#داستان_آهنگ

می‌گن در یک قبلیه‌ای زمانی که زمان ازدواج دختران می‌رسیده دخترها دور آتش حلقه می‌زدن و پشت به مردها می‌ایستادن و مردها بر اساس گیسوی اون دخترها همسر خودشون رو انتخاب می‌کردن. آهنگ کولی همایون شجریان داستان دختری رو روایت می‌کنه که دل به مردی بسته که از قضا اون شب اشتباهی دختری دیگر که شباهت زیادی با دختر داره رو انتخاب می‌کنه. که تو آهنگ می‌گه: "سودای همرهی را گیسو به باد داده رفت آن سوار و با خود یک تار مو نبرده" و دختر شبانه با گیسوانش خودش رو دار می‌زنه.

 

#متن_آهنگ

رفت آن سوار کولی با خود تو را نبرده

شب مانده است وبا شب تاریکی فشرده

کولی کنار آتش رقص شبانه ات کو

شادی چرا رمیده آتش چرا فسرده

رفت آنکه پیش پایش دریا ستاره کردی

رفت آنکه پیش پایش دریا ستاره کردی

چشمان مهربانش یک قطره ناسترده

رفت آن سوار کولی با خود تو را نبرده

می رفت گرد راهش از دود آه تیره

نیلو فرانه در باد پیچیده تاب خورده

سودای همرهی را گیسو به باد دادی

سودای همرهی را گیسو به باد دادی

رفت آن سوار و با خود یک تار مو نبرده

رفت آن سوار و با خود یک تار مو نبرده