اتلتیکو:
اتلتیکو همیشه مورد توجه من بوده است. پس از 7 سال به خانه آمده ام. انتظار طولانی بود و امیدوار بودم که یک روز برگردم. الان کمی احساس عجیبی دارم. باور نمیکنم اتفاق افتاده است.
استقبال گرم هواداران:
انتظار چنین چیزی داشتم اما پس از این اتفاقات واقعاً نمیدانم که باید از هواداران چه بخواهم. آنها اسم من را صدا زدند حتی وقتی من حریف آنها در چمپیونزلیگ و لیگ اروپا بودم. آنها همیشه من را غافلگیر کردند. کمی احساسی است که رقیب شما، اسم شما را فریاد بزند. من انقدر خوش شانس بودم که بازیکن اتلتیکو باشم. حالا احساس مسئولیت بیشتری میکنم.
ترک کردن اتلتیکو در سال 2007:
همانطور که گفتم از هر نظر دشوار بود. خوشبختانه به هر دو طرف زمان داد که رشد کنند و بهتر شوند. باشگاه قادر بوده که یک تیم خوب بسازد. تیمی که میداند بازی کردن یعنی چه. برای من قانع کننده بود اما همزمان چیزی را در وجود خودم گم کرده بودم. بازگشت به باشگاه همه آن احساسات را برگرداند. حالا تنها میخواهم لذت ببرم و به هم تیمیها کمک کنم تا فصل خوبی داشته باشیم و از این شور و اشتیاق، تعهد و روحیه ورزشی لذت ببریم. با اینکه اتلتیکو همواره اتلتیکو است اما باشگاه خیلی تغییر کرده است.
هواداران:
چه چیزی میتوانم بگویم. میدانند که من از اینجا شروع کردم و در تیم جوانان بازی کردم. همه بازیها را به ورزشگاه رفتم تا اینکه در 17 سالگی اولین بازی را انجام دادم. خوش شانس بودم که توانستم به تیم کمک کنم. تمام تلاش خود را برای دفاع از پیراهن باشگاه میکنم.



