موحد به دلیل آسیب دیدیگی امکان حضور در مسابقات را از دست می‌دهد. پس از آن به دستور سازمان تربیت بدنی موحد از شرکت در کلیه رشته‌های ورزش محروم می‌شود. طبق صحبت های خود وی در این مورد داخل یک مصاحبه ، نبوسیدن دست شاه ایران را دخیل می‌داند.

موحد در مصاحبه با عنایت فانی در برنامه عبارت دیگر می‌گوید:

هیچوقت یادم نمی‌رود. البته آقای معینیان من را خوب می‌شناخت، یک رئیس دفتری داشت به نام آقای کاظم‌زاده، من را خیلی خوب می‌شناخت. … آقای معینیان به من وقت دادند و من پیش او رفتم، کمی صحبت کردند و چایی آوردند خوردیم. گفت خوب موحد چه شده است که آمده‌ای؟ گفتم آقای معینیان چرا من را محروم کرده‌اند، حالا عیب ندارد من کشتی نمی‌خواستم بگیرم، ولی چرا من را ممنوع الخروج کرده‌اند، آخر من چه گناهی کرده‌ام. بعد به من گفت که، عین این جمله آقای معینیان را هیچوقت یادم نمی‌رود، گفت خوب برای تو گزارشات بدی داده‌اند. گفتم آقای معینیان به شما می‌گویند شما چشم و گوش شاه هستید، من برای همین پیش شما هستم. چه کسی بهتر از من می‌تواند حقایق را برای شما بگوید. دلیلی ندارد که من چیزی را کتمان کنم، اگر هست بگویم نیست. حقیقت را به شما بگویم دیدم نه، چیزی نیست، او هم مثل بقیه است، از او چیزی عاید ما نمی‌شود از نظر کمک کردن به ما. گفتم خیلی ممنون آقای معینیان، تشکر کردم و آمدم. از در بیرون که رفتم ناگهان یادم افتاد، در را باز کردم و این را هیچوقت یادم نمی‌رود که گفتم آقای معینیان من اهل شمال هستم هوای ابری زیاد دیده‌ام اما آفتاب می‌آید و ابر همیشه نمی‌ماند، این حکومت دوام نمی‌آورد. در را بستم و آمدم. باور کنید، یعنی این را قشنگ یادم است.