تیم آموریم در برابر لیورپول دوباره به تنظیمات آنچه از یونایتد به عنوان رقیبی سرسخت و سختکوش میشناختیم بازگشت . بازی گرفتن از مگوایر با این روحیه ای که در این چند مدت در برخورد با ناملایمات دیدیم با این سبک که میتوانست چندیدن روز قهرمان تیتر یک مجلات و سایتها با زدن گل در دقایق پایانی بازی بودیم در کنار متیاس دی لیخت نامتعادل در حرکت در مرکز دفاع در برابر شمشیر برنده ترین تیم لیگ برتر شجاعت خاصی نیاز داشت . آوریم در تیم بدون سردارش لشکر بدون فرمانده فقط دنبال احیا بود او حتی دست به دامان جوانی شد که درمسابفات دارت قهرمان شده بود و از بازیکنانش خواست به او اقتدا کنند . همین کنش واکنش دالو را درپایان بازی دربرداشت که گفت از غریبانه شدن مربی خجالت زده شدیم و تلاش کردیم متوسط نباشیم همین روحیه آماددیالو را چنان بی پروا و حریص کرد که حتی با سر و گردن و کمر خود را به دروازه بکر کوبید و فرناندز را آنقدر به تکاپو واداشت که بارها و بارها جنگ نابرابر را از هافبکهای لیورپول بسود خود خاتمه داد . مرد متعادل و متوازن این روزهای سیاه یونایتد بدون شک مانوئل اوگارته است . در مرکز زمین در پیووت دفاع انقدر عالی و فراتر از انتظار بود که نمره عالی برای چندمین بازی پی در پی گرفتن برایش کافی نبود . در این وانفسای تاریک ایام یونایتد کور سوی امید درخشش یوروو در تکل استثنائیی دقایق پایانی بارقه های امید را دوباره دردل طرفداران برای بازگشت ثبات به خط دفاع زنده کرد . مارتینز روز پردردسرش در جدال با صلاح ،خاکپو،نونیز،ژوتا را با شلیک وحشتناک پای چپش به سقف دروازه لیورپول و شادی دیوانه وارگونه اش به پایان برد اما تاریکی هنوز از راسموس هوئیلاند وزیرکزی و گارناچئو دست برنداشته اونانا و ماینو هنوز پرنوسان هستند اما گویا این ققنوس در حال بال زدن برای برخاستن از خاکستر ده سال جهالت مدیران آمریکایی دارد البته بجای یک اسکواد فعلا با 8 تا 9 مرد سختکوش و کلی ستاره بی سو و کم سو و ببر کاغذی ، باید دید آموریم در پرواز این ققنوس کجای ماجرا قرارخواهد گرفت