◾️"شب که می‌رسد و حقیقت برملا می‌شود، هیچ‌کس در بیورن‌استاد نام مایا را در موبایل یا کامپیوترش نمی‌نویسد، فقط می‌نویسند «م»، یا «خانم جوان» یا «هرزه». هیچ‌کس درباره‌ی «تعرض» حرفی نمی‌زند، همه از «ادعا» می‌گویند یا «دروغ». با «چیزی نشده» شروع می‌شود و بعد تبدیل می‌شود به «اگر هم چیزی شده، خودش خواسته» و به این می‌رسد که «اگر هم خودش نخواسته، باز هم فقط باید خود او را سرزنش کرد؛ انتظار داشت چه اتفاقی بیفتد وقتی زیاد می‌نوشد و با او می‌رود توی اتاق؟» با «خودش خواست» شروع شده و به «حقش بود» ختم می‌شود."

 

▪️شهر خرس

▪️فردریک بکمن

______________________________________________

‍ ◾️«اگر بستن ذهن مردم به همان آسانی بستن زبانشان می‌بود، آنگاه هر حاکمی به امنيت حکمرانی می‌کرد و حکومت سرکوبگری هم وجود نمی‌داشت. چون آنگاه جمله‌ی آدمیان مطابق اذهان کسانی که حکمرانی می‌کنند به سر می‌کردند و تنها به صلاحدید آنان درست را از نادرست، یا خوب را از بد، تمییز می‌دادند. اما چنانچه در ابتدای فصل هفدم یادآور شديم، غير ممکن است که ضمیر کسی مطلقاً به فرمان کسی دیگر درآید. زیرا هیچکس نمی‌تواند حق با توانایی طبیعی خویش برای آزادانه اندیشیدن و قضاوت درباره‌ی نیک و بد را به دیگری واگذارد، و نمی‌توان کسی را به این کار واداشت. از این رو است که دولتی که بخواهد ضماير مردم را تحت تحكم خویش درآورد ستمگر دانسته می‌شود، و هر قدرت حاکمه‌ای آنگاه که بخواهد به رعایای خویش املاء کند که باید چه چیزی را به عنوان حقیقت بپذیرند و چه چیزی را به عنوان ناصواب طرد کنند و چه عقایدی باید پرستش خدا را در دل هایشان برانگیزانند، زیانبار و غاصب حقوق ایشان دیده می‌شود. زیرا اینها چیزهایی هستند که درون حق هر شخصی واقع‌اند، که او نمی‌تواند از خود سلب کند حتی اگر بخواهد چنین کند.»

 

▪️باروخ_اسپینوزا 

▪️رساله_الهی_سیاسی 

_________________________________________

 

◾️هدف خردمند لذت جویی نیست، بلکه فارغ بودن از رنج است.

 

▪️سعادت به نام آن کسی است که زندگی را بدون دردهای روحی و جسمی شدید می گذراند، نه آنکه شادی های پرشور و لذّت های بزرگ نصیبش شده است.

 

▪️اگر کسی بخواهد جز بر این مبنا سعادت زندگی فردی را بسنجد، معیار غلطی را برگزیده است، زیرا لذّت ها سلبی‌اند و سلبی می‌مانند: این تصوّر که لذّت، موجب سعادت می‌گردد، جنونی است که حسرت برای مجازات خویش به‌وجود می آورد. اما رنج بر‌‌خلاف لذّت، به طور مثبت احساس می‌شود و از این رو فقدان آن معیار سعادت زندگی است.

 

▪️اگر در وضعیتی که رنج در آن وجود ندارد دلتنگی و بی‌حوصلگی نیز نباشد، آنگاه سعادت این جهان به‌طور عمده حاصل شده است، زیرا باقی همه وهم است.

 

▪️از این نتیجه می‌گیریم که هرگز نباید لذّت را به بهای رنج یا حتی به بهای امکان رنج خرید، وگرنه چیزی سلبی و در نتیجه موهوم را با چیزی مثبت و واقعی مبادله کرده‌ایم.

 

▪️آرتور_شوپنهاور

▪️در_باب_حکمت_زندگی