زیپ کاپشن های چرمی را تا زیر گردن بال بکشید، شال تیم را دور گردن خود بپیچید، چکمه ها را برای خیس نشدن در چاله‌های پر از آب پا کنید. 90 بازی، در 45 روز لیگ برتر در پیش است... ماه دسامبر از راه رسیده.

 

مجموعه‌ی پیش رو، با عنوان "ایستاده پشت تراسها" گالری عکسهای محبوب من از ورزشگاه‌های فوتبال انگلستان است. شاید، عکسی مربوط به یک بازی بزرگ، یک بازیکن کلیدی یا لحظه مهم نباشد اما نمایی از ورزشگاه را به رخ می‌کشد که دوستش داریم. زیر ابرها، نور آفتاب، برف، باران، دیوارها، آهن سرد، آجرهای داغ....

قسمت اول سفر، از جایی آغاز می‌شود که این روزها، در طوفان داراگ آسمان و زمین آن به هم دوخته شده به جایی که تراسها، حقیقتا معنایی داشتند و روزگاری طلایی را رغم زدند. استادیوم پرافتخارترین باشگاه بریتانیایی اروپا، دومین باشگاه پرافتخار انگلستان (چه کسی می‌داند در پایان این فصل چه رخ خواهد داد؟!؟)، محل تاجگذاری پادشاهان سرخپوش و مهمتر از همه، جایی که طرفداران غریبه، دوشادوش هم فریاد زدند، اشک ریختند و یک دیگر را پس از 90 دقیقه با عنوان "طرفدار لیورپول" شناختند...

 

اگر شما در جایگاه کاپ هستید، خود را عضوی از یک جامعه حس می‌کنید، جامعه‌ای متشکل از هزاران دوست مثل شما، متحد با هم و وفادار... 

بیل شنکلی در وصف جایگاه کاپ

1- دروازه‌ی بهشت

عبور از دروازه‌ی ورودی آنفیلد رویای غریب کودکانه‌ی ماست.... رویای تنها قدم نزدن

 

هنگام طلوع خورشید...

 

یا غروب بنفش رنگ آن، آنفیلد چون چراغی در قلب طرفداران روشن است
در برابر درختان برهنه...
و وقتی همه چیز به سرخی می‌گراید...

 

از جایی که نمی‌دانیم نوری می‌تابد...
از تونل آنفیلد. با دستهایتان آن را لمس کنید.

 

نشان باشگاه لیورپول را
به سمت ورزشگاه...
پس از ادای احترام به بیل...
شنکلی

 

نیمکت سرخ

خیالتان راحت، شنکز حواسش به همه چیز هست. 27 ژانویه 1963 بیل شنکلی، آقای جان فلود، متخصص زیرساخت‌های زمین را دعوت می‌کند تا به آماده‌سازی آنفیلد برای بازی تکراری لیگ کاپ در وسط هفته برابر برنلی کمک کند.

 

به چشم‌های عاشقان شنکز بنگرید
و به مشت‌های او
فشردن دستهای این مرد، در بهار 1975 و  آخرین حضورش در آنفیلد به عنوان مربی آرزوی طرفداران بود
با ورود پیزلی، رویا در آنفیلد ادامه یافت
در روزهایی که همه چیز با پیزلی رنگی شده بود.

 

بوت روم، همیشه یک نفر را برای رهبری قرمزها داشت. جو فاگن، راه پیزلی را در همان یک سال مربیگری خود در آنفیلد ادامه داد.  قهرمانی لیگ کاپ، لیگ و جام باشگاه‌های اروپا در فصل 1983/84
و پس از او دالگلیش، زیر نورافکنهای آنفیلد
با وجود فریادهای کنی و نگاه های مبهوت طرفداران

 

او پادشاه و شوالیه محبوب بود که نامش در جایگاه sir Kenny Dalglish آنفیلد برای همیشه حک شد...
تا روزگاری دیگر و ظهور مردی دیگر از جنس لیورپول حتی اگر همه چیز تغییر کرده باشد و موبایل‌ها جای گرمای دستها را گرفته باشد، بازهم مردی از جنس مردم مرسی ساید به آنفیلد پای خواهد گذاشت...

 

و پس از 30 سال آسمان آنجا را روشن خواهد کرد. حتی بدون حضور طرفداران...
با وجود تمام اینها، طرفداران حاضرند تمام جامها را با یک لحظه نشستن کنار یکی از خودشان عوض کنند.

 

طرفداران

 مسیر آنفیلد در یک عصر سرد زمستانی تجربه‌ی بی نظیری است چه با خانواده در کنار چمن سبزرنگ اطراف زمین...
و چه در صف‌های طولانی بلیت، در کنار طرفدارانی که آنها را نمی‌شناسید
شالهای سرخ، مهم ترین چیزی است که در آنفیلد به نیاز دارید

 

سپس به یاد آوردن مردان بزرگی که این باشگاه را ساختند...
و بعد از آن: آنفیلد، لیورپول اف سی
پرچم‌ها، هرکدام تاریخی دارند و نمادی از روزهای تلخ و شیرین باشگاه، از پرچم رابی فاولر و پیزلی و دالگلیش، تا نشانه‌های به یاد آوردن هیلزبرو
اما پرچم بزرگ آنفیلد اینجاست. پرچم مشهور "باشگاه ما، نشان ما زندگی ما" که از سال 2000 توسط فرانک گراسفا طرفدار قدیمی تیم طراحی شده و هر بازی، همراه پسرش به آنفیلد و جایگاه کاپ آورده می‌شود. گراسفا راجع به آن می‌گوید: "وقتی به جام‌های روی آن نگاه می‌کنم اشک ازچشمانم جاری می‌شود... آنها را برای این روی پرچم طراحی کردم به تیم‌های دیگر نشان دهیم این چیزی است که شما با آن روبرو هستید."
همین.
سپس آنفیلد مهیای بازی می‌شود. تفاوت ندارد که قهرمانان استانبول، با مدافع عنوان قهرمانی اروپا برابر بنفیکا پای به آنفیلد گذاشتند و بازی را 2-0 ببازند...
یا در دورانی جدید، مدعیان همیشه لیگ قهرمانان باشند
آنفیلد در شبهای اروپایی رنگ  ولعاب دیگری دارد
و پس از بردهای بزرگ، همه چیز به رنگ قرمز در می‌آید

 

با مردی که "باور" را به آنجا بازگرداند. ​​​​

 

جشن پیروزی برابر بارسلونا فراتر از شور یورگن کلاپ، تیزچنگی ترنت الکساندر آرنولد و خوش شگونی دیووک اوریگی، تماما به اتمسفر آنفیلد تعلق داشت
جایی که باید شالهای سرخ خود را بیرون می‌آوردید
با خنده‌هایی از دل تاریخ، آنفیلد، 1975، شالهای کاموایی، بج ها و طرفداران

 

تراژدی

فقط جشن‌ها نیست که تاریخ آنفیلد را شکل داده. سکوهای بتنی، صندلی‌های فایبرگلاس و فنس‌های آهنی ورزشگاه هر کدام یادگاری از تلخی‌ها را در دل دارند. در 14 دسامبر 1966 و در بازی لیورپول برابر آژاکس، هجوم تماشاگران به فنس‌های جایگاه کاپ باعث مصدومیت 200 نفر شد...
در 29 سپتامبر 1981، تماشاگران به یاد مرد بزرگ باشگاه پای به آنفیلد و جدال برابر سوانزی گذاشتند. نخستین بازی پس از مرگ بیل شنکلی و بنر "شنکلی برای همیشه زنده ست" در دست طرفدار لیورپول. حق با اوست...
شنکلی همیشه جایی روی تراسهای کاپ قدم می‌زند.

 

یک دهه بعد، فاجعه‌ی بزرگ در هیلزبورو رخ می‌دهد. مرگ 97  طرفدار لیورپول در بازی نیمه‌نهایی اف ای کاپ برابر شفیلد، داغی بزرگ بر قلب فوتبال دنیاست. غمی بی پایان برای تمام بازیهای پس از آن...

 

آهن‌های دروازه‌ی آنفیلد، در آن روزها سردتر از همیشه است...
و هزاران شاخه گل، تمام ورزشگاه را پر می‌کنند چه فرقی می‌کند اورتونی باشید یا لیورپولی؟
"خدا تمام آنهایی که در هیلزبورو جان باختند را رحمت کند، شما هرگز فراموش نخواهید شد..." پس از آن فاجعه در یکی از دیوارهای ورزشگاه نام کشته شدگان نوشته می‌شود اما یک چیز هنوز باقی مانده. عدالت...
راهکار اول بستن راه بر تکرار چنین فجایعی تخریب جایگاه طرفداران ایستاده کاپ است.
با صدایی گوشخراش...

 

هر سال در سالگرد آن فاجعه آنفیلد حال و هوایی دیگر دارد

 

نبردها

 

شور طرفداران، غم‌های بزرگ جشن‌ها، اشکها، شادی‌ها و تلخکامیهای همه و همه روح آنفیلد را به روحی مبارزه جو بدل کرده. کافیست قبل از بازی زمین چمن را نیز مهیا سازید... 
و مارش نبرد را بنوازید... 

 

زمین قدیمی، در جای جای تاریخ عرصه نبردهای بزرگ بوده.  آنفیلد، در سال 1956, لیورپول برابر بری در دسته 2، خب نبردهایی بزرگتر از این یکی
و در شرایطی که بتوان بازی را دید،  بازی برابر آرسنال در لیگ کاپ 2006 به خاطر مه شدید به تعویق میفتد
به آنفیلد خوش آمدید! 
ونگر و بنیتز برای ادامه بازی در مه تصمیم می‌گیرند

 

اگرچه سالها قبل، آنفیلد در این شرایط هم میزبان دربی مرسی ساید بوده، 
نبردهای ماندگار آنفیلد، همیشه با قابی از جایگاه کاپ همراه بوده، لیورپول برابر نیوکاسل در نیوکاسل، نوامبر 1972

 

لیورپول چلسی، مارس 1971 پیتر مک کورمک در تلاش برای نواختن شوت و دیوید هی از چلسی به دنبال راهی برای مهار آن 
لیورپول دینامو درزدن، 1976، روزی که 39000 طرفدار لیورپول گل برتر کوین کیگان را برابر قهرمان آلمان شرقی نظاره کردند. و البته ماموران اشتازی مخفی بین تماشاگران  
به هرحال  رقبای غربی، آشناتر بودند، پل برایتنر در نمایی دورتر شاهد نبرد هوایی سپ مایر و  لیورپول بایرن مونیخ 1971
و رقبای انگلیسی آشنا تر، جان توشاک و جو کوریگن در جدال بر سر توپ، لیورپول من سیتی، 1971 بدون کلاپ، بدون گواردیولا 
لیورپول وستهم 1969، فرگوسن و هال گلر و مدافع وستهم در تلاش برای توقف ایان کالاها مهاجم قرمزها
1984، جام باشگاه‌های اروپا، لیورپول - بنفیکا،  روز هتتریک ایان راش و البته ثبت عکسی شاهکار برای پس زمینه لپتاپ ما
مه، در هر بازی در آنفیلد تماشایی است، حتی در کاپ خالی

 

و آسمان شب آنفیلد، پذیرای رقبا
خطوط کنار زمین، بهترین جا برای هنرنمایی ستارگان قرمز است
برای هنرنمایی بابی فرمینو برابر واتفورد

 

یا ارسال کرنری از ژردان شکیری
میهمانان گاهی در برف پذیرایی می‌شوند و گاهی در آفتاب. 
اما آنچه برای عکاسان مهم است ستارگان میزبان هستند.  حتی اگر او الن ایونز باشد
شب خوش میهمانی خوبی بود

 

میهمانان....

مهمترین مهمان آنفیلد، همسایه ای در یک قدمی آنهاست، باشگاهی که زودتر از لیورپول تاسیس شد، زودتر از آنها با ستاره‌ای به نام دیکسی دین به یک غول در فوتبال انگلیس بدل شد اما از نیمه دهه شصت میلادی ورق برگشت و موتور قرمزهای مرسی ساید با شنکلی روشن شد. نقطه اوج رقابت اورتون و لیورپول در دهه 80 که مرسی را عملا به پایتخت فوتبال انگلستان بدل نمود. تا جایی که مهمترین رقابت‌های دو تیم نه در آنفیلد و نه در گودیسون که در ومبلی و در قالب فینال های متعدد برگزار شد. با این وصف، رقابت در دو ورزشگاه به خاطر قرابت دو تیم یک شهر به دربی خانوادگی موسوم گشت. 
اگرچه گاهی در خانواده ها چنین چیزهای پیش می‌آید! فیل نویل در حال پرتاب اوت در مرسی ساید
رقیب اصلی لیورپول در آنفیلد اما داستان دیگری داشت.... 
سی سال دشوار این منچستریها بودند که فرصت جشن گرفتن را در طول فصل از لیورپول می‌گرفتند، حتی در انفیلد
و همه اینها شاهکار مردی بود که برای اولین بار در سال 1987 روی نیمکت میهمان در ورزشگاه لیورپول نشست
سر الکس فرگوسن رویای فتح پرچ لعنتی یا همان عنوان پرافتخارترین تیم در لیگ انگلیس را تحقق بخشید
و این نفرت را از من یونایتد و ستارگانش را در آنفیلد به اوج رساند! 
اگرچه ستارگان بزرگ دنیای فوتبال خاطرات خوشی از سفر به آنفیلد تجربه نکردند، چه لئو مسی در آن شب کابوس وار خود در برابر طرفداران لیورپول 
وقتی ضربه کاشته خود را با بازگشت قرمزها به بازی پرپر شده دید
اگرچه داستان لیگ قهرمانان اروپا و کریستیانو رونالدو، داستان متفاوتی است. رونالدو در سال 2014 و در دور گروهی لیگ قهرمانان اروپا با عنوان "5 ماه پس از قهرمانی اروپا راهی آنفیلد شد، 1 گل زد و پیروزی 3-0 را جشن گرفت
اما بقیه ستاره‌ها چنین داستان شیرینی نداشتند. یوهان کرویف در نیمه نهایی جام یوفا 1976 با لباس بارسلونا... 

 

و جرج بست در دیدارهای هرساله منچستریونایتد لیورپول 

 

و حتی عالیجناب شاه چارلز که پس از فجایع هیسل و هیلزبورو در راس هیاتی توسط دولت تاچر مسئول بررسی امنیت تراسهای جایگاه کاپ شد

 

و صاحبان خانه

 

آنچه هر هفته طرفداران را در آنفیلد به هیجان می‌آورد، غرش ستارگان است.  در دهه هفتاد با ورود کوین کیگان، آنفیلد یک سوپراستار به تمام معنا را در خود دید
مردی که در روز وداع با ورزشگاه اینطور مربی خود باب پیزلی را مجبور به دویدن کرد! 
و هنگام بازگشت به خانه با لباس هامبورگ، هنوز در آنجا محبوب بود. لیورپول - هامبورگ 1977 بازی برگشت سوپ کاپ اروپا،  پس از تساوی 1-1 در بندر شمالی آلمان، کوین کیگان که تازه آنفیلد را ترک کرده، با لباس هامبورگ به آنفیلد باز می‌گردد. اگرچه تیم پیروز لزوما تیمی که کیوان را دارد نیست.  و یاران جیمی کیس در خانه جام را نگه می‌دارند. لیورپول 6، هامبورگ 0
راه و رسم هر ستاره‌ای در آنفیلد، جشن گرفت با طرفداران است.  سمی لی، پس از برتری 4-1 برابر استون ویلا در می 1980 و مسجل شدن قهرمانی قرمزها در لیگ 

 

و فیل تامسون با جام قهرمانی در همان روز. 
آنها لحظات بی بدیلی را در ورزشگاه خلق کردند در سال 1977 لیورپول در دور یک‌چهارم نهایی جام باشگاه‌های اروپا به مصاف سنت اتین رفت. پس از باخت 1)0 در فرانسه در بازی برگشت آنفیلد یکی از اولین شبهای داغ و پرحرارت اروپایی خود را تجربه کرد. جو ورزشگاه دیوانه وار بود و قرمزها خیلی زود پیش افتادند اما در نیمه دوم سنت اتین بازی را مساوی کرد...  پس از گل فرانسوی‌ها آنفیلد به جای دیگری بدل شد، تماشاگران تا لب خط پیش آمدند، روی دیوارها، سقف ورزشگاه، کندی بازی را 2-1 کرد و فقط 5 دقیقه مانده به پایان دیوید فیرکلاف گل صعود لیورپول را به ثمر رساند و اینطور نخستین شب جنون اروپایی در آنفیلد را در مقابل چشم طرفداران جشن گرفت. 
هیچکس در اغاز قرن بیست و یکم محبوبیت کاپیتان شماره 8 را در میان طرفداران آنفیلد نداشت. استیون جرارد، با دستان گشوده گل معرکه خود از روی ضربه ایستگاهی در دربی مرسی ساید را با طرفداران جشن می‌گیرد. 
و پس از عصر جرارد، نوبت به پسرا ن یورگن رسید. کلاپ با ساختن آجر به آجر تیم خود، با خرید صلاح و آلیسون از رم و ویرجیل فندایک از سلتیک لیورپول را بار دیگر به یک مدعی قهرمانی بدل ساخت
لحظات مو در آنفیلد را که از یاد نبرده اید؟ 

 

دیوانه‌ای به نام دروازه‌بان

دروازه‌بان ها در آنفیلد جایگاهی خاص دارند. مردانی که در یک نیمه هیاهوی کاپ پشت سرشان است و در یک نیمه، در آنسوی زمین به رقص پرچمهای طرفداران در کاپ چشم می‌دوزند. البته اگر دیوانگی را کنار بگذارند! 
این یکی بهتر شد آقای گروبلار، بروس گروبلار، دروازه‌بانی که موفقیت‌های دهه‌ی 80 لیورپول با نام او پیوند خورده
و پیش از او، با پروازهای ری کلمنس در تیم شنکز و پیزلی در دهه 1970. کلمنس در حال گرم کردن، پیش از بازی برابر ناتینگهام فارست در بازی برگشت دور اول جام باشگاه‌های اروپا. کلمنس در این جدال دروازه را بسته نگه داشت اما ناکامی مهاجمان و تساوی 0-0 به معنای حذف لیورپول پس از باخت 1-0 بازی رفت بود. برایان کلاف در پایان فصل توانست پس از سه فصل پیاپی تاج قرمانی اروپا را از مرسی ساید به جنگل‌های شروود بیاورد.
و پیش از این دو نفر، نخستین دروازه‌بان قابل اعتنای قرمزها در تیم شنکز، تام لاورنس با این انعطاف بدنی لیورپول- آرسنال 1969
در سوی دیگر زمین، دروازه‌بانی برای حریف کار دشواری بود، فیل پارکس، دروازه‌بان وستهم در یکچهارم نهایی لیگ کاپ 1983
باب ویلسون، دروازه‌بان آرسنال در دهه 70

 

پایان

آنفیلد ...
یک تابلوی نقاشی زیبای پر هیجان است...