آقا ما دیشب در مغازه بودیم ، خب مغازه ما هم تازه راه افتاده ، مغازه ای هم که تازه بیوفته هنوز کار داره تا جا بیوفته ، منم یه روز پیش بابام میگفتم که یه روزی پول خوبی از مغازه گیرم میاد که همین هم شد بدبختی برام ، خلاصه که آقا دیشب یه دختره ی کم سن و سالی که ماسک هم زده بود به طرز عجیبی گفت که میخوام همه نقره هات رو بخرم منم گفتم برا چی میخوای گفت برا فروشگاه آنلاینم میخوام ، خلاصه که دقیق به دقیق همه چی رو وزن کردم سرجمع همه شدن ۲۸ میلیون بعدش بهش گفتم چرا کارت نمیکشی گفت که کارت باهام نیست گفت از طریق شبا برات میزنم ، رسیدش رو بهم نشون داد ولی اینجا من احمق یه اشتباه داشتم که از رسیدش عکس نگرفتم حتی کارت شناسایی هم ازش نگرفتم ، وقتی پامو گذاشتم خونه فهمیدم چه گوهی خوردم ، حالا من الان تنها مدرکی که ازش دارم فقط عکس جنس هام هست با فیلمی که ازش با ماسک گرفته ، دختره هم الان داره به ریش من احمق میخنده