ترک توهم از میراث

آلبوم گروهی سائورون

متن ترانه:

آری، در سرنوشت انسان، هیچ خطی راست نیست، هیچ مسیری پایان ندارد، و هیچ حقیقتی از توهم جدا نیست

مینویسم ، چشما باز قرنیه چپ ، پلکا راست توهم دنیای انسان هاست واسه همیشه میمونه  فکرام راز 

زمین کوچیکتر از قفسه یه دیقه وای میستی بند میاد نفست میگی این یکی بدتر از هر فصله ولی فصل بعد همچی بر عکس

واقعی نی هیچی اینجا اگه سالمی کیرینجی تو خیابون اگه واردی میپیچی

 مسیرت کج میشه  کی تو رو اسیرت کرد نمیفهمی  میشی وسیله دست نوین میکننت از میله وصل محدودی با حرفا سنگینه وزن  حقیقت میشه یه فریب محض!

   حقیقت بر وزن توهمه میاد قلب میشه هم رزم تفکرت میخواد دو دستی رفیقو بغل کنه خنجرِ تو دست میکنه توجهشو جلب

قلبت خالی شد مغزت پوچ چشمات جاری شد فکت خورد روحت از دست جسم بسته بود شدم از این دنیا خسته زود

دنیای ما همچون آینه‌ای است که تصویر ما را باز می‌تاباند، اما آیا تصویر واقعی خود را می‌بینیم، یا تنها انعکاسی از دروغ‌های درونی‌مان را؟ شاید هیچ‌گاه نخواهیم فهمید که خود واقعی‌مان کیستیم، زیرا هر لحظه که به دنبال آن می‌رویم، او به سرزمین ناشناخته‌تری می‌گریزد.

نقاب ها درخشان چهره ها تاریک وسط روز ماها انگاری خوابیم میلیون ها سال فقط در پی راهیم در اصل ماها فقط برده نامیم

هی میکنن چپ راست مارو ولی  میباره تو خشکی برف باز مرگ تاوان جنگ هاست توی سکوت عمیق ما حرف هاست

دست و پا بسته و فکمون قفل ازادی بن بسته انتهاش جرم هست ماه تو یه نقش یه جغد  واسه ی شکار طلوع صبح

خورشید نیکی که غروب تو نشان داره از وقت  عبور پُل 

پلی که لرزانه هر قدم حاصل فرداعه معلق در عمق دره دره ای که پر از سرماعه

حقیقت، چیزی جز توهم نیست !

استریم از ساندکلود:

SoundCloud