بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمه

علامه محمد تقی جعفری ، فیلسوف ، فقیه ، عارف و مفسر نهج البلاغه به شمار می روند. ایشان در تبریز به تاریخ 24 مرداد 1302 متولد شدند. علامه محمد تقی جعفری نخست به وسیله مادر تعلیم داده شد و بخش هایی از قرآن کریم و مقدمات را آموخت. سپس برای ادامه تحصیل به مدرسه طالبیه تبریز رفته و تحصیلات علوم دینی را نزد استادان آنجا پی‌گرفت. در سال ۱۳۲۰ در ۱۸ سالگی، زادگاه خویش را به قصد اقامت در تهران ترک نمود، و در مدرسه مروی نزد استادان تحصیل متن رسائل و مکاسب را پی گرفت. پس از سه سال، در سال ۱۳۲۲ به شهر قم مهاجرت نمود و ضمن تحصیل در مدرسه دارالشفای قم ملبس به لباس روحانیت گردید و دروس خارج را در آنجا آغاز کرد. وی سپس برای ادامه تحصیلات، راهی نجف شد. بیست و سه ساله بود که به درجهٔ اجتهاد نایل گردید و در سال ۱۳۳۶ یا ۱۳۳۷ پس از یازده سال اقامت در نجف به ایران بازگشت. او فلسفه و عرفان را در کانون فلسفی - عرفانی نجف و تهران تکمیل کرد و تا زمان مرگ به آن اشتغال داشت. از نوشته ها و تالیفات متعدد ایشان می توان به تکاپوی اندیشه‌ها ، بررسی افکار هیوم و راسل ، حقوق جهانی بشر و کاوش‌های فقهی ، اخلاق و مذهب ، از دریا به دریا (کشف‌الابیات مثنوی مولوی) ، فلسفه و هدف زندگی ، انسان در افق قرآن ، حقوق جهانی بشر از دیدگاه اسلام و غرب ، عرفان اسلامی ، تعبد و تعقل در فقه اسلامی ، همگرایی دین و دانش ، جبر و اختیار ، معارف الهی ، ترجمه کامل نهج البلاغه ، در محضر حکیم و طرحی برای انقلاب فرهنگی اشاره کرد.

.

برتراند راسل فیلسوف تجربه گرایی انگلیسی بود که حوزه تخصصی وی نه فلسفه ، بلکه ریاضی بود. او در جوانی از دانشگاه اخراج شده بود. وی در طول زندگی ، چهار بار ازدواج کرد و برخی گزارش ها حکایت از رابطه وی با همسر فرزندش جان دارند. راسل، دوم فوریه ۱۹۷۰، بر اثر آنفلوانزا در پنریندیدرایث در ولز درگذشت

.

علامه محمد تقی جعفری در مباحثات علمی خود با این شخص ، پاسخ ها و نظریات ارزشمندی را بیان می کند که نه تنها عمق و غنی بودن اندیشه فلسفی اسلامی را نشان می دهد ، بلکه حتی می تواند انسان اندیشمند را به دستیابی به دیدگاهی درست و پایدار سوق دهد. در این مطلب بخشی از سخنان ایشان را بیان می کنیم.

توضیح درباره جاودانگی روح

راسل بر اساس دیدگاه غلط خود به نفس جاودانه قائل نبود. علامه جعفری در مورد جاودانگی روح به برتراند راسل پاسخ می‌دهد که اگر جاودانگی روح، غیرقابل قبول است، چگونه می‌توان زندگی عذاب‌آور اکثر افرادی را که در زندگی خود روی زمین رنج می‌برند، توجیه کرد. آیا تحمل این همه درد در ازای چند لحظه شادی، احمقانه نیست؟! اگر زندگی دیگری وجود نداشته باشد، احساس مسئولیت به وجود می‌آید؟!

تنها ترس عامل گرایش به دین نیست

راسل بر اساس اندیشه باطل خود بر این باور بود که عامل اصلی وجود و گرایش به ادیان ، وجود ترس در مردم است. علامه جعفری در پاسخ به نظریه "ترس" - که راسل برای توضیح اینکه چرا انسان‌ها فقط از روی ترس از دین پیروی می‌کنند- می‌گوید: دلایل دیگری برای پیروی از دین وجود دارد، مانند حیرت از خلقت، یا وظیفه غلبه بر طبیعت و سرشت وحشی و شهوت قوی در درون انسان و احتمال معقول زندگی ابدی پس از مرگ که ما را به جدی گرفتن ادیان تشویق می‌کند. به اعتقاد علامه، عامل ترسی که راسل در توضیح اینکه چرا مردم از مذاهب پیروی می‌کنند به آن اشاره می‌کند، حتی در اسلام نیز به طور کامل منسوخ نشده است، اما دلیلی برای گرویدن به دین نیست، بلکه نشان دهنده یک مرحله بسیار پایین ایمان در فرایند ایمان مداری است و این مساله باعث درک ایده‌آل و حقیقی از دین نمی‌شود.

تجربه گرایی ناشی از چیست ؟

راسل به اشتباه معتقد بود که وجود و رشد تفکر تجربه گرایی و شناخت تجربی در غرب ناشی از رشد و گسترش علم و دانش و آگاهی از نادرستی روش های علمی دیگر است ، اما علامه جعفری معتقد بودند که این امر به دلیل حاکمیت فایده‌گرایی و طغیان لذت مادی و تفکرات اومانیستی و محور قرار گرفتن لذت‌جویی است.

دین عامل جنگ و کشتار ؟

علامه جعفری در استدلال راسل مبنی بر اینکه دین باعث کشتارها و جنگ‌هایی به نام خود، علیه بشریت شده است، پاسخ می‌دهد که مساله دین و مفهوم آن، هیچ تفاوتی با مفهوم نژاد، اقتصاد، سیاست و ایدئولوژی ندارد ولی متاسفانه برای مقاصد ناعادلانه مورد استثمار قرار گرفته است و علامه مثالی زده و گفته که کشورهای توسعه یافته که از نظر علمی پیشرفت‌های زیادی داشته‌اند، مرتکب جنایت‌های فراوانی علیه کشورهای کمتر توسعه یافته شده‌اند. پس دین، این مشکل را ایجاد نکرده است.

دین به چه چیزی پاسخ می دهد ؟

راسل در توضیح شیفتگی مردم به ادیان می‌گوید: "مصیبت‌هایی که بر سر انسان‌ها وارد می‌آیند یک علت قوی برای گرویدن به دین است"، در حالی که علامه جعفری معتقد است که در حال حاضر، تنها دین و نه "علم مدرن" می‌تواند به سؤالات وجودشناختی که بشریت را به خود درگیر کرده پاسخ دهد، سوالاتی مانند چه زمانی و از کجا آمده‌ایم و از کجا و به کجا می‌رویم؟  اینها سوالاتی هستند که تضمینی نیست که علم در آینده به آن‌ها پاسخ دهد.

علامه جعفری دین را در زمره "پدیده‌های دائمی" مانند میل به بقا و کنجکاوی انسان نسبت به طبیعت و زندگی قرار می‌دهد، در مقابل "پدیده‌های موقتی" که در طول زمان تغییر می‌کنند، مانند گسترش دانش انسان در ارتباط با جهان خارج، معیار زندگی انسان، چگونگی بهره‌برداری از منابع به نفع آن‌ها و بقیه قوانین سیاسی و اقتصادی.

دین چجور پدیده ای است ؟

علامه جعفری معتقد بوده که "ممکن است" جوامع بشری قبلی بوده‌ باشند که بدون علم، فناوری یا فلسفه زندگی می‌کرده‌اند، اما دین به نوعی همیشه در این جوامع حضور داشته و دین در زمره پدیده‌های ثابت تاریخ بشر بوده است و این برخلاف نظریه راسل است که دین را پدیده‌ای ثانویه می‌داند و آن‌ را به عواملی مانند ترس و حوادث وحشتناک مربوط می‌داند. در حقیقت، کسی که پیرو دینی است یا اعتقادی دارد که به آن پایبند است، برای رویارویی با مشکلات در زندگی قوی‌تر است زیرا حتی زمانی که سرگردان است، معتقد است که یک نیروی متافیزیکی وجود دارد که می‌تواند عمل کند و وضعیت تشویش وی را تغییر دهد. در حالی که کسانی که باور دینی ندارند و به هیچ نیروی متافیزیکی ایمان ندارند به محال بودن یک مساله با موازین طبیعى نگاه مى‌کنند و ناامید مى‌شوند و مثلاً ممکن است خودکشى کنند. اعتقاد به وجود غیب، از نظر عملی مفید است، حتی اگر دیگران آن را، خرافه بدانند. به هر حال، هرکس باور دینی و ایمانی داشته باشد، ثبات روانی بهتری خواهد داشت.