در اوایل دهه هشتاد، قسمت شمالی بوهم به خاطر استفاده از زغال‌سنگ ارزان در بخش‌های صنعتی و انرژی، بیشترین آلودگی هوا را در اروپا داشت. ۶۴ بیلیون کیلووات، از ۷۳.۵ بیلیون کیلوواتی برق تولید شده در این منطقه، از سوزاندن درختان (که سوختی پرگوگرد است) حاصل می‌شد. در نتیجه، در سال ۱۹۸۳ ، ۳۵ درصد از جنگل‌های چک از بین رفته یا در آستانه نابودی بودند، و یک سوم منابع آب آشامیدنی این کشور چنان آلوده شده بودند که حتی برای مصرف صنعتی نیز کاربرد نداشتند. در خود پراگ، دولت مجبور شد خدمات درمانی ویژه‌ای برای بیماری‌های تنفسی کودکان ارائه کند. ایوان کلیما ، در داستان کوتاهی با عنوان «دسیسه کریسمس»، فضا و هوای خیابان‌های پایتخت چک را اینگونه توصیف می‌کند: «تیره، مه‌آلود و دودگرفته، گوگردی و آزاردهنده». این خود حکومت سوسیالیستی بود که آلودگی ایجاد می‌کرد و مردم نیز از آن آلودگی رنج می‌بردند و یکایک آنان از این بابت نگران بودند. این نگرانی و توجه، به‌طور ضمنی سیاسی بود: دلیل اینکه کسی به حفظ محیط زیست اهمیتی نمی‌داد این بود که هیچکس به اقدامات پیشگیری‌کننده علاقه‌ای نداشت. تنها چاره برای بهبودی محیط زیست، دستور رسمی و پیگیر دولتی بود اما این دستورها را باید همان مقاماتی صادر می‌کردند که باعث و بانی این تلفات شده بودند. مدیران کارخانه‌ها و مزارع آن‌قدر بی‌تدبیر و بی‌ملاحظه بودند که جرات نمی‌کردند در اقدامات کنترل آلودگی پیش‌گام شوند و «سهم» خود را به خطر اندازند. همانطور که مردم زیادی باور داشتند، این نظام اقتصادی کمونیستی ذاتا آسیب‌رسان به محیط زیست بود.

پس از جنگ تونی جات مترجم: حمید پرنیان