرینی را فرسوده و عبث می دانست ... فیلمهای گدار هیچ شباهتی به فیلمهایی که مردم عامه دوست دارند ... ندارد از این رو او منفور مردم است و محبوب منتقدان ... مانند فوتبال مورینیو که منفور مردم است و محبوب کارشناس ها ... اگر در سینمای گدار به یک قاب تاکید میشود صرفا قرار نیست معنایی داشته باشد و همین بی معنایی خود نگرش فراتصوری ما را بر می تابد، مورینیو هم اگر به شما میگوید کمپینی علیه من و تیمم هست، قطعا فقط منظورش کمپینی که ما می شناسیم نیست، بلکه او از این حربه برای پیش برد اهداف در سرش استفاده میکند ... هیچکاک هنوز بهترین مربی تاریخ است اما بعد از مرگ تروفو حالا تمام چشمان به دستان گدار است تا جایگاه استاد خود را به خطر بی اندازد ... البته عاقبت گدار و مورینیو شاید شبیه به هم نباشد اما به هر حال تنها کسی که میتواند آن صدر جدول را تغییر دهد قطعا گدار و مورینیو هستند ...
چند سال پیش اسکاری برای دست آوردهای تاریخی گدار قرار بود تعلق بگیرد اما ژان لوک گدار گفت من به آمریکا نمی روم چرا که جوایز ارزشی ندارند، سال 2010 هم مورینیو برای گرفتن جایزه بهترین مربی به مقر فیفا نرفت و گفت جوایز برای من اهمیتی ندارد ... آنها شبیه به هم هستند .... آنها تاریخ را به روش خود رقم زده اند ...
بزرگانی هستند که نگرش های متفاوت خود را در سینما و فوتبال ایجاد کرده اند اما این دلیل نمیشود آنها بهتری باشند، همین که بزرگ خطابشان میکنیم یعنی ارج نهادن به کار آنها ... بهترین را کسانی می سازند که خودشان را ارائه میدهند نه آن چیزی که ما دوست داریم ....