به نام خدا

.

وقتی  ناصرالدین شاه برای اولین بار موز و دوش حمام میبیند و سوپ لاک پشت می خورد... چیز خوبی است، مثل کدوی کوچکِ تازه و دراز، اما رنگ پوستش که زرد شد آن وقت میرسد و خوردنی است، رسیده بود خورده شد. مزه خربزه می‌دهد، نرم است. همینطور با انگشت خورده می‌شود، قدری ثقیل است. (موز) قبل از غذا، سوپی آوردند آب لاک‌پشت بود. من نفهمیده همه را خوردم. بعد که سیاهه غذا را خواندم و فهمیدم لاک‌پشت بوده، کم مانده بود قی کنم. (مِنو غذا) صبح رفتیم حمام، لخت شدیم. یک لوله داشت که پیچ می‌دادند، سوراخ سوراخ داشت مثل چلو صاف‌کن، رفتیم زیر آن ایستادیم، حاجی حیدر پیچ داد، آب ملایم خوبی آمد و خودمان را شستیم. (دوش حمام) کتاب روزنامه خاطرات ناصرالدین‌شاه در سفر دوم و سوم فرنگستان‌