کوهی تن سنگم

که همدم ابری سیاهم

سرد و بی رنگم

که اسیر تب نگاهم

رهاتر از یک آغوش سرد

صداتر از یک فریاد درد

برای این تن سیر و تنها

تو گرمی خورشید زیبا

هوای تو پاک و بی غباره

نگاه من بی تو غم زاره

قله ی سنگی کبودم

بستر سرد و بی سرودم

یک طرف طلوع نور

یک طرف یه غروبم

بی تو از جنس شب

با تو یک خاک خوبم

کوهی تن سنگم

که همدم ابری سیاهم

سرد و بی رنگم

که اسیر تب نگاهم

رهاتر از یک آغوش سرد

صداتر از یک فریاد درد

برای این تن سیر و تنها

تو گرمی خورشید زیبا

هوای تو پاک و بی غباره

نگاه من بی تو غم زاره

قله ی سنگی کبودم

بستر سرد و بی سرودم

یک طرف طلوع نور

یک طرف یه غروبم

بی تو از جنس شب

با تو یک خاک خوبم