طرفداریانتخاب توماس توخل به عنوان سرمربی جدید تیم ملی انگلستان بازتابی بیشتر منفی به دنبال داشته است. با تمامی این جنجال‌ها اما او بی‌تردید گزینه‌ای مناسب برای این پُست حساس به شمار می‌رود.

از واکنش مطبوعات انگلیسی می‌توان متوجه شد انتخاب توماس توخل به عنوان سرمربی جدید تیم ملی این کشور استقبال چندان زیادی به همراه نداشته است. دلیل این عدم استقبال کاملاً روشن است؛ توماس توخل نه تنها انگلیسی نیست، بلکه آلمانی اس. و میزان محبوبیتِ فوتبال آلمانی در موطن فوتبال، شناخته شده است. به همین دلیل برخی روزنامه‌ها از انتخاب توخل با عنوان «روزی سیاه برای انگلستان» یاد کرده‌اند. با این همه، این پرسش مطرح می‌شود که کدام مربی انگلیسی می‌توانست انتخاب بهتری باشد؟

بی‌تردید دلایل قانع‌کننده‌ای به نفع یا علیه توماس توخل برای نشستن روی نیمکت انگلستان وجود دارد، دلایلی که در سال‌های اخیر به خوبی آشکار شده‌اند. از منظر فوتبالی، توماس توخل یک متخصص به شمار می‌رود. او سه سال پیش هدایت چلسی - که در آن زمان اوضاع آشفته‌ای داشت - را بر عهده گرفت و توانست با ایده‌های خود ظرف مدت چند ماه این تیم را از ردۀ دهم به ردۀ چهارم رقابت‌های لیگ برتر و همچنین قهرمانی در لیگ قهرمانان اروپا برساند. این دو اتفاق فارغ از ملیتش در انگلستان مثبت ارزیابی شده‌اند و شهرت بالایی را برای او در این کشور به ارمغان آوردند؛ به‌ویژه این‌که ایستادن بر بام فوتبال باشگاهی در اروپا و پیروزی در فینال مقابل تیم گواردیولا، هرگز تصادفی نبوده است.

توماس توخل قهرمان لیگ قهرمانان اروپا
در حالی در انگلیس رزومۀ توخل را زیر سوال برده‌اند که او با شکست دادن پپ گواردیولا، فاتح لیگ قهرمانان اروپا شده است.

با این وجود، نحوۀ سرمربی‌گری او در بایرن مونیخ انتقادات فراوانی را به همراه داشته و بی‌تردید توخل مسئول اولین فصل بدون عنوانِ مونیخی‌ها، پس از بیش از یک دهه است. از نمایش‌های ضعیف تیم، انتقادات آشکار از بازیکنان و درگیری با کارشناسان می‌توان به عنوان سایر نقاط ضعف در دوران حضور این سرمربی در مونیخ نام برد.

پرسشی که حال مطرح می‌شود این است که آیا توماس توخل و سه شیرها، مناسب یکدیگر هستند؟ مقایسۀ میان انگلستان و بایرن مونیخ چندان منطقی نیست چون کار در سطح ملی اصطکاک با تنش کمتری به همراه است. این یعنی سرمربی دیگر نیازی به حضور مرتب و پاسخگویی همیشگی به مطبوعات ندارد و به همین دلیل حساسیت او نسبت به نظریات کارشناسان کمتر می‌شود و همچنین برای خرید بازیکنان جدید با مدیران باشگاه دچار اختلاف نمی‌شود چون خودش مسئول انتخاب بازیکنان است.

از این گذشته، هری کین به عنوان کاپیتان تیم که از سابقۀ همکاری با توخل در مونیخ برخوردار است، یکی از حامیان او به شمار می‌رود. توخل کادری فوق‌العاده در تیم ملی انگلستان در اختیار خواهد داشت، تیمی که تنها نیازمند ایده‌ای روشن از فوتبال است و بی‌تردید توخل می‌تواند خلاف سرمربی سابق انگلستان، چنین ایده‌ای را به تیم انتقال دهد.

این سرمربی آلمانی به احتمال فراوان همانند دوران حضور خود در چلسی از چیدمان 1-2-4-3 بهره خواهد برد، چیدمانی که امکان استفاده از بازیکنان بیشتری در بخش تهاجمی را فراهم می‌آورد (بازیکنان خارق‌العاده‌ای نظیر فیل فودن، جود بلینگام و کول پالمر) و همچنین به ساختار دفاعی تیم نیز ثبات می‌بخشد. توماس توخل به اندازۀ کافی باهوش است که رفتاری فروتنانه و متواضعانه در انگلستان داشته باشد؛ رفتاری که او در مونیخ از خود نشان نمی‌داد. البته این مسئله را می‌بایست بخشی از رفتار صادقانۀ‌اش در بیان آشکارِ حقایق تلخ دانست.

توخل به خوبی می‌داند که دورۀ حضورش در تیم ملی انگلستان تنها در صورتی مستمر خواهد بود که او بتواند این مسیر  را با بازیکنان به صورت مشترک طی کند و به همین دلیل، انتقاد از بازیکنان چه به صورت علنی و چه در داخل تیم، چندان سودمند نخواهد بود. با این همه، با توجه به حضور همزمان نسلی عالی و مستعد و سرمربی‌ای با کیفیت و بادانش، می‌تواند شانس انگلستان را برای فتح جام‌جهانی 2026 و پایان‌دادن به انتظاری 60 ساله بسیار افزایش دهد؛ اتفاقی که اگر توسط یک آلمانی رقم زده شود، برای انگلیسی‌ها طعم متفاوتی خواهد داشت. به همین دلیل شاید در آینده از شانزدهم اکتبر 2024 به عنوان روزی خوب برای انگلستان یاد شود.