حوالی سال 1348 مسابقات باشگاههای انگلیس از تلویزیون پخش شد که طبعا به صورت زنده نبود. تصاویرش سیاه و سفید بود و عطا به منش روی آن حرف میزد ، اولین بازی که دیدم نبرد چلسی و آرسنال بود ، دیداری که به تساوی صفر صفر انجامید. بهترین بازیکن میدان پیتر بونتی ، دروازه بان چلسی بود. من شیفته ی بونتی شدم ، همان بونتی که سال بعد در مسابقات جام جهانی 1970 در مکزیک برابر آلمان جای گوردون بنکس را درون دروازه ی انگلیس گرفت. همان بونتی که سه گل مسخره از فرانتس بکن بائر ، اووه زیلر و گرد مولر خورد و دو گل آلن ماری و مارتین پیترز را بر باد داد ، همان بونتی که در صف بدترین دروازه بانان تاریخ انگلیس قرار گرفت. ولی وقتی بازیکنی را دوست دارید اشتباهاتش را میبخشید و برایش دل میسوزانید و من برای بونتی دل سوزاندم و او را بخشیدم. من طرفدار چلسی شده بودم. طرف دار پیتر اوزگود ، ران هریس ، تامی بالدوین ، یان هاچینسن ، آلن هادسن و کیث ولر. آنها سال 1970 با پیروزی برابر لیدزیونایتد قهرمان جام حذفی شدند و سال بعد رئال مادرید را در دیدار نهایی جام در جام اروپا شکست دادند. آن دو جام هنوز هم برایم عزیز هستند. چلسی پس از آن بدل به تیم متوسطی شد ، به دسته دو رفت و بازگشت ، با این وصف نتایجش را با دقت دنبال کردم. بعدها بود که شیفته ی مبارزه ی تیمهای کوچک برابر بزرگها شدم. . حمیدرضا صدر - روزی روزگاری فوتبال این متن یه تیکه از کتابشه لینک و اینا نداره