باهام خوب نبود

محبت کردن بلد نبود

کم حرف میزد

هرکاری واسش میکردم نمیدید

مدام سنگ بزرگ میذاشت جلو پام

راه موندنُ سخت کرد که آسون برم

ولی منِ احمق هنوزم با دیدن یه عکس ازش بعد کلی سال 

اشکام جاری میشن