بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمه

آیت الله سید روح الله خمینی ، از بزرگترین مجتهدان ، مراجع تقلید ، فلاسفه مسلمان و چهره های سیاسی و اجتماعی قرن بیستم محسوب می شوند. فردی که در تمامی حوزه های فعالیت خویش ، دارای بینش عمیق و دانشی وسیع بود و مورد تعریف و تمجید میلیون ها انسان ، خواه ایرانی و خواه غیر ایرانی و خواه مسلمان و خواه غیر مسلمان قرار گرفته است. اما مهم ترین جنبه زندگی ایشان در نزد مسلمانان ، جنبه سیاسی آن محسوب می شود. جایی که امام خمینی (ره) ، در بحران بلوک غرب و شرق و تقسیم بندی کشور ها در چارچوب جامعه و فرهنگ غربی ، یک قطب سومی را که از اسلام سرچشمه می گرفت و به پیش می رفت ، مطرح کرد. جایی که ایشان به خوبی احتمال وقوع بحران ها و در نتیجه نابودی ایران و سایر ملل مسلمان را پیش بینی کردند و رهبری امت اسلام را عهده دار شدند. 

یکی از کامل ترین و بی نقص ترین دیدگاه های سیاسی ایشان ، در نامه ای که به گورباچوف ، آخرین دبیرکل حزب کمونیست شوروی اراِئه دادند ، تجلی می یابد. در این مطلب ، قصد داریم شما را با بخش هایی از این نامه آشنا کنیم.

کمونیسم اجرایی نیست و یک ایدئولوژی ناقص است

امام خمینی (ره) در بخشی از این نامه درباره کمونیسم عرض کردند: جناب آقای گورباچف، برای همه روشن است که از این پس کمونیسم را باید در موزه‌های تاریخ سیاسی جهان جستجو کرد؛ چرا که مارکسیسم جوابگوی هیچ نیازی از نیازهای واقعی انسان نیست؛ چرا که مکتبی است مادی، و با مادیت نمی‌توان بشریت را از بحران عدم اعتقاد به معنویت، که اساسی‌ترین درد جامعه بشری در غرب و شرق است، به در آورد.

جنبه های دینی از زندگی قابل حذف نیست ؛ از دین ستیزی دست بردارید

امام خمینی در این زمینه فرموده بودند: اگر جنابعالی میل داشته باشید در این زمینه‌ها تحقیق کنید، می‌توانید دستور دهید که صاحبان این‌گونه علوم علاوه بر کتب فلاسفه غرب در این زمینه، به نوشته‌های فارابی و بوعلی‌سینا ـ رحمت‌الله علیهما ـ در حکمت مشاء مراجعه کنند،.... و نیز به کتابهای سهروردی ـ رحمت‌الله علیه ـ در حکمت اشراق مراجعه نموده، و برای جنابعالی شرح کنند که جسم و هر موجود مادی دیگر به نور صرف که منزه از حس می‌باشد نیازمند است؛ و ادراک شهودی ذات انسان از حقیقت خویش مبری از پدیده حسی است. از استادان بزرگ بخواهید تا به حکمت متعالیه صدرالمتألهین ـ رضوان‌الله تعالی علیه و حشره‌الله مع‌النبیین والصالحین ـ مراجعه نمایند، تا معلوم گردد که: حقیقت علم همانا وجودی است مجرد از ماده؛ و هرگونه اندیشه از ماده منزه‌است و به احکام ماده محکوم نخواهد شد… و از کتب عرفا و بخصوص محیی‌الدین ابن‌ عربی نام نمی‌برم؛ که اگر خواستید از مباحث این بزرگمرد مطلع گردید، تنی چند از خبرگان تیزهوش خود را که در این‌گونه مسائل قویا دست دارند، راهی قم گردانید، تا پس از چند سالی با توکل به خدا از عمق لطیف باریکتر از موی منازل معرفت آگاه گردند، که بدون این سفر آگاهی از آن امکان ندارد.

غرب با ادامه این راه سقوط خواهد کرد

امام خمینی (ره) بیان کرده بودند: آقای گورباچف وقتی از گلدسته‌های مساجد بعضی از جمهوری‌های شما پس از هفتاد سال بانگ «الله اکبر» و شهادت به رسالت ختمی مرتبت - صلی الله و علیه و آله و سلم - به گوش رسید، تمامی طرفداران اسلام ناب محمدی (ص) را از شوق به گریه انداخت؛ لذا لازم دانستم این موضوع را به شما گوشزد کنم که بار دیگر به دو جهان بینی مادی و الهی بیندیشید. مادیون معیار شناخت در جهان بینی خویش را «حس» دانسته و چیزی را که محسوس نباشد از قلمرو علم بیرون می‌دانند و هستی را همتای ماده دانسته و چیزی را که ماده ندارد موجود نمی‌دانند. قهراً جهان غیب مانند وجود خداوند تعالی و وحی و نبوت و قیامت را یکسره افسانه می‌دانند در حالیکه معیار شناخت در جهان بینی الهی اعم از «حس و عقل» می‌باشد و چیزی که معقول باشد داخل در قلمرو علم می‌باشد گرچه محسوس نباشد لذا هستی اعم از غیب و شهادت است و چیزی که ماده ندارد می‌تواند موجود باشد و همان‌طور که موجود مادی به «مجرد» استناد دارد، شناخت حسی نیز شناخت عقلی متکی است.

پندی که به آن  توجه نشد و شوروی سقوط کرد !

آیت الله سید روح الله خمینی (قدس سره) در این نامه به گورباچف هشدار داده بود که مبادا این تغییرات را به سوی فروریختن نظام بسته شوروی و به روشنی به سوی غربی شدن پیش ببرد: «مشکل اصلی کشور شما مساله مالکیت و اقتصاد و آزادی نیست. مشکل شما عدم اعتقاد واقعی به خداست.»