همایون خان محبوب ترین بازیکن عصر خودش بود. او می توانست محبوب ترین بازیکن تاریخ ایران هم باشد، اما رقابت را به کسانی باخت که با مسیر تاریخ رنگ عوض می کردند. قبل از انقلاب دستگاه امنیتی از او خواست که محبوبیتش را صرف دستگاه بکند و برایشان کار کند، اما وقتی  تنها برای آزادی و وساطت برای افراد مختلف به اداره امنیت مراجعه می کرد از او می پرسیدند تو برای ما کار می کنی یا برای آن ها ؟ حالا اگر سری به همایون خان بزنید دیگر آن کاپیتان پر حاشیه و جنجالی نیست، حالا  به آرامش و خضوعی رسیده که   همتایش پیدا نمی شود. دیگر نه  از کسی دلخور نیست،  نه پرونده ای رو می کند و نه می خواهد در یادآوری از خاطراتش رقبای دوست داشتنیش را تخریب کند. همه اتفاقات دوران فوتبال و حاشیه ها و جنجال ها  را به قول نامه خداحافظی   کریمی " تنها چالش‌ها‌، رقابت‌ها و احساسات منطقی  "می داند.  از همین رو است که مساله دوپینگی که موجب شد از مربیگری کناره برود را فراموش کرده، حتی کسانی که 30 سال اسطوره ای چون او را خانه نشین و ممنوع التصویر کردند را معرفی نمی کند. او از این که دیگر محبوب دختر ها باشد و به سلطان هواداران شناخته شود ناراحت نیست. همین دلخوشی از خاطرات گذشته برای همایون خان برایش بس است. باورش در فوتبال امروز واقعا سخت است فردی با این همه محبوبیت که می تواند از آن استفاده کند به راحتی از آن می گذرد و کنج خانه می نشیند که حالا بگوید افسرده شده ام.

همایون خان   دو سال قبل انقلاب  و 28 سال بعد انقلاب خانه نشین و ممنوع التصویر  شد، به کارهای نکرده سی سال در خانه حرص خورد، افسردگی گرفت و دم بر نیاورد.  گناهش این بود که محبوب هواداران بود و عده ای از این یا سوء استفاده کردند یا حسادت! حیف که تصاویر تلویزیونی در ایران آن دوره آن قدر نمانده که هنر بزرگ این فرد را نشانمان دهد، افسوس که از دوران خانه نشینی و حرص و جوش خوردن هایش برای پرسپولیس خبر نداریم، از مرام و معرفتش که زبانزد همگان بود.حیف که از پرونده سازی ها و دست های آلوده ای که او را از ما جدا کرد بی خبریم. حیف که نمی دانیم یک اسطوره  در این گوشه شهر  دارد افسردگی می گیرد . وای برما!