Everybody dies, surprise, surprise

همه می میرند، سوپرایز، سوپرایز

 

We tell each other lies, sometimes, we try

ما به همدیگه دروغ میگیم، بعضی وقتا، تلاش میکنیم

 

To make it feel like we might be right

تا کاری کنیم حسی که فکر میکنیم درسته رو داشته باشیم

 

We might not be alone

شاید تنها نباشیم

 

Be alone

تنها باشیم

 

“Everybody dies,” that’s what they say

همه می میرند، چیزیه که اونا میگن

 

And maybe, in a couple hundred years, they’ll find another way

و شاید، توی چند صد سال دیگه، اون پیدا می کنند یه راه دیگه ای

 

I just wonder why you’d wanna stay

برام سواله که چرا تو میخوای بمونی

 

If everybody goes

وقتی که همه می میرند

 

You’d still be alone

تو هنوز تنها خواهی موند

 

I don’t wanna cry, some days I do

نمیخوام گریه کنم، ولی بعضی روزا میخوام

 

But not about you

ولی نه برای تو

 

It’s just a lot to think about the world I’m used to

اون قدری که من عادت داشتم به جهان فکر کنم، خیلی زیادیه

 

The one I can’t get back, at lеast not for a while

چیزی را که نمیتونم برگردونم، حتی برای یک لحظه

 

I sure have a knack for seeing life more like a child

مطمئن هستم که مهارتی دارم تا بتونم دنیا رو مثله یه بچه ببینیم

 

It’s not my fault, it’s not so wrong to wonder why

تقصیر من نیستش، خیلی اشتباه نیست که برات سوال باشه

 

Everybody dies

همه میمیرن

 

And when will I?

و کی من خواهم مرد؟

 

You ought to know

باید بدونی که

 

That even when it’s time, you might not wanna go

وقتی که وقتش برسه، شاید آماده رفتن نباشی

 

But it’s okay to cry and it’s alright to fold

ولی اشکالی نداره که گریه کنی و چمباتمه کنی

 

But you are not alone

ولی تو تنها نیستی

 

You are not unknown

تو ناشناخته نیستی