مقدمه ! از حدود ۱۰ سالگی تا ۳۱ سالگی اجاره نشین در تهران و کرج بودم و هر سال به علت اجاره نشینی جابه جا میشدم مثلا گاهی در تهران و گاهی در کرج و گاهی حومه تهران بودم مثلا یکسال صادقیه یکسال اشرفی اصفهانی تهران و یکسال گلشهر کرج یکسال اسلامشهر یکسال رباط کریم یکسال شهریار و همینجوری هر سال یکجا بودیم. و شغل ها و محل کارم و محل جای که درس میخوندم هم عوض میشد.

⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️

از سن ۲۳ سالگی که خدمت سربازی ام‌ تموم شد ، مشغول کار‌کردن شدم ، خیلی از کارها رو انجام دادم. مثلا. در بازار و در بازار لباس رفتم و در کارگاه دباس به نوعی شاگرد و پادو شده بودم  ،بعد از مدتی رفتم یک فروشگاه لوازم خانگی که اجناس خرید و فروش می‌گردند و اونجا مشغول کار شدم ، به نوعی نگهبان بودم و قیمت ها رو به مشتری ها میگفتم  و کمک دست صاحب فروشگاه بودم. یک مدتی. در قصابی مشغول به کار شدم و صبح تا شب مرغ ها و ماهی ها و گوشت ها رو به مشتری ها میفروختیم و یا تکه تکه اشون‌میکردیم آخر شب ها ، گفتی بعد در میوه فروشی و آجیل فروشی و قنادی هم مشغول به کار شدم. و مدتی هم در ابزار فروشی. هم جنس ها رو می‌فروختم و هم‌جنس ها رو در انبار جابه جا میکردم. و مدتی در سوپر مارکت هم فروشندگی میکردم. یک مدتی هم‌مشاور املاک بودم و یک مدتی هم ابدارچی املاک بودم و یک مدتی هم همزمان هم مشاور املاک و ابدارچی املاک به صورت همزمان بودم. و شغل های دیگه هم بودم. مثل  کارگر اسباب کشی منازل و متفرقه.

 

⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️

 

نتیجه گیری کلی ⬅️⬅️  در مسیله شغل و کار رزق و روزی و ثروت و مال دست خداست ، هر چقدر هم زرنگ و باهوش باشی اگه خدا نخواد به هیچ عنوان نمیتونی پول دار بشی ، البته‌ به استثنا یک شغل ها با حقوق ثابت  و اما در هر کار و شغلی باشی اگه خدا بخواد بعد از مدتی پول در میشی و حتی میتونی به میلیاردر شدن و کارخونه زدن هم فکر کنی و حتی در کار صادرات و واردات و حتی در خارج از کشور هم مشغول به کار بشی و برعکس اگه رزق و روزی رو کم در نظر بگیره.  به زور بتونی شکم‌ خودت رو سیر کنی و یک دست لباس برای خودت تهیه کنی.