وقتی میگیم نوستالژی یاد خیلی چیزا میفتیم .
مثل کارتون کوتلاس و جیمبو و ایکیوسان و زیزی گولو آسی پاسی دراکولا تا به تا ...
مثل پاک کن های دو سر قرمز و آبی که فکر میکردیم قسمت آبیش خودکار رو هم پاک میکنه و هر بار که دهن دفترمون رو سرویس میکرد باز کوتاه نمیومدیم ...
مثل داستان روباه و زاغ و تصمیم کبری و ریزعلی ...
مثل پفک های اشی مشی که میتونستیم با 10 تا تک تومنی اندازه 2 ساعت بشینیم پفک بخوریم و آخرش هم شعر معروف پشت پاکت قرمز رو بخونیم و لذت ببریم : گنجیشکک اشی مشی، لب بوم ما نشین، بارون میاد خیس میشی و .....
مثل بازی سونیک و کمباد و قارچ خور و فوتبال 99 ...
مثل گاو مش حسن
مثل چرخوندن نوار کاست با مداد ...
مثل پیک نوروزی هایی که دهنمون آسفالت میشد و 13 روز تعطیلاتمون رو زهرمار میکرد اما باز تا یک هفته قبل عید انتظار گرفتنش رو میکشیدیم ...
اما ما طرفدارای سری آ از فوتبال هم کلی نوستالژی به یاد داریم ...
مثل عکس های آدامس آیدین 98 که همه چی رو ول کرده بودیم و دنبال ایتالیایی های محبوبمون میگشتیم تو آدامس ها ...
مثل داوری و اتفاقات فراموش ناشدنی 2002 بازی با کره ...
مثل داربی هایی که اول بازی مالدینی و زانتی با هم دست میدادن ...
مثل خیریه هایی که دل پیرو و مالدینی و زانتی و توتی و نستاها و ... با هم شرکت میکردن ...
مثل داربی های المپیکویی که طرفدارای لاتزیو و رم جهنم رو روی زمین تداعی می کردن ...
مثل گریه های باتی گل بعد از گل زدن به فیورنتینا ...
مثل بازی هایی که کولینا وسط زمین بود و کسی *** نمیکرد در مورد داوری حرف بزنه ...
مثل داربی هایی که نارنجک و فشفشه و دود و ... سن سیرو رو به خانه ارواح تبدیل می کرد و مثل اصابت آتش نارنجک دست ساز به دیدا ...
مثل فینال های اروپا که هر دو طرفش ایتالیایی بودن و بقیه دنیا باید با حسرت فقط نبرد بزرگان رو نگاه می کردن...
مثل پیرهنای لاجوردی با اون لوگوی بزرگ پرچم ایتالیا که آرزومون بود یکیش رو با اسم بازیکن محبوبمون داشته باشیم ...
مثل کارهای دی کانیو تو لاتزیو ...
مثل خیلی چیزای دیگه که الان تو ذهنم نیست و برامون خاطره ان ...