آهنگ میخواهم با پدرم صحبت کنم از سلن دیون
میخواهم زمان را فراموش کنم Je voudrais oublier le temps
فقط برای یک لحظه Pour un soupir, pour un instant
به عنوان استراحتی بعد از یک رقابت نفسگیر Une parenthèse après la course
و برم به جایی که قلبم منو میبره Et partir où mon cœur me pousse
میخواهم ریشههایم را پیدا کنم و بهشون برگردم Je voudrais retrouver mes traces
چشمانداز و جایگاه من در زندگی کجاست؟ Où est ma vie, où est ma place?
و خاطرات ارزشمند گذشتهام را در گرمای باغ مخفی درونم حفظ کنم Et garder l'or de mon passé Au chaud dans mon jardin secret
من دوست دارم از اقیانوسها بگذرم Je voudrais passer l'océan
و مثل یک مرغ دریایی پرواز کنم Croiser le vol d'un goéland
از هر چه دیدهام گذر کنم Penser à tout ce que j'ai vu
و به سمت ناشناختهها برم Ou bien aller vers l'inconnu
من دوست دارم ماه را در دست بگیرم Je voudrais décrocher la lune
من حتی دوست دارم دنیا را نجات دهم Je voudrais même sauver la Terre
اما بیشتر از هر چیزی Mais avant tout
دوست دارم با پدرم صحبت کنم Je voudrais parler à mon père
با پدرم صحبت کنم Parler à mon père
من می خواهم قایقی انتخاب کنم Je voudrais choisir un bateau
نه بزرگترین و نه زیباترین آنها را Pas le plus grand ni le plus beau
و آن را از تصاویر و تجسمات و عطر سفرهایم پر کنم Je le remplirai des images
Et des parfums de mes voyages
میخواهم آرام بگیرم و بنشینم و خاطراتم را بیاد بیاورم، صدای کسانی را که به من یاد دادند که هرگز از رویاهایم دست نکشم Je voudrais freiner pour m'asseoir
Trouver au creux de ma mémoire
Les voix de ceux qui m'ont appris
Qu'il n'y a pas de rêve interdit
من می خواهم رنگ ها را از نقاشیهای وجودم بیرون بکشم و تجسمی ناب و زیبا از جایی که با تو به آرامش رسیدم ببینم Je voudrais trouver les couleurs
Du tableaux que j'ai dans le cœur
De ce décor aux lignes pures
Où je vous vois et me rassure
من دوست دارم ماه را در دست بگیرم Je voudrais décrocher la lune
من حتی دوست دارم دنیا را نجات دهم Je voudrais même sauver la Terre
اما بیشتر از هر چیزی Mais avant tout
میخواهم با پدرم صحبت کنم Je voudrais parler à mon père
با پدرم صحبت کنم Parler à mon père
میخواهم زمان را فراموش کنم Je voudrais oublier le temps
فقط برای یک لحظه Pour un soupir, pour un instant
به عنوان استراحتی بعد از یک رقابت نفسگیر Une parenthèse après la course
و برم به جایی که قلبم منو میبره Et partir où mon cœur me pousse
میخواهم ریشههایم را پیدا کنم و بهشون برگردم Je voudrais retrouver mes traces
چشمانداز و جایگاه من در زندگی کجاست؟ Où est ma vie, où est ma place?
و خاطرات ارزشمند گذشتهام را در گرمای باغ مخفی درونم حفظ کنم Et garder l'or de mon passé Au chaud dans mon jardin secret
من میخواهم با تو سفر کنم Je voudrais partir avec toi
دوست دارم با تو رویا ببینم Je voudrais rêver avec toi
همیشه در جستجوی دستنیافتنیها Toujours chercher l'inaccessible
و همیشه امیدوار به غیرممکنها Toujours espérer l'impossible
من میخواهم ماه را بگیرم Je voudrais décrocher la lune
و چرا زمین را نجات ندهم؟ Et pourquoi pas sauver la Terre
اما بیشتر از هی چیزی Mais avant tout
میخواهم با پدرم صحبت کنم Je voudrais parler à mon père
با پدرم صحبت کنم Parler à mon père
میخواهم با پدرم صحبت کنم Je voudrais parler à mon père
با پدرم صحبت کنم Parler à mon père


