به نام خدا

.

قالب: غزل 

.

من را به تو راهی نیست ، این من که به جاهی نیست

این دل ز تو ویران است ، چیزی به جز آهی نیست

.

بین صد و یک فرق است ، این خالی و آن صدر است

سائل که منم خاموش ، لایق به تو شاهی نیست

.

آن شاه عرب را چاه ، چون محرم اسرار است

افسوس به من حتی ، محرم شده چاهی نیست

.

آن عاشق بی معشوق ، فریاد زند مدهوش

دردا که به من یارم ، چون خانه پناهی نیست

.

آن پیر مسیر عشق ، گر پند گران گوید

گوید که ره پیوند ، جز راه تباهی نیست 

.

این ماه فلک تابان ، بر دیده‌ی این خوابان 

افسوس نمی دانند ، بهتر ز تو ماهی نیست

.

این عاشق تو سانِ ، آن مرغ سحرگاه است

گر او تو بخوانی هست ، گر وی تو نخواهی نیست