نیم ساعت قبل از اینکه داور سوت بازی بارسلونا و رئال سوسیداد رو در استادیوم انوئتا , -استادیومی که ابی اناری ها 8 ساله ازش پیروز خارج نشدن - به صدا در بیاره لاین اپ تیم بارسلونا اعلام و به سرعت در فضای اینترنت پخش شد و سایت های ورزشی یکی پس از دیگری 11 مرد اغازین بلوگرانا و لا رئال رو برای عموم به نمایش گداشتن .
درست 2 ساعت قبل از شروع این بازی لوس چه با بازی شجاعانه و قرص و محکمش رئال مادرید پرستاره رو در جهنم مستایا متوقف کرد تا این فرصت برای بارسلونا ایجاد شه تا با شکستن طلسم انوئتا و با انجام یه بازی بیشتر از کهکشانی های مادرید صدر نشینی رو جشن بگیره .
اما لاین اپ بارسلونا کمی عجیب بود . استفاده از منیر ال حدادی بی تجربه و پدروی نه چندان اماده به جای مسی و نیمار- که به نظر خیلی ها 2 تن از 5 بازیکن برتر جهان ان - و یا مارتین مونتویایی که به گفته ی خود انریکه انتخاب چهارمش در دفاع راسته و به نظر میرسه افزایش دقایق بازیش تحمیل شده از مدیریت باشه , هوادارا رو به خشم اورده بود.
هوادارا که چندین هفته منتظر لغزش رئال مادرید بودن تا فاصله ی تیمشون رو با صدر به حد اقل برسونن انتظار داشتن انریکه با تمام قوا به جنگ سوسیداد بره . جنگی که به اعتقاد بعضی از هوادارا انریکه به دست خودش و با لجبازی و دست کم گرفتن حریف واگزار کرد .
این بازی تردید های هواداران نسبت به انریکه رو بیش از پیش کرد .که البته این تردید هاه با چینش بازیکنا مقابل سوسیداد و یک شبه بوجود نیومده بود . از همون روزی که بارتومئو رئیس باشگاه بارسلونا لوییز انریکه رو به عنوان سرمربی جدید بارسلونا معرفی کرد این تردید ها تو دل خوشبین ترین هوادارا ایجاد شده بود . ایا انریکه برای سرمربی گری بارسلونا به اندازه کافی بزرگ هست ؟!
و سوال کشنده ای که ذهن هوادارا رو درگیر خودش کرده بود این بود که بارسا تا کی می خواد دنبال مربی های بی نام و نشون بره تا تجربه ی پپ دوباره تکرار شه ؟! شاید بارسا هم نیاز به یک مربی پر اوازه داره که کارنامه ی قابل قبولی داشته باشه . یه مربی امتحان پس داده و دنیا دیده که بتونه با کمک گرفتن از نیروی تجربه تیم کمک کنه .
واقعا چرا بارسلونا بعد از پپ گواردیولا دنبال مربی بزرگی نرفت ؟! جواب این سوال بسیار سادست . چون تیم مدیریتی بارسا نیازی به یک مربی بزرگ و درجه یک نداشت . در واقع بارسا اصلا دنبال مربی نبود بلکه دنبال یه عروسک خیمه شب بازی بود که تنها نقشش این بود که قبل و بعد از بازی تو کنفرانس مطبوعاتی شرکت کنه و چپ و راست از مسی و نیمار تعرف کنه و دم از فلسفه و ارزش های باشگاه بزنه . فلسفه ای که به لطف راسل و بعد از اون بارتومئو بیشتر شبیه به جوک شده . برای اثبات این ادعا فقط کافیه مصاحبه های اخیر تاتا رو در مورد دوران حضورش تو بارسا با هم بخونیم :
(( دوران حضور من در بارسلونا باید از کارنامه ی مربی گری من حذف شود چون در واقع من در هیچ چیز نقشی نداشتم ! }}
انریکه , مارتینو و حتی تیتو ویلانوا ی فقید هیچ کدوم نقشی در خرید ها و سمت و سو دادن به سبک بازی و تاکتیک ها نداشتن . در واقع سکان هدایت بارسلونا تو این 3 سال دست اندونی زوبی زارتا مدیر ورزشی این تیم بوده .
برای بررسی عملکرد زوبی زارتا تو این چند سال قفط کافیه به روند نزولی تیم تو این 3 سال نگاه کرد . سال اول تیم تیتوی فقید لالیگا رو با 100 انتیاز برد اما شکست تلخ و تحقیر امیز مقابل بایرن و شکست های پیاپی در ال کلاسیکو نشان از افت بارسای بی نظیر گواردیولا داشت . تیتو تابستان 2013 جان به جان افرین داد تا تاتا مارتینو عروسک و کیسه بکس جدید تیم شه . سال دوم رو اگر چه تاتا خوب شروع کرد اما سبک بازی به دل بعضی ها خوش نمیومد . تیم تاتا در نیم فصل اول مستقیم تر بازی می کرد . پرس میانه ی میدان جای پرس در یک سوم دفاعی حریف رو گرفته بود و مالکیت کمی کمتر شده بود . تاتا کمر به تغییر های مثبت و ضروری بسته بود اما از سوی رسانه ها , زوبی و مدیریت تحت فشار بود تا مبادا مالکیت توپ از 70 به 65 برسد . کار به جایی رسید که تاتا تصمیم گرفت نیم فصل دوم تغییراتی که دنبالش بود را فراموش کنه و مدام می گفت ((شما از حالا به بعد شاهد لالیگای جدیدی خواهید بود }} هر چی از نیم فصل اول گذشت تیم تاتا بدتر و بدتر شد تا فصل 2013/14 رو بدون جام پشت سر بزاره .
فصل بی جام بارسا مدیریت رو تحت فشار گذاشت تا با هزینه ای هنگفت به قول خودش یک انقلاب کوچک به راه بیاندازد . انقلابی که با درایت و مدیریت زوبیزارتا فقط سرمایه ی باشگاه را به باد داد و مشکلات باشگاه را حتی بیشتر از قبل کرد . که البته از خرید های خوبی مثل تر اشتگن , سوارز و براوو نمی توان گدشت .
تاتا که برای بی جام ماندن بارسا در اولین فصل حضورش از سوی هواداران و رسانه ها مورد شماتت قرار می گرفت از باشگاه جدا شد تا کاپیتان اسبق ازول گرانا که کوهی از تعصب و سخت کوشی بود سکان تیم را بر عهده گیرد.شایدهنوز زود باشه که راجع به بارسای انریکه نظر بدیم اما با استناد به نظر بسیاری از کارشناسان نمی توان اینده ی درخشانی برای این تیم متصور بود . و محرومیت بارسلونا از خرید بازیکن تا ژانویه سال اینده وضعیت رو وخیم تر کرده . محرومیتی که به خاطر تقض قانون های فیفا در جذب بازیکنان خارجی زیر 18 سال به بارسا تحمیل شه .
عده ای از کارشناسا اعتقاد دارن که اصولا سیاستی که بارسا در این چند سال در قبال لاماسیا داشته اشتباه بوده . بیش از این که لاماسیا در اختیار تیم اصلی باشه و به پیشرفت فوتبال بارسلونا کمک کنه این تیم اصلی بوده که در خدمت لاماسیا بوده و لاماسیا مثل یه زنجیری دور پای تیم اصلی پیچیده و اونو از پیشرفت باز میداره . بطور مثال شاید اگه 3 سال پیش بارسا به جای اعتماد بیش از حد به بارترا - که البته الان بهترین دفاع وسط بارسلوناست - تیاگو سیلوا رو خریداری کرده بود الان تاریخ جور دیگری رقم می خورد . و یا اگه به جای دل خوش کردن به رافینیا و دیگر هافبک های پرشمار لاماسیا بارسا 2 سال پیش ایسکویی که علنا گفته بود یه انتی مادریدیستاس رو جذب می کرد الان شرایط متفاوت بود . به نظر میرسه لاماسیا بیش از این که یه سیستم در خدمت تیم باشه تبدیل شده به یه برند تبلیغاتی برای مدیران و یه چوب برای هوادارا که تو سر رقبا بکوبن . نباید انتظار داشت که لاماسیا تمام نیاز های تیم رو براورده کنه و گاهی با یک خرید خوب میشه مشکل تیم رو حل کرد . و یک فوتبال دوست واقعی میدونه که با این سیستم هرگز نمیشه یک تیم قدرتمند و کوبنده ساخت .
نکته ی دیگری که اذهان هواداران واقع بین بارسلونا را درگیر کرده است یک دندگی و لج بازی زوبی و کادر مدیریت در قبال تغییر سبک بازی است . فوتبال ورزشی است که هر روز باید در ان به دنبال ایده های نو بود تا بتوان رقابت کرد . چیزی که متعصبین سبک بارسا فراموش می کنن این است که تیکی تاکا وحی منزل نیست و می توان به روش های مختلف فوتبال بازی کرد و همچنان کوبنده بود . هر چند بارسا مدت هاست تیکی تاکا را با نصف کیفیت دوران پپ هم اجرا نمی کند و نمی توان اسم انرا تیکی تاکا گداشت .
حماقت یعنی همان کار همیشگی را بارها و بارها تکرار کنی و در انتظار نتیجه ای متفاوت باشی . ( البرت اینشتین )
خرید های زوبی زارتا نیز در تابستان امسال در نوع خود شاهکار بوده اند . سیاستی که زوبی برای پست دفاع راست در پیش گرفت مضحک و خنده دار بود . زوبی زارتا دالاس پریرا بازیکنی که احتمالا غیر از خانواده اش کس دیگری او را نمی شناسد در استاه ی 25 سالگی قرار دارد را با مبلغ 5 میلیون یورو به نیوکمپ کشاند .
با وجود این همه استعداد یاب که شبانه روزی برزیل را شخم می زنند برای بازیکن , واقعا اگر داگلاس شایستگی حضور در یک تیم معمولی اروپایی را هم داشت مسلما تا بحال او را جذب کرده بودند. بازیکنی که طبق استاندارد های بارسا اصلا فوتبالیست نیست !
اوج بلند پروازی زوبی زارتا به عنوان مدیر ورزشی یکی از بزرگترین باشگاه های اروپا برای خرید دفاع وسط چپ پا جرمی متیو 30 ساله یا 20 میلیون یورو که تا اینجای فصل برای بارسا یک بازیکن معمولی رو به ضعیف بوده و توماس فرمائلن همیشه مصدوم , کاپیتان اسبق توپچی ها که دیگر در ارسنال هم برایش جایی نبود با مبلغ عجیب 15+4 میلیون یورو است. با این پول می شد یان فرتونگن بلژیکی رو جذب کرد که دقیقا بازیکنی بود که بارسا بهش نیاز مبرمی داشت .
راستش اگه نظر من را بخواهید اگر بارسا فصل پیش در بازی اخر لیگ مقابل اتلتیکو کمی خوش شانس تر بود و یا گل سالمش را افساید نمی گرفتند و موفق به کسب لیگا می شد زوبی زارتا و بارتمدو هرگز حاضر نمی شدند سوارز را با 82 میلیون یورو به به کاتالونیا بیاورند . زوبی زارتا اگر قصد زدن ریشه ی بارسلونا را هم داشت باز هم نمی توانست انقدر بد خرید کند .
نیمار و مسی هم برای خودشان داستانی شده اند و حالا سوارز هم به انها اضافه شده است . انریکه بدنبال سیستمی است که بتوان از حد اکثر پتانسیل این 3 فوق ستاره در کنار هم استفاده کرد . بارسا توسط نایکی و ادیداس تحت فشار است تا سبک تیم را به سمتی ببرد که حتما این بازیکنان بدرخشند و هر روز عکسشان در صفحه ی اول روزنامه ها چاپ شود و مردم جرزی های ان ها را بخرند و ستاره بمانند و هر روز قرارداد های گنده تری ببندند و این وسط نایکی و ادیداس پولی به جیب بزنند و به رقابت نا سالمشان با هم ادامه دهند . به قول یکی از دوستان بنده فوتبال بازی زیبایی است که نایکی و ادیداس انرا به گند کشیده اند .
شاید پپ هم بهمین دلیل از بارسا جدا شد . پپ نمی خواست بازیچه ی دست راسل و تیمش باشد . پپ فقط به دنبال فوتبال بود . به دنبال این بود که انچه در ذهنش می گذرد در زمین پیاده کند و بازی کند و ببرد .
بی دلیل نیست که پدر سالار بارسلونا یوهان کرایف کبیر نگران وضعیت بارسلوناست. کرایف به کرات در برابر سیاست های راسل و جهت گیری باشگاه موضع گیری کرده و از علنی کردن تقابل خودش با راسل هیچ ابایی نداشته .
بارسا نیاز به شروعی دوباره دارد . نیاز دارد سیاست هایش را اصلاح کند و راه را برگردد تا همه چیز را از اول بنویسد. سکان را دست یک مربی کاربلد بدهد تا از الف تا ی تیم را مدیریت کند تا شکوه و عظمت دوباره به نیوکمپ بازگردد . هواداران بارسا حالا بیش از هر زمانی قدر لاپورتا مدیر محبوب و شایسته ی اسبق خود رو می دانند و بی صبرانه منتظر بازگشت او به نیو کمپ هستند. بازگشت او نوید بخش اینده ای درخشان است .