صبح دِگَر است و دلم حالوهوایی دارد در محضر دوست ، عجب حال خوشی دارم من
در صبحِ طلوع کرده به تو بالیدم امروز عجب حال خوشی دارم من
بِبَستم "دیده زنجیری" بر اون رخسارت چه رخی ، عجب حال خوشی دارم من
رب به دیدار رُخَت خواند فرا بَه چه دیداری ، عجب حال خوشی دارم من



