◾️آرتور شوپنهاور :

 

همواره آرزو کرده ام راحت بمیرم زیرا کسی که همه ی عمر تنها بوده، برای پرداختن به این وظیفه ی فردی داور بهتری در مقایسه با دیگران است. به جای درگیر شدن در بلاهت ها و دلقک بازی ها که از ظرفیت های ترحم انگیز انسان های دوپا به شمار می آید باید زندگی را با هوشیاری و آگاهی سرخوشانه به پایان برم و به همان جایی باز گردم که از آن آغازیده ام و مأموریتم را به اتمام رسانم.

 

Death: 21 September 18

 

▪️#درمان_شوپنهاور

▪️#اروین_د_یالوم

_______________________________

■ بسیاری چه دیر می‌میرند، و اندکی چه زود!

اما بهنگام بمیر! زرتشت چنین تعلیم می دهد.

 

به راستی آن که به هنگام نمی‌زیَد، چگونه به هنگام تنواند مُرد؟

 

همه مرگ را سترگ و با اهمیت می‌انگارند. اما هنوز مرگ را جشن نگرفته اند و آن جشنِ مقدسی است.

 

آن که کمال یافته است، فاتحانه بدرود دنیا می‌گوید...

چنین مُردن می‌باید آموخت. چنین مرگی بهترین مُردن است و مرتبه ی دوم، مرگ در کارزار است و فدا کردن جانی بزرگ.

باری، آنچه جنگ آور و فاتح از آن بیزار اند، مرگ نیشخندزَنِ شماست که دزدانه و فرا می‌خزد و با این همه سرورانه می‌آید.

 

هر که جویایِ نام است، باید به هنگام از افتخار کناره گیرد و هنر دشوار به هنگام رفتن را به کار بندد.

آن زمان که خوش ترین مزه ها را داری مگذار تو را تمام بخورند. آنان که می‌خواهند دیر زمانی در دل جای داشته باشند این را می‌دانند.

 

ای کاش عیسی مسیح در بیابان می زیست، دور از نیکان و عادلان! آنگاه ای بسا زندگی کردن می آموخت و به زمین عشق ورزیدن؛ و بنابرین خندیدن!

 

باور کنید برادران! او (مسیح) چه زود مُرد! اگر چندان می‌زیست که من زیسته ام، خود آموزه هایش را رد می کرد. وچنان نجیب بود که رد کند!

 

▪️#فردریش_نیچه 

▪️#چنین_گفت_زرتشت 

■ درباره‌یِ مرگ خود خواسته